English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (24 milliseconds)
English Persian
pretend دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
pretending دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
pretends دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
Other Matches
lodge a complaint اقامه دعوی کردن
bring an action against someone علیه کسی اقامه دعوی کردن
lodge a complaint against someone علیه کسی اقامه دعوی کردن
bring a suit against a person اقامه دعوی علیه کسی کردن
go to law اقامه دعوی کردن دادخواهی کردن عارض شدن
estopel عملی که باعث میشود عامل از طرح دعوی یاادعا یا تکذیب و انکار
right of action حق اقامه دعوی
initiating proceedings اقامه دعوی
bringing an action اقامه دعوی
judge advocate اقامه کننده دعوی
use and occupation عنوان دعوی که مالک علیه مستاجری که پس از انقضاء مدت اجاره ازملک استیفاء منفعت کردن به منظور مطالبه اجرت المثل این انتفاع و تصرف اقامه میکند
forclosure سلب حق اقامه دعوی ممانعت
demurrer ایراد میکند که ادله ابرازی برای اقامه دعوی کافی نیست و بالنتیجه خود را به پاسخگویی دادخواست ملزم نمیداند
restitution of conjugal rights دعوی الزام شوهر به مراجعت به خانه دعوی الزام به ایفاء وفایف زناشویی
quarrel دعوی کردن
quarrels دعوی کردن
quarrelled دعوی کردن
sue دعوی کردن
sued دعوی کردن
sues دعوی کردن
set up claim to دعوی کردن
suing دعوی کردن
quarreling دعوی کردن
quarrelling دعوی کردن
quarreled دعوی کردن
stet processus گزارش اصلاحی تنظیم کردن ترک دعوی کردن
disclaim ترک دعوی کردن
litigating طرح دعوی کردن
traversing تکذیب کردن دعوی
quarreled دعوی کردن منازعه
disaffirm ترک دعوی کردن
relinquish ترک دعوی کردن
traverses تکذیب کردن دعوی
disclaims ترک دعوی کردن
disclaiming ترک دعوی کردن
disclaimed ترک دعوی کردن
traverse تکذیب کردن دعوی
litigate طرح دعوی کردن
traversed تکذیب کردن دعوی
relinquish a claim ترک دعوی کردن
quarrels دعوی کردن منازعه
quarrelled دعوی کردن منازعه
subduct ترک دعوی کردن
quarrel دعوی کردن منازعه
pretend to دعوی یا ادعا کردن
litigates طرح دعوی کردن
relinquishes ترک دعوی کردن
to go [fall] together by the ears [outdated] <idiom> شروع به دعوی کردن
relinquished ترک دعوی کردن
quarrelling دعوی کردن منازعه
litigated طرح دعوی کردن
quarreling دعوی کردن منازعه
pretending بخود بستن دعوی کردن
pretends بخود بستن دعوی کردن
dismissal عزل مختومه کردن دعوی
to pretend to wisdom دعوی عقل یا حکمت کردن
dismissals عزل مختومه کردن دعوی
pretend بخود بستن دعوی کردن
litigating دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
litigates دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
litigate دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
litigated دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
to start quarrelling <idiom> شروع به دعوی کردن [اصطلاح روزمره]
process جریان دعوی از مجرای قانون تعقیب کردن
processes جریان دعوی از مجرای قانون تعقیب کردن
redundancy در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
to square up خود را آماده کردن [برای دعوی یا حمله]
redundancies در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
disaffirm دعوی سابق را به صلح ختم کردن نقض احکام صادره از دادگاهها
trover دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
compounding a felony سازش کردن در دعوی ناشی از جنایت با پرداخت مبلغی به عنوان غرامت به مجنی علیه یا قائم مقام او
pleadings افهارات طرفین دعوی صورت افهارات طرفین دعوی
briefest خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
pretensions دعوی
cases دعوی
case دعوی
lawsuits دعوی
suit at law دعوی
lawsuit دعوی
strife دعوی
pretension دعوی
profession دعوی
claiming دعوی
quarreling دعوی
claimed دعوی
quarreled دعوی
claim دعوی
quarrel دعوی
claims دعوی
professions دعوی
quarrelled دعوی
quarrels دعوی
quarrelling دعوی
cause of claim منشاء دعوی
criminal action دعوی جزایی
hearing استماع دعوی
cross action دعوی متقابل
disclaimer ترک دعوی
hearings استماع دعوی
pleas پاسخ دعوی
possessory action دعوی مالکیت
litigants اصحاب دعوی
vexatious action دعوی ایذائی
object of claim خواسته دعوی
post litem motam پس از طرح دعوی
withdrawal of a case استرداد دعوی
issued موضوع دعوی
waiving a claim اسقاط دعوی
s.c همان دعوی
issue موضوع دعوی
counterclaim دعوی متقابل
cases دعوی مورد
civil action دعوی مدنی
suit خواستگاری دعوی
cases دعوی مرافعه
quitclaim ترک دعوی
proceeding for damage دعوی خسارت
mertis of the case ماهیت دعوی
suited خواستگاری دعوی
case دعوی مورد
relinquishment of a claim ترک دعوی
prime impression دعوی ابتدایی
counter claim دعوی متقابل
retraxit استرداد دعوی
litigant طرف دعوی
nullity proceeding دعوی بطلان
case دعوی مرافعه
relinquishment of a claim اسقاط دعوی
remedy sought by plaintiff خواسته دعوی
prime impression دعوی بدوی
suits خواستگاری دعوی
set off دعوی متقابل
claim for restitution دعوی استرداد
personal action دعوی منقول
personal action دعوی شخصی
splitting a cause of action تجزیه دعوی
litigation ترافع دعوی
opponent طرف دعوی
jactation دعوی دروغ
substituted service اوراق دعوی
hypothetical case دعوی فرضی
pretensions دعوی خودفروشی
subject of debate موضوع دعوی
pretension دعوی خودفروشی
claimants اصحاب دعوی
restitution of conjugal rights دعوی تمکین
parties اصحاب دعوی
desistement ترک دعوی
desistement انصراف از دعوی
litigation دعوی قضایی
jactitation دعوی دروغ
acquittance ترک دعوی
disclaimers ترک دعوی
issues موضوع دعوی
plea پاسخ دعوی
ancillary suit دعوی طاری
acquittance سندترک دعوی
opponents طرف دعوی
admissible case دعوی مسموع
lis mota شروع دعوی
parties of dispute اصحاب دعوی
the litigants طرفین دعوی
parties to a dispute اصحاب دعوی
party to a suit طرف دعوی
quitclaim سند ترک دعوی
evidance in substanttiation of claims ادله اثبات دعوی
civil action دعوی مدنی یا حقوقی
querela دعوی مطروح در محکمه
sounding in damages دعوی خسارت مستدل
action in personam دعوی بر علیه شخص
real action دعوی غیر منقول
parties متداعیین اطراف دعوی
taxation of costs ارزیابی هزینههای دعوی
security for costs تامین هزینه دعوی
lose the case محکوم شدن در دعوی
litigable قابل طرح دعوی
secta ادله خواهان دعوی
obiter dictum خارج از موضوع دعوی
possessory action دعوی اعاده مالکیت
pleas in bar مدافعات مسقط دعوی
bills گزارش جریان دعوی
bill گزارش جریان دعوی
right of action حق طرح دعوی در دادگاه
prima facie case دعوی قابل طرح
prima facie case دعوی قابل استماع
replevin دعوی اعاده مالکیت
seduction دعوی فریب و اغوا
right of action حق طرح دعوی دردادگاه
counter charge دعوی متقابل در امر جزایی
jactitation of marriage دعوی دروغ نسبت به زناشویی
non suit ترک دعوی به وسیله خواهان
libllant خواهان یا شاکی دعوی افترا
extrajudicial بدون ارتباط به موضوع دعوی
sounding in damages دعوی خسارت صحیح و محکم
lawsuits دادخواهی طرح دعوی در دادگاه
action in rem دعوی بر علیه عین مال
lawsuit دادخواهی طرح دعوی در دادگاه
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com