Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (30 milliseconds)
English
Persian
bay
دفاع کردن درمقابل
bayed
دفاع کردن درمقابل
baying
دفاع کردن درمقابل
bays
دفاع کردن درمقابل
to keep at bay
دفاع کردن درمقابل
Search result with all words
to defend oneself
[against]
از خود دفاع کردن
[درمقابل]
Other Matches
plene administravit
دفاع امین یا مدیر ترکه درمقابل دعاوی مطروحه علیه متوفی
braced
درمقابل فشارمقاومت کردن
brace
درمقابل فشارمقاومت کردن
shield
حفافت کردن درمقابل
shields
حفافت کردن درمقابل
To stand up to someone . To assert oneself.
درمقابل کسی قد علم کردن
To make a stand against injustice.
درمقابل ستم ایستادگی کردن
samisch variation
واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
schleman defence
دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
russian defence
دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
tae
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
deraign
دفاع کردن
advocated
دفاع کردن
advocates
دفاع کردن
advocating
دفاع کردن
to make a d.
دفاع کردن
defends
دفاع کردن
advocate
دفاع کردن
defend
دفاع کردن از
defend
دفاع کردن
defended
دفاع کردن از
buckler
دفاع کردن
say a good word for
دفاع کردن
defended
دفاع کردن
ward off
دفاع کردن
defending
دفاع کردن از
defending
دفاع کردن
defends
دفاع کردن از
fend
دفاع کردن
asserts
دفاع کردن از
propugn
دفاع کردن از
makki
دفاع کردن
answers
دفاع کردن
answering
دفاع کردن
answered
دفاع کردن
answer
دفاع کردن
plead
دفاع کردن
pleaded
دفاع کردن
pleads
دفاع کردن
to stick up for
دفاع کردن از
to defend
[from]
دفاع کردن
[از]
implead
دفاع کردن
asserting
دفاع کردن از
asserted
دفاع کردن از
assert
دفاع کردن از
parrying
سد کردن دفاع مستقیم
defenses
دفاع کردن استحکامات
defence
دفاع کردن استحکامات
parried
سد کردن دفاع مستقیم
parries
سد کردن دفاع مستقیم
parry
سد کردن دفاع مستقیم
speak out
<idiom>
دفاع کردن از چیزی
assert oneself
از حق خود دفاع کردن
breast
باسینه دفاع کردن
champions
مبارزه دفاع کردن از
defense
دفاع کردن استحکامات
championing
مبارزه دفاع کردن از
championed
مبارزه دفاع کردن از
champion
مبارزه دفاع کردن از
breasts
باسینه دفاع کردن
eot geo reo
باز کردن دفاع ضربدری
detachment parry
دفاع با دور کردن شمشیرحریف
mayhen
ازوسیله دفاع محروم کردن
bield
شجاع شدن دفاع کردن
in d. from
درمقابل
in contrast with
درمقابل
on the other hand
<idiom>
درمقابل
cut it with a knife
درمقابل
alternatively
<adv.>
درمقابل
against
درمقابل
otherwise
<adv.>
درمقابل
on the other side
<adv.>
درمقابل
by the same token
<adv.>
درمقابل
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
درمقابل
apart from that
<adv.>
درمقابل
on the other hand
<adv.>
درمقابل
to act in self-defence
دفاع از خود اقدام
[حرکت]
کردن
gainst
برعلیه درمقابل
for
درمقابل برله
against payment
درمقابل وجه
redundancy
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
to vindicate a religion
دیانتی را بثبوت رساندن یاازان دفاع کردن
redundancies
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
in security for
یعنوان وثیقه درمقابل
little frog in a big pond
<idiom>
قطرهای درمقابل دریا
vis a vis
شخص روبرو درمقابل
vis-a-vis
شخص روبرو درمقابل
thermistor
الت مقاوم درمقابل برق
v
مخفف versus به معنی درمقابل
thermolabile
بی ثبات یا ناپایدار درمقابل حرارت
earthquake proof foundation
غیر مقاوم درمقابل زلزله
defendants
مقاوم درمقابل زور و فشار
defendant
مقاوم درمقابل زور و فشار
one on one
دفاع یارگری دفاع تک به تک
defense
دفاع وزارت دفاع
vindicate
دفاع کردن از محقق کردن
vindicated
دفاع کردن از محقق کردن
vindicates
دفاع کردن از محقق کردن
vindicating
دفاع کردن از محقق کردن
It sinds into insignificance beside his invention .
این درمقابل اختراع اوهیچ است
blocking
سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
buck fever
هیجان شکارچی تازه کار درمقابل شکار
counterpose
درمقابل یکدیگر قرار دادن متقابل ساختن
self defense
دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
d/a
acceptance documentagainst تحویل اسناد درمقابل قبولی نویسی
bank protection
حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
robustness
قدرت پوشش یک سیستم وتوانایی آن درمقابل ضربه وافتادن
best ball
بازی یک نفر درمقابل 2 یا 3نفر برای کسب بهترین امتیاز
stiffest
مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiffer
مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiff
مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
private decument
درمقابل عقد رسمی یا سند که در CL اسناد مصدق یا عقودمهمور به مهر نامیده میشود
knee brace
پشت بندی که جهت مقاومت ساختمان درمقابل فشار ناشی از بادبسته میشود
parliamentarism
سیستمی که در ان قوه مجریه درمقابل پارلمان جوابگو ومسئول اعمال خود باشد
creditor's bill
رسیدی که بستانکار متوفی درمقابل دریافت مقداری ازترکه به عنوان تصفیه حساب
to pay against receipt
در برابر رسید پرداختن درمقابل رسید دادن
armor protection
حفافت درمقابل ادوات زرهی پوشش زرهی
white hope
بوکسور سفیدپوست درمقابل بوکسور سیاه پوست
briefed
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
thermal stress
ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
defenses
دفاع
apologias
دفاع
answer
دفاع
answered
دفاع
vindication
دفاع
apologia
دفاع
uncovered
بی دفاع
defend
دفاع
answering
دفاع
parrying
دفاع
defended
دفاع
parry
دفاع
pleading
دفاع
parries
دفاع
parried
دفاع
one man block
تک دفاع
tae
دفاع با پا
defends
دفاع
advocation
دفاع
answers
دفاع
defence
دفاع
defending
دفاع
blocked
دفاع
czech defence
دفاع چک
block
دفاع
munition
دفاع
fencing
دفاع
advocacy
دفاع
defense
دفاع
blocks
دفاع
stand
دفاع مداوم
defendants
دفاع کننده
department of defense
وزارت دفاع
special plea
دفاع خاص
position defense
دفاع موضعی
three man block
دفاع سه نفره
polish defence
دفاع لهستانی
plea of accused
دفاع متهم
offensive block
دفاع تهاجمی
defendant
دفاع کننده
active defense
دفاع عامل
pirc defence
دفاع پیرک
position defense
دفاع یا پدافندثابت
open
خط بازبی دفاع
dog
دفاع بسته
catenaccio
دفاع بتونی
indefensibility
دفاع ناپذیری
soto uke
دفاع از خارج
open
بی دفاع واریز نش
fullback
دفاع پوششی
dogging
دفاع بسته
opened
خط بازبی دفاع
dogs
دفاع بسته
opened
بی دفاع واریز نش
opens
خط بازبی دفاع
opens
بی دفاع واریز نش
backfield
دفاع نفوذی
zone defence
دفاع منطقهای
age ake
دفاع بالارونده
tenability
دفاع پذیری
defensive
منطقه دفاع
alekhine's defence
دفاع الخین
vindicative
دفاع کننده
fencible
قابل دفاع
war department
وزارت دفاع
juji uke
دفاع ضربدری
deliberate defense
دفاع بافرصت
yogoslav defence
دفاع یوگوسلاو
penetrate
نفوذ در دفاع
penetrated
نفوذ در دفاع
the right of self-defence
حق دفاع از خود
daylight
نفوذ در دفاع
penetrates
نفوذ در دفاع
parry of debate
دفاع درمنافره
yogoslav defence
دفاع پیرک
janisch defence
دفاع شلیمان
summetrical defence
دفاع متقارن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com