English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (8 milliseconds)
English Persian
She is a pretty of it . دختر قشنگی؟ است
Other Matches
interwed در یمان هم ازدواج کردن دختر دادن و دختر گرفتن
cousin پسرعمو یا دختر عمو پسردایی یا دختر دایی
cousins پسرعمو یا دختر عمو پسردایی یا دختر دایی
slut دختر بی شرم دختر پیشخدمت
sluts دختر بی شرم دختر پیشخدمت
spruceness قشنگی
smartness قشنگی
handsomeness قشنگی
good looks قشنگی
beautification قشنگی
prettiness قشنگی
pulchritude قشنگی
fineness قشنگی
niceness قشنگی
nattiness قشنگی
what loves of teacups چه فنجانهای قشنگی
pretty pretty زیادازحدجویای قشنگی
That is the beauty of it. قشنگی اش درهمین است
prettyism اصول رعایت قشنگی درهنرهاو ادبیات
lass دختر
daughtren دختر
grand daughter دختر دختر
wenches دختر
lasses دختر
girly دختر
she ان دختر یا زن
girlie دختر
girl دختر
phoebe دختر گا
fille دختر
sissified دختر
quean دختر
maids دختر
granddaughter دختر دختر
granddaughters دختر دختر
daughters دختر
daughter دختر
wench دختر
girls دختر
maid دختر
girl scouts پیشاهنگ دختر
proserpina دختر زاوش
proserpine دختر زاوش
inheritress زن یا دختر ارث بر
inheritrix زن یا دختر ارث بر
lass n دختر بچه
minx دختر گستاخ
nurse maid دختر پرستار
ingenue دختر ساده
trull دختر جوان
whose d. is she? او دختر کیست
girl scout پیشاهنگ دختر
girlfriend دوست دختر
girlfriends دوست دختر
schoolgirls دختر مدرسه
teeny-bopper دختر بچه
teeny-boppers دختر بچه
first cousins دختر دایی
first cousins دختر عمه
age of consent سن قانونی دختر
first cousin دختر عمو
first cousin دختر خاله
first cousin دختر عمه
first cousin دختر دایی
schoolgirl دختر مدرسه
first cousins دختر عمو
first cousins دختر خاله
hoyden ar hoi دختر بی شرم
grandson پسر دختر
granddaughters دختر پسر
granddaughter دختر پسر
grandsons پسر دختر
tomboys دختر پسروار
tomboy دختر پسروار
bobby socker دختر نابالغ
bobby soxer دختر نابالغ
colleen دختر موخرمایی
girl guide دختر پیشاهنگ
belle دختر خوشگل
periwinkles گل تلفونی دختر
periwinkle گل تلفونی دختر
wenches دختر دهقان
wench دختر دهقان
belles دختر خوشگل
maiden دختر باکره
maidens دختر باکره
stepdaughter دختر خوانده
stepdaughters دختر خوانده
colleen دختر بور
cowgirl دختر گاوچران
grand son پسر دختر
goddauhgter دختر تعمیدی
hussies دختر گستاخ
god daughter دختر تعمیدی
hussies دختر جسور
hussy دختر جسور
nursemaid دختر پرستار
gamine دختر ولگرد
hoyden دختر گستاخ
hoyden ar hoi دختر گستاخ
czarevna دختر تزار
balletgirl دختر رقصنده
demoiselle دختر خانم
nursemaids دختر پرستار
hussy دختر گستاخ
gamine دختر کوچه
milkmaid دختر شیر دوش
milkmaids دختر شیر دوش
She is self-centerd. she is an opinionated sort lf girl. دختر خودرأیی است
goddaughter دختر خواندهی روحانی
nieces دختر برادر یا خواهر
niece دختر برادر یا خواهر
fillies دختر شوخ و جوان
goddaughters دختر خواندهی روحانی
pinup تصویر دختر زیبا
alumna دختر یا زن فارغ التحصیل
who is this girl ? این دختر کیست
old maid دختر خانه مانده
princess of the blood دختر یا نوه پادشاه
spinsters دختر خانه مانده
old maids دختر خانه مانده
girlie دختر وار دخترانه
spinster دختر خانه مانده
nymphet دختر کوچک و زیبا
filly دختر شوخ و جوان
besom دختر گستاخ وجسور
spinsterish مثل دختر ترشیده
townswoman دختر شهری فاحشه
senorita دوشیزه دختر خانم
grisette دختر کارگر فرانسوی
girly دختر وار دخترانه
gamine دختر هوس باز
sissy دختر مردیا بچه زن صفت
cissies دختر مردیا بچه زن صفت
sissies دختر مردیا بچه زن صفت
her next was a girl بچه دومش دختر بود
statutory rape هتک ناموس دختر نابالغ
wench فاحشه دختر بازی کردن
step daughter دختر اندر دخترزن یا شوهر
wenches فاحشه دختر بازی کردن
She is svelt . she has a small waist . دختر کمر باریکی است
She bore him a daughter. برایش یک دختر آورد (زائید)
She is very sweet . She is a pet . دختر خیلی نازی است
jade دختر لاسی پشم سبز
kitty دختر جوان زن سبک و جلف
princessroyal بزرگترین دختر پادشاه انگلیس
She is a good – looker . دختر خوش قیافه ای است
kitties دختر جوان زن سبک و جلف
paranymph دختر ملازم عروس به خانه داماد
electra complex حب دختر نسبت به پدر و بغض از مادر
to pick up women <idiom> دختر بلند کردن [اصطلاح روزمره]
The blow made me giddy young girl . دختر گیج وسر بهوایی است
infanta دختر پادشاه و ملکه اسپانیا یاپرتقال
She is a ball of fire. دختر آتش پاره ای (زرنگ وپرتحرک )
Will you go out with me? با من می روی بیرون؟ [به عنوان دوست پسر و دختر]
Do you want to go out with me? با من می روی بیرون؟ [به عنوان دوست پسر و دختر]
pinup girl دختر زیبایی که عکسهایش به دیوار اویخته شود
girl scouts عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
girl scout عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
to go catting [to look for sexual partners] <idiom> رفتن برای دختر بلند کردن [اصطلاح روزمره]
to date باهم بیرون رفتن [به عنوان دوست پسر و دختر]
to go out باهم بیرون رفتن [به عنوان دوست پسر و دختر]
femme-fleur [طرح دختر رویایی در طراحی های هنرهای جدید فرانسه]
gals واحد شتاب برابر یک سانتی متر بر مجذور ثانیه دختر
gal واحد شتاب برابر یک سانتی متر بر مجذور ثانیه دختر
How about going out together? نظرت از اینکه ما با هم برویم بیرون چه است؟ [به عنوان دوست پسر و دختر]
to pick up somebody کسی را پیدا کردن [دوست دختر یا پسر یا یک نفر برای سکس]
to ask somebody out for dinner کسی را برای شام به رستوران دعوت کرن [بیشتر دوست دختر و پسر]
brownie دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
brownies دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
to pair somebody off [up] with somebody کسی را با کسی دیگر زوج کردن [برای ازدواج یا رابطه دوست دختر یا پسر] [همچنین می تواند لحن منفی داشته باشد]
missy دختر خانم خانم
I am [have] finished with you. رابطه بین من و تو تمام شد! [رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
I am done with you. رابطه بین من و تو تمام شد! [رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com