English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (28 milliseconds)
English Persian
pirate دزدی دریایی کردن
pirated دزدی دریایی کردن
pirates دزدی دریایی کردن
pirating دزدی دریایی کردن
Other Matches
piracy دزدی دریایی
seabee گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
brigand دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
robber دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
bandit دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
raider دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
heister [American E] دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
preyer دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
thieve دزدی کردن
commit theft دزدی کردن
burgling شب دزدی کردن
heists دزدی کردن
burgles شب دزدی کردن
burgled شب دزدی کردن
burgle شب دزدی کردن
heist دزدی کردن
snitch دله دزدی کردن
pilfers دله دزدی کردن
pirated دزدی ادبی کردن
pirates دزدی ادبی کردن
pilfering دله دزدی کردن
pilfered دله دزدی کردن
pilfer دله دزدی کردن
pirate دزدی ادبی کردن
pirating دزدی ادبی کردن
kidnaps ادم دزدی کردن
snitching دله دزدی کردن
kidnaps بچه دزدی کردن
kidnapped ادم دزدی کردن
kidnapped بچه دزدی کردن
kidnap ادم دزدی کردن
kidnap بچه دزدی کردن
snitched دله دزدی کردن
snitches دله دزدی کردن
maraud دله دزدی یاتلاش کردن
theft and pilferage دزدی و دله دزدی
to break into something از محفظه ای [با زور وارد شدن و] دزدی کردن
picaroon دزدی کردن قلاشی کردن
midshipman افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
running lights فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
petty officers معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
pilot chart نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
kites کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
oceanography تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
petty officer معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
kite کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
chine عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
sea cucumber حلزون دریایی از جنس راب دریایی
stadimeter مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea mark راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
sea power قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
tern پرستوک دریایی چلچله دریایی
marine تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
marines تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
naval activity تاسیسات دریایی قسمت دریایی
terns پرستوک دریایی چلچله دریایی
task unit نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
sea bathing ابتنی دریایی کردن
light lists کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
summary areas مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
sailed سفر دریایی رااغاز کردن
sail سفر دریایی رااغاز کردن
sailings سفر دریایی رااغاز کردن
knot میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
marlinspike چنگک جدا کردن کابلهای دریایی
roves اواره شدن راهزنی دریایی کردن
knot منگوله دار کردن گره دریایی
knots منگوله دار کردن گره دریایی
roved اواره شدن راهزنی دریایی کردن
rove اواره شدن راهزنی دریایی کردن
porpoises خوک دریایی مثل پورپوس شنا کردن
porpoise خوک دریایی مثل پورپوس شنا کردن
maritime ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
maritime aircraft هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
bureau of naval personnel اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
rear commodore سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
naval aviation قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
nipped دزدی
abstractions دزدی
burglaries دزدی
thievery دزدی
larceny دزدی
nip دزدی
robbery دزدی
nips دزدی
abstraction دزدی
thefts دزدی
robberies دزدی
burglary دزدی
embezzlement دزدی
filches دزدی
filched دزدی
filch دزدی
theft دزدی
lift دزدی
spoliation دزدی
thieving دزدی
freebooting دزدی
filching دزدی
lifted دزدی
brigandism دزدی
lifts دزدی
lifting دزدی
cribs دزدی ادبی
cycle stealing چرخه دزدی
theft, pilferage, non delivery دله دزدی
heist دزدی سرقت
cribs دله دزدی
stick up <idiom> دزدی مسلحانه
plagiary دزدی ادبی
cabbages دله دزدی
thievishness خوی دزدی
cabbage دله دزدی
abaction گله دزدی
crib دله دزدی
crib دزدی ادبی
cribbed دله دزدی
cribbing دله دزدی
cribbing دزدی ادبی
thievish خوگرفته به دزدی
kidnapping ادم دزدی
heists دزدی سرقت
cribbed دزدی ادبی
kidnapping بچه دزدی
larcenous مربوط به دزدی
larceny petty دزدی کوچک
petty larceny دله دزدی
picking دله دزدی
aggravated theft دزدی مشدد
piracy دزدی دریائی
steals توپ دزدی
piracy دزدی ادبی
steal توپ دزدی
plagiarism دزدی ادبی
petit larceny دله دزدی
pilferage دله دزدی
kleptomaniacs علاقمند به دزدی
Shanghai ادم دزدی
shop lifting دزدی از مغازه ها
intercept توپ دزدی
intercepted توپ دزدی
intercepting توپ دزدی
intercepts توپ دزدی
pickery دله دزدی
kleptomaniac علاقمند به دزدی
kleptomania دزدی بیمارگون
kleptomania جنون دزدی
crash position indicator برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
convoy commodore فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
Marine Corps نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
naval gunfire تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
hits طعمه دزدی ماهی
hitting طعمه دزدی ماهی
peculate حیف ومیل دزدی
piracy دزدی هنری یاادبی
software piracy دزدی نرم افزار
hit طعمه دزدی ماهی
kleptomania میل و اشتیاق به دزدی
swagman خریدار مال دزدی
they accused him of the ft اورابه دزدی متهم ساختند
tpnd دله دزدی وعدم تحویل
robberies دزدی مقرون به ازار یا تهدید
kleptolagnia تحریک جنسی توام با دزدی
cat burglar <idiom> دزدی که از دیوار بالا میرود
kleptamaniac کسی که جنون دزدی دارد
robbery دزدی مقرون به ازار یا تهدید
convoy routing تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
crash locator beacon برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
hijacked دزدی هواپیماوسایر وسائط نقلیه ومسافران ان
hijacks دزدی هواپیماوسایر وسائط نقلیه ومسافران ان
I had my car broken into last week. هفته پیش از ماشینم دزدی کردند.
high jack دزدی هواپیما وسایروسائط نقلیه ومسافران ان
It is wrong to steal . دزدیدن (دزدی )کار غلطی است
stolen goods مال دزدی کالای دزدیده شده
hijack دزدی هواپیماوسایر وسائط نقلیه ومسافران ان
larceny petty بیشتر دزدی مالی که کمتر از 11شیلینگ بهاداشت
kinchin lay دزدی پول ازبچه هابوسیله فرستادن انهاپی فرمان
intruder دزدی که با زور و غیر قانونی وارد جایی میشود
housebreaker دزدی که با زور و غیر قانونی وارد جایی میشود
picklock دزدی که با زور و غیر قانونی وارد جایی میشود
burglar دزدی که با زور و غیر قانونی وارد جایی میشود
cat burglar دزدی که با زور و غیر قانونی وارد جایی میشود
light ship کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
commandant of marine corps فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
laying up تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
frauds دزدی داده یا استفاده نادرست یا سایر جرم های مربوط به کامپیوتر
fraud دزدی داده یا استفاده نادرست یا سایر جرم های مربوط به کامپیوتر
sofar سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
lobsters خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com