English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
propriety of behaviour درست رفتاری
Other Matches
bad conduct بد رفتاری
misuses بد رفتاری
misusing بد رفتاری
ill-treatment بد رفتاری
misuse بد رفتاری
misbehaciour بد رفتاری
illtreatment بد رفتاری
ill treatment بد رفتاری
misused بد رفتاری
ill use بد رفتاری
behavioral رفتاری
deviance کج رفتاری
deviancy کج رفتاری
good conduct خوش رفتاری
echopathy پژواک رفتاری
ill-treat بد رفتاری کردن به
to behave ill بد رفتاری کردن
behavioral sciences علوم رفتاری
conduct disorder اختلال رفتاری
machismo نرینه رفتاری
ill-treats بد رفتاری کردن به
ill-treating بد رفتاری کردن به
ill-treated بد رفتاری کردن به
behavioral equation معادله رفتاری
good conduct خوش رفتاری کردن
illtreat باکسی بد رفتاری کردن
meets تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersection تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersections تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
and تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
OR function تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
coincidence function تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
join تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joined تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joins تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
meet تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
disjunction تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
assertion 1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
conjunction تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
false 1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
unions تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
alternation تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
union تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
conjunctions تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
either or operation تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
It isn't anything like her. او [زن] اصلا همچنین رفتاری ندارد.
strike out <idiom> رفتاری ازبین اشتباهات خود پذیرفتن
temper درست ساختن درست خمیر کردن
tempers درست ساختن درست خمیر کردن
tempered درست ساختن درست خمیر کردن
Guilt for poorly behaved children usually lies with the parents. بد رفتاری کودکان معمولا اشتباه از پدر و مادر است.
Hypergraphia [حالتی رفتاری مشخص شده با اشتیاق شدید برای نوشتن]
judiciousness قضاوت درست تشخیص درست
be the spitting image of someone <idiom> درست مثل کسی بودن [درست شبیه کسی به نظر رسیدن]
cruelty عقلا" قابل پیش بینی باشد . این چنین رفتاری معمولا" باعث صدورحکم طلاق میشود
The convict cannot distinguish between right and wrong [distinguish right from wrong] . این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص [تشخیص درست را از نادرست] بدهد.
to speak [things indicating something] بیان کردن [رفتاری یا چیزهایی که منظوری را بیان کنند]
difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
alternatives تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
EXOR تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
alternative تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
exjunction تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
differences تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
exclusive تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
denials تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
dispersion تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
NAND function تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
symmetric difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
equality تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
except تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
retorsion عملی است که یک دولت در مقابل عمل دولت دیگری انجام میدهد وعمل اخیر کاملا" مشابه رفتاری است که از دولت اولی سر زده بوده است
plain dealing درست
right درست
orthodox درست
conscionable درست
properly درست
whole درست
by fits and starts درست
by the square درست
smack dab درست
right as nails درست
just درست
right as a trivet تن درست
right as a trivet درست
righted درست
out-and-out درست
perfects درست
veracious درست
in order درست
legitimating درست
in a entireness of state درست
perfect درست
valid درست
incorrupt درست
indefectible درست
perfected درست
legitimates درست
legitimated درست
orthographically درست
out and out درست
even هم درست
proper درست
righting درست
perfecting درست
legitimate درست
exactly درست
accurate [correct] <adj.> درست
correcting درست
correct <adj.> درست
exact <adj.> درست
correct درست
corrects درست
clearest درست
clearer درست
clear درست
exact درست
exacted درست
purposive <adj.> درست
exacts درست
proper <adj.> درست
real <adj.> درست
suitable <adj.> درست
useful <adj.> درست
utilitarian [useful] <adj.> درست
incorrect نا درست
accurate درست
aright درست
purposeful <adj.> درست
purpose-built <adj.> درست
Quite [so] ! درست!
appropriate [for an occasion] <adj.> درست
convenient <adj.> درست
functional <adj.> درست
practicable <adj.> درست
practical <adj.> درست
clears درست
true درست
well advised درست
sock درست
Am I not right?dont you agree with me ? درست می گه یا نه ؟
genuine درست
straight درست
straighter درست
straightest درست
legitimately درست
straightforward درست
inviolate درست
true <adj.> درست
integral درست
authentic درست
truer درست
entire درست
truest درست
orthodox درست ایین
trim درست کردن
entire درست یکپارچه
due درست کاملا"
integer چیز درست
fashions درست کردن
integer عدد درست
fashioning درست کردن
fashioned درست کردن
build درست کردن
framed درست شده
misunderstood درست نفهمیدن
buildings درست کردن
fashion درست کردن
integers چیز درست
upright درست درستکار
right minded درست اندیشی
concocting درست کردن
concocts درست کردن
misunderstand درست نفهمیدن
misunderstands درست نفهمیدن
make up درست کردن
misbehaving درست رفتارنکردن
plumb درست عینا
misapprehended درست نفهمیدن
misbehave درست رفتارنکردن
misbehaved درست رفتارنکردن
concocted درست کردن
concoct درست کردن
builds درست کردن
right-minded درست اندیشی
misapprehends درست نفهمیدن
likelihood درست نمایی
integers عدد درست
trustworthy موثق درست
misapprehend درست نفهمیدن
misapprehending درست نفهمیدن
trimmest درست کردن
trims درست کردن
misbehaves درست رفتارنکردن
to the tick درست درسروقت
mishear درست نشنیدن
misheard درست نشنیدن
mishearing درست نشنیدن
mishears درست نشنیدن
It didnt work out. درست درنیامد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com