English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English Persian
substantivize دارای ماهیت کردن
Other Matches
substantive دارای ماهیت واقعی حقیقی
transubstantiate قلب ماهیت کردن
objectify خاصیت و ماهیت چیزی رامعین کردن
denature طبیعت یا ماهیت چیزی راعوض کردن
identifies مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
identify مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
transmuting تغییر شکل دادن قلب ماهیت کردن
transmutes تغییر شکل دادن قلب ماهیت کردن
transmute تغییر شکل دادن قلب ماهیت کردن
identifying مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
identified مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
transmuted تغییر شکل دادن قلب ماهیت کردن
navigating ماهیت
natures ماهیت
navigated ماهیت
navigate ماهیت
quiddity ماهیت
nature ماهیت
essence ماهیت
navigates ماهیت
mattering ماهیت جوهر
nature of the operation ماهیت عملیات
matter ماهیت جوهر
natures ماهیت خوی
mattered ماهیت جوهر
mertis of the case ماهیت دعوی
essence وجود ماهیت
matters ماهیت جوهر
transubstantiation قلب ماهیت
transmutation قلب ماهیت
nature ماهیت خوی
denaturation قلب ماهیت
human nature ماهیت آدم
transmutative قلب ماهیت یافتنی
transmutable قلب ماهیت یافتنی
transmutation قلب ماهیت تکامل
substantiate ماهیت جسمانی دادن به
transshape تغییر ماهیت دادن
substantiated ماهیت جسمانی دادن به
substantiates ماهیت جسمانی دادن به
substantiating ماهیت جسمانی دادن به
coessentiality هم جوهری وحدت ماهیت
ipso facto بواسطه ماهیت خود فعل
demurred ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی
demurring ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی
qualities ماهیت چیزی یا میزان خوبی یا بدی آن
demur ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی
His speech was in the nature of an apology. ماهیت سخنرانی او [مرد] عذرخواهی بود.
nature [of things] سرشت [ماهیت] [خوی] [ذات] [طبیعت]
demurs ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی
the nature of the case ماهیت دعوا یا موضوع خوش خویی
quality ماهیت چیزی یا میزان خوبی یا بدی آن
anthroposophy علم شناسایی طبیعت و ماهیت انسانی
personate خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
grated باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grates باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grate باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbing محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbed محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbs محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
incorporating جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporates جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
thread دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
threads دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporate جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
militarize جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
edges : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edge : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
fortifying دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflame دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnishes دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortify دارای استحکامات کردن تقویت کردن
furnishing دارای اثاثه کردن مجهز کردن
catalyze دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
furnish دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortifies دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflames دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflaming دارای اماس کردن ملتهب کردن
innervate دارای پی کردن
identification حرف که بر کامپیوتر میزبان ارسال میشود تا ماهیت و محل کامپیوتر دور یا ترمینال مشخص شود
nationalising دارای ملیت کردن
varnishes دارای فاهرخوب کردن
varnished دارای فاهرخوب کردن
varnish دارای فاهرخوب کردن
indexes :دارای فهرست کردن
indexed :دارای فهرست کردن
freckle خال دارای کک مک کردن
nationalises دارای ملیت کردن
crenellate دارای کنگره کردن
potentialize دارای استعداد کردن
whipstitch دارای مرز کردن
index :دارای فهرست کردن
fluoridate دارای فلورید کردن
vallum دارای استحکامات کردن
nationalizing دارای ملیت کردن
nationalised دارای ملیت کردن
rampart دارای استحکامات کردن
gifts دارای استعداد کردن
gift دارای استعداد کردن
vitaminize دارای ویتامین کردن
tooth دارای دندان کردن
nationalizes دارای ملیت کردن
nationalize دارای ملیت کردن
varnishing دارای فاهرخوب کردن
crenelate دارای کنگره کردن
nitrogenize دارای نیتروژن کردن
personifies دارای شخصیت کردن
personified دارای شخصیت کردن
castellate دارای استحکامات کردن
zigzag دارای پیچ و خم کردن
zigzagged دارای پیچ و خم کردن
zigzagging دارای پیچ و خم کردن
zigzags دارای پیچ و خم کردن
tinkling دارای طنین کردن
tinkles دارای طنین کردن
tinkled دارای طنین کردن
tinkle دارای طنین کردن
personalize دارای شخصیت کردن
body دارای جسم کردن
systemize دارای همست کردن
hydrogenate دارای هیدروژن کردن
hydroxylate دارای هیدروکسیل کردن
personify دارای شخصیت کردن
personifying دارای شخصیت کردن
populate دارای جمعیت کردن
transistorize دارای ترانسیتور کردن
embrasure دارای منفذ کردن
populates دارای جمعیت کردن
populating دارای جمعیت کردن
insoul دارای روح کردن
ensoul دارای روح کردن
embrasures دارای منفذ کردن
bodies دارای جسم کردن
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
to p a thing for a person کسی را دارای چیزی کردن
criss-crossing دارای نقش چلیپایی کردن
to p a thing person with athing کسی را دارای چیزی کردن
criss-crosses دارای نقش چلیپایی کردن
criss-cross دارای نقش چلیپایی کردن
hyphenate بوسیله خط دارای فاصله کردن
sanitate دارای لوازم بهداشتی کردن
ravine دارای دره تنگ کردن
ravines دارای دره تنگ کردن
reengine دارای موتور تازه کردن
methodize دارای روش یاقاعدهای کردن
flyspeck دارای لکه مگس کردن
panes دارای جام شیشه کردن
tongues گفتن دارای زبانه کردن
bedevil دارای روح شیطانی کردن
bedevilled دارای روح شیطانی کردن
bedevilling دارای روح شیطانی کردن
prong دارای چنگک یا چنگال کردن
rehabilitated دارای امتیازات اولیه کردن
wig دارای گیس مصنوعی کردن
rehabilitate دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitates دارای امتیازات اولیه کردن
criss-crossed دارای نقش چلیپایی کردن
granulate دارای ذرات ریز کردن
rehabilitating دارای امتیازات اولیه کردن
wigs دارای گیس مصنوعی کردن
prongs دارای چنگک یا چنگال کردن
fulcrum دارای نقطه اتکاء کردن
bedevils دارای روح شیطانی کردن
pane دارای جام شیشه کردن
tat دارای حاشیه توری کردن
motivating تهییج کردن دارای انگیزه شده
masterminding دارای نبوغ فکری ابداع کردن
retrench دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
motivate تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivated تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivates تهییج کردن دارای انگیزه شده
shoe دارای کفش کردن نعل زدن به
shoeing دارای کفش کردن نعل زدن به
russify دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
masterminded دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminds دارای نبوغ فکری ابداع کردن
shoes دارای کفش کردن نعل زدن به
woofs پارچه کتانی دارای پود کردن
woof پارچه کتانی دارای پود کردن
mastermind دارای نبوغ فکری ابداع کردن
bell دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
bells دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
substantialize دارای وجود خارجی کردن یاشدن
systemmatize دارای روش یاقاعده کردن اسلوب دادن
systematize دارای روش یا قاعده کردن اسلوب دادن به
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
to piss off the wrong people <idiom> آدمهای دارای نفوذ و قدرت زیاد را عصبانی کردن
tackles از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com