English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (2 milliseconds)
English Persian
broker دلال اوراق بهادار
brokered دلال اوراق بهادار
brokering دلال اوراق بهادار
brokers دلال اوراق بهادار
Other Matches
drafts اوراق بهادار
securities اوراق بهادار
bonds اوراق بهادار
papers اوراق بهادار
papering اوراق بهادار
papered اوراق بهادار
paper اوراق بهادار
drafted اوراق بهادار
draft اوراق بهادار
negotiable instruments اوراق بهادار
negotiable papers اوراق بهادار
stock exchange بورس اوراق بهادار
securities department اداره اوراق بهادار
registered securities اوراق بهادار با نام
government securities اوراق بهادار دولتی
bearer securities اوراق بهادار بی نام
stock exchanges بورس اوراق بهادار
portfolio موجودی اوراق بهادار
stock exchange بورس اوراق بهادار
bourse [in a non-English-speaking country] بورس اوراق بهادار
security market بازار اوراق بهادار
securities market بازار اوراق بهادار
portfolios موجودی اوراق بهادار
assumed portfolio اوراق بهادار مفروض
transfer of portfolio انتقال موجودی اوراق بهادار
transferable securities اوراق بهادار قابل انتقال
ceded portfolio اوراق بهادار واگذار شده
redemption مبادله اوراق بهادار با پول
issue [of something] [ID card or check] انتشار [اسکناس] [اوراق بهادار]
marketable securities اوراق بهادار قابل معامله
portfolio entry قلم متعلق به موجودی اوراق بهادار
The return on the bonds amounts to ... مبلغ بازده اوراق بهادار برابراست با ...
curb market [American E] بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
kerb market [British E] بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
over-the-counter market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
commercial paper اوراق و اسناد بهادار قابل انتقال
over-the-counter trading of securities بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
outside market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
pegging تثبیت قیمت اوراق بهادار وارز
quotation قیمت جاری مظنه شده سهام اوراق بهادار ...
quotations قیمت جاری مظنه شده سهام اوراق بهادار ...
re issuable notes اوراق بهادار در وجه حامل که پس از یک بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند
liquidity preference theory براساس این نظریه که بوسیله جان مینارد کینز اقتصاددان انگلیسی ارائه شده است پائین امدن نرخ بهره موجب افزایش نقدینگی و کاهش اوراق قرضه بهادار میشود .
go between دلال دلال محبت
perpetual bonds اوراق قرضه بدون مدت اوراق قرضه دائمی
priced بهادار
valuables چیزهای بهادار
semi-precious نیمه بهادار
valuable goods اشیاء بهادار
bourse بازاراوراق بهادار
negotiable instrument اسناد بهادار
stockbrokerage دلالی بورس واوراق بهادار
stockbroking دلالی بورس واوراق بهادار
middlemen دلال
mediators دلال
monger دلال
jobber دلال
Solicitors General دلال
Solicitor General دلال
mediator دلال
fixer دلال
chapman دلال
brokers دلال
brokered دلال
broker دلال
brokering دلال
dealers دلال
dealer دلال
go-between دلال
go-betweens دلال
middleman دلال
brokerage اجرت دلال
bill broker دلال برات
commodity broker دلال کالا
bawd دلال محبت
cambist دلال برات
fellmonger دلال پوست
coper دلال اسب
discount broker دلال تنزیل
stock broker دلال بورس
stock broker دلال سهام
shipbroker دلال حمل
scholastic agent دلال تدریس
procurer دلال محبت
rug dealer دلال فرش
insurance broker دلال بیمه
house agent دلال خانه
fruiterer دلال میوه
exchange broker دلال ارز
stock_broker دلال سهام
horse dealer دلال اسب
pimps دلال محبت
procuress زن دلال محبت
auctioneer دلال حراج
agency کارگزار دلال
auctioneers دلال حراج
agencies کارگزار دلال
pimp دلال محبت
medium واسطه دلال
mediums واسطه دلال
agent de change دلال ارزی
software broker دلال نرم افزار
bookmaker دلال شرط بندی
matchmaker دلال یا دلاله ازدواج
bookmakers دلال شرط بندی
drover دلال گاوو گوسفند
real estate broker دلال اموال غیرمنقول
realtor دلال معاملات ملکی
land agent دلال معاملات ملکی
jobber دلال یاکارگزار بورس
pawnbrokers دلال در بنگاه رهنی
aytomobile dealer فروشنده یا دلال اتومبیل
realtors دلال معاملات ملکی
matchmakers دلال یا دلاله ازدواج
pawnbroker دلال در بنگاه رهنی
stockbrokers دلال سهام شرکتها
stockbroker دلال سهام شرکتها
ship broker دلال خرید و فروش کشتی
in quires اوراق
papered اوراق
paper اوراق
papers اوراق
papering اوراق
substituted service اوراق دعوی
overhauls اوراق کردن
scrapped اوراق دورانداختن
secret papers اوراق سری
overhaul اوراق کردن
overhauling اوراق کردن
scrapper اوراق کننده
scrap اوراق دورانداختن
treasury bonds اوراق بهادارخزانه
savings bond اوراق قرضه
overhauled اوراق کردن
printed matter اوراق چاپی
commercial papers اوراق تجارتی
obligation اوراق قرضه
document bills اوراق تجارتی
debenture اوراق قرضه
commercial bills اوراق تجارتی
obligations اوراق قرضه
cannibalization اوراق کردن
bond اوراق قرضه
scraps اوراق دورانداختن
disassemble اوراق کردن
commerical papers اوراق تجارتی
government stock اوراق بهاداردولتی
scrapping اوراق دورانداختن
scrapbooks دفتر اجناس اوراق
junk جنس اوراق وشکسته
junk bonds اوراق قرضهی قمارآمیز
documents پرونده ها [اسناد] [اوراق]
junk bond اوراق قرضهی قمارآمیز
overhauled اوراق کردن کامل
scrap خرده اوراق کردن
overhaul اوراق کردن کامل
scrapbook دفتر اجناس اوراق
overhauls اوراق کردن کامل
bill of oredit اوراق قرضه دولتی
scraps ماشین الات اوراق
negotiable papers اوراق قابل انتقال
scrapping خرده اوراق کردن
government bonds اوراق قرضه دولتی
scrapping ماشین الات اوراق
scrap ماشین الات اوراق
scrapped خرده اوراق کردن
scrapping نزاع اوراق کردن
scrap نزاع اوراق کردن
scrapped نزاع اوراق کردن
scrapped ماشین الات اوراق
scraps نزاع اوراق کردن
scraps خرده اوراق کردن
salvage اوراق کردن وسایل
salvaged اوراق کردن وسایل
registered bond اوراق قرضه با نام
bond issue صدور اوراق قرضه
salvages اوراق کردن وسایل
salvaging اوراق کردن وسایل
preference bonds اوراق قرضه ممتاز
overhauling اوراق کردن کامل
loose-leaf دارای برگهایا اوراق ول و جداشدنی
loose leaf دارای برگهایا اوراق ول و جداشدنی
archive ضبط اسناد و اوراق بایگانی
cannibalised محل اوراق کردن وسایل
cannibalises محل اوراق کردن وسایل
cannibalising محل اوراق کردن وسایل
cannibalize محل اوراق کردن وسایل
scrappiness اوراق شدگی ستیزه جویی
appraisement bond اوراق قرضه قابل تجدیدارزیابی
leaflet اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
leafleted اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
leafleting اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
transferable commercial instrument اوراق تجارتی قابل انتقال
cannibalizing محل اوراق کردن وسایل
cannibalized محل اوراق کردن وسایل
yield of bonds نرخ بازده اوراق قرضه
cannibalizes محل اوراق کردن وسایل
leaflets اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
To take something to pieces. دل وروده چیزی را در آوردن ( اوراق کردن )
bearer stock سهام و اوراق قرضه بدون نام
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com