| Total search result: 201 (39 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| semi processed data |
داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا.. |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| dp |
پردازش روی داده برای تولید اطلاعات مفید یا مرتب کردن و سازماندهی فایلهای داده |
| list |
1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی |
| formats |
روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک |
format |
روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک |
| major sort key |
یک فیلد حاوی اطلاعات که توسط ان اکثر اقلام داده هامی توانند تشخیص داده شده و مرتب شوند |
| scheduling |
مرتب کردن ترتیب پردازش کارها |
| job |
مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند |
| jobs |
مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند |
| ascend |
مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست |
| ascended |
مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست |
| ascends |
مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست |
| gather |
و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده |
| gathered |
و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده |
| collating sort |
مرتب کردن داده |
| data processing |
مرتب کردن داده ها |
| collection |
و مرتب کردن در پایگاه داده |
| collections |
و مرتب کردن در پایگاه داده |
| sorting network |
شبکه مرتب کردن داده ها |
| sorts |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند |
| sorted |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند |
sort |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند |
| information |
داده پردازش شده و مرتب شده برای تامین قواعد با معنی |
| selectively |
مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب |
| selective |
مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب |
| gpr |
ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط ق مختلف پردازش کند |
| edp |
پردازش داده در سطحی گسترده توسط کامپیوترهای دیجیتالی الکترونیکی پردازش داده به صورت الکتریکی |
| bubble sort |
روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند |
| alphasort |
مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا |
format |
تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل |
| formats |
تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل |
| mercury delay line |
روش مرتب کردن داده ها به صورت پاس ها در طول جیوه |
sort |
مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر |
| sorted |
مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر |
| sorts |
مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر |
| sorted |
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند |
| sorts |
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند |
sort |
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند |
| centralized data processing |
پردازش تمرکز یافته داده پردازش داده متمرکز |
| tile |
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند |
| tiles |
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند |
| raster graphics |
روش مرتب کردن و نمایش داده بصورت سطرهای افقی از یک شبکه یکنواخت یاسلولهای تصویر |
| sorts |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند |
| sorted |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند |
sort |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند |
| exchanges |
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند |
| exchange |
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند |
| exchanging |
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند |
| exchanged |
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند |
| postprocessor |
برنامهای که داده را از برنامه دیگر پردازش میکند که پردازش شده است |
| tailed |
داده تشخیص داده شده در انتهای لیست داده |
| tails |
داده تشخیص داده شده در انتهای لیست داده |
| tail |
داده تشخیص داده شده در انتهای لیست داده |
| backing |
رسانه ذخیره سازی موقت که داده روی آن قابل ضبط است پیش از اینکه پردازش شود یا پس از پردازش و برای باز یابی |
| substitute character |
حرفی که در صورتی که حرف دریافت شده تشخیص داده نشود نمایش داده میشود |
| batches |
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند |
| batch |
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند |
| shell sort |
الگوریتم ذخیره داده که داده ها در هر عمل مرتب سازی بیشتر از یک جابجایی می توانند داشته باشند |
| reformat |
فرمت کردن دیسکی که حاوی داده است و پاک کردن داده به این ترتیب |
| initials |
خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است |
| initialed |
خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است |
| initialling |
خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است |
| storage |
ذخیره سازی داده به صورتی که به آن امکان پردازش دیرتر داده میشود |
| initial |
خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است |
| initialled |
خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است |
| initialing |
خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است |
| bureau |
ادارهای که متخصص تایپ داده و پردازش دستهای داده ادارههای کوچکتر است |
| bureaus |
ادارهای که متخصص تایپ داده و پردازش دستهای داده ادارههای کوچکتر است |
| control total |
جمع فیلدهای عددی برای بررسی صحت ورودی پردازش داده یا داده خروجی |
| onion skin language |
زبان عملیات پایگاه داده ها که میتواند ساختار داده سلسله مراتبی را پردازش کند |
| redundant |
بیت یا داده بررسی اضافه شده به بلاک داده برای تشخیص خطا که هیچ اطلاعی به همراه ندارد |
| priorities |
سیستمی که کارها را به ترتیب الویت پردازش مرتب کند. |
| priority |
سیستمی که کارها را به ترتیب الویت پردازش مرتب کند. |
| forward |
روش تشخیص خطا و تصحیح که به داده دریافتی اعمال میشود که داده را صحیح میکند و نیاز به ارسال مجدد نیست |
| forwarded |
روش تشخیص خطا و تصحیح که به داده دریافتی اعمال میشود که داده را صحیح میکند و نیاز به ارسال مجدد نیست |
| degauss |
پاک کردن داده از روی نوارمغناطیسی و جایگزین کردن داده جدید |
| refresh |
بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده |
| refreshes |
بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده |
| refreshed |
بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده |
| queueing |
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند |
| queues |
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند |
| queueing |
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند |
| queued |
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند |
| queues |
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند |
| queue |
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند |
| tabulating |
پانچ کارت پردازش شده مثل عمل مرتب سازی |
| queue |
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند |
| managers |
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند |
| queued |
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند |
| manager |
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند |
| general |
ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط قی مختلف ذخیره کند |
| generals |
ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط قی مختلف ذخیره کند |
| filing |
1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند |
| justifications |
مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط |
| justification |
مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط |
| streams |
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای |
| queues |
تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش |
| streamed |
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای |
| queue |
تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش |
| job |
تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای |
| stream |
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای |
| jobs |
تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای |
| queued |
تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش |
| queueing |
تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش |
service |
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و.. |
| serviced |
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و.. |
| logical |
واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد |
| backward |
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده |
| backwards |
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده |
| To do up the room. |
اتاق را درست کردن ( مرتب کردن ) |
| transaction |
پردازش محاورهای به طوری که کاربر دستورات و داده را می نویسد روی ترمینال که به کامپیوتر اصل وصل است , و نتایج روی صفحه نمایش داده می شوند |
| straighten |
درست کردن مرتب کردن |
| straightening |
درست کردن مرتب کردن |
| serialized |
مرتب کردن سریال کردن |
| straightens |
درست کردن مرتب کردن |
range |
مرتب کردن میزان کردن |
| serializing |
مرتب کردن سریال کردن |
| ranged |
مرتب کردن میزان کردن |
| straightened |
درست کردن مرتب کردن |
| ranges |
مرتب کردن میزان کردن |
| serialised |
مرتب کردن سریال کردن |
| serialises |
مرتب کردن سریال کردن |
| serialize |
مرتب کردن سریال کردن |
| dispose |
مرتب کردن مستعد کردن |
| serialising |
مرتب کردن سریال کردن |
| serializes |
مرتب کردن سریال کردن |
utility |
برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد |
| massaging |
پردازش داده |
| data processing |
پردازش داده ها |
| massages |
پردازش داده |
| massage |
پردازش داده |
| massaged |
پردازش داده |
| tidier |
مرتب کردن |
| marshaling |
مرتب کردن |
| to map out |
مرتب کردن |
| collocating |
مرتب کردن |
| tidied |
مرتب کردن |
| collocates |
مرتب کردن |
| tidying |
مرتب کردن |
| tidies |
مرتب کردن |
| collocated |
مرتب کردن |
| marshals |
مرتب کردن |
| marshalled |
مرتب کردن |
| tidy |
مرتب کردن |
| tidiest |
مرتب کردن |
| order |
مرتب کردن |
| collocate |
مرتب کردن |
| marshaled |
مرتب کردن |
| regularised |
مرتب کردن |
| regularises |
مرتب کردن |
| straighten up <idiom> |
مرتب کردن |
| clean |
مرتب کردن |
| cleaned |
مرتب کردن |
| cleanest |
مرتب کردن |
| cleans |
مرتب کردن |
| fix up |
مرتب کردن |
| to cleanvp |
مرتب کردن |
| to put to rights |
مرتب کردن |
| collate |
مرتب کردن |
| collated |
مرتب کردن |
| collates |
مرتب کردن |
| collating |
مرتب کردن |
| graduating |
مرتب کردن |
| regularising |
مرتب کردن |
| marshal |
مرتب کردن |
| regularize |
مرتب کردن |
| clear up |
مرتب کردن |
| draw up |
مرتب کردن |
| put straight |
مرتب کردن |
| lineup |
مرتب کردن |
| regularized |
مرتب کردن |
| regularizes |
مرتب کردن |
| regularizing |
مرتب کردن |
| graduate |
مرتب کردن |
| set in order |
مرتب کردن |
| graduates |
مرتب کردن |
| arranged |
مرتب کردن |
| arranging |
مرتب کردن |
| arrange |
مرتب کردن |
| concert |
مرتب کردن |
| arranges |
مرتب کردن |
| concerts |
مرتب کردن |
| list |
مجموعه موضوعات مرتب شده داده |
| data processing manager |
مدیر پردازش داده |
| mechanical data processing |
پردازش داده مکانیکی |
| adp |
پردازش داده اتوماتیک |
| data processing technology |
تکنولوژی پردازش داده |
| adp |
پردازش داده خودکار |
| idp |
پردازش داده مجتمع |
| data file processing |
پردازش فایل داده |
| decentralized data processing |
پردازش داده نامتمرکز |
| data processing center |
مرکز پردازش داده |
| data processing system |
سیستم پردازش داده |
| integrated data processing |
پردازش داده مجتمع |
| data processing management |
مدیریت پردازش داده |
| data processing cycle |
چرخه پردازش داده |
| ddp |
پردازش داده توزیعی |
| automatic data processing |
پردازش خودکار داده ها |
| scientific data processing |
پردازش داده علمی |
| electronic data processing |
پردازش الکترونیکی داده |
| undetected |
آنچه تشخیص داده نشده است |