English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
English Persian
re export دوباره صادر کردن
Other Matches
reopen دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revive دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regains دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
issued صادر کردن
export صادر کردن
exported صادر کردن
issue صادر کردن
exporting صادر کردن
emitting صادر کردن
emits صادر کردن
issues صادر کردن
emit صادر کردن
emitted صادر کردن
promulge صادر کردن
pronounces صادر کردن
send out صادر کردن
pronounce صادر کردن
to export something [from / to a country] صادر کردن [به یا از کشوری]
certificates گواهی صادر کردن
pass a sentence حکم صادر کردن
to issue instructions دستور صادر کردن
issue a warning اخطار صادر کردن
certificate گواهی صادر کردن
underwriting پذیره نویسی صادر کردن
to smuggle out قاچاقی صادر کردن یافرستادن
underwrote پذیره نویسی صادر کردن
underwritten پذیره نویسی صادر کردن
underwrite پذیره نویسی صادر کردن
underwrites پذیره نویسی صادر کردن
charters پروانه دادن امتیازنامه صادر کردن
charter پروانه دادن امتیازنامه صادر کردن
chartered پروانه دادن امتیازنامه صادر کردن
chartering پروانه دادن امتیازنامه صادر کردن
pass صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
passed صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
passes صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
unregenerate دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
tempering (metallurgy) بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
revamped دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relayed دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relays دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relay دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
refresh دوباره پر کردن
refreshes دوباره پر کردن
refills دوباره پر کردن
double-check <idiom> دوباره چک کردن
replenish دوباره پر کردن
replenished دوباره پر کردن
refilled دوباره پر کردن
replenishes دوباره پر کردن
refill دوباره پر کردن
refilling دوباره پر کردن
refreshed دوباره پر کردن
replenishing دوباره پر کردن
loop تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
reinterpret دوباره تفسیر کردن
revisit دوباره ملاقات کردن
reinsure دوباره بیمه کردن
reinstall دوباره برقرار کردن
reuse دوباره استفاده کردن
reimport دوباره وارد کردن
reactivated دوباره فعال کردن
reemploy دوباره استخدام کردن
redirect دوباره راهنمایی کردن
rewake دوباره بیدار کردن
retrocede دوباره واگذار کردن
re-examining دوباره بازپرسی کردن
re-examines دوباره بازپرسی کردن
reproducing دوباره چاپ کردن
re-examined دوباره بازپرسی کردن
redirected دوباره راهنمایی کردن
redistributes دوباره پخش کردن
reengage دوباره استخدام کردن
reactivate دوباره فعال کردن
reopen دوباره باز کردن
reforge دوباره جعل کردن
reopened دوباره باز کردن
redefined دوباره تعریف کردن
redefines دوباره تعریف کردن
redefining دوباره تعریف کردن
reexamine دوباره امتحان کردن
revisited دوباره ملاقات کردن
reopening دوباره باز کردن
rejuveoize دوباره جوان کردن
reopens دوباره باز کردن
redefine دوباره تعریف کردن
regarding دوباره تسطیح کردن
redirects دوباره راهنمایی کردن
redirecting دوباره راهنمایی کردن
re-examine دوباره بازپرسی کردن
re examine دوباره بازپرسی کردن
re establish دوباره تاسیس کردن
recalculate دوباره حساب کردن
rebind دوباره صحافی کردن
reasure دوباره بیمه کردن
re form دوباره درست کردن
revise دوباره چاپ کردن
resorb دوباره جذب کردن
re paving دوباره فرش کردن
reassociate دوباره معاشرت کردن
revises دوباره چاپ کردن
rejuvenates دوباره جوان کردن
reassociate دوباره متحد کردن
revising دوباره چاپ کردن
republish دوباره چاپ کردن
republish دوباره منتشر کردن
re strain دوباره صاف کردن
reorder دوباره مرتب کردن
restart روشن کردن دوباره
re establish دوباره برپا کردن
reproduces دوباره چاپ کردن
retransmit دوباره مخابره کردن
retranslate دوباره ترجمه کردن
revalidate دوباره پادار کردن
redeliver دوباره مستخلص کردن
reproduced دوباره چاپ کردن
remonetize دوباره رایج کردن
retry دوباره ازمایش کردن
reproduce دوباره چاپ کردن
renegotiate دوباره مذاکره کردن
reoccupy دوباره اغاز کردن
recompose دوباره انشاء کردن
recommit دوباره زندان کردن
retry دوباره محاکمه کردن
rebuild دوباره ساختمان کردن
rebuilds دوباره ساختمان کردن
re sort دوباره جور کردن
oversrike دوباره چاپ کردن
resurface دوباره روکاری کردن
recollecting دوباره جمع کردن
redeveloped دوباره پیشرفته کردن
recollects دوباره جمع کردن
back fill عمل دوباره پر کردن
rescheduling دوباره برنامهریزی کردن
reschedules دوباره برنامهریزی کردن
rescheduled دوباره برنامهریزی کردن
remarried دوباره عروسی کردن
remarries دوباره عروسی کردن
recollected دوباره جمع کردن
resurfaced دوباره روکاری کردن
rejuvenated دوباره جوان کردن
regains دوباره تصرف کردن
rejuvenate دوباره جوان کردن
regaining دوباره تصرف کردن
retaken دوباره تسخیر کردن
regained دوباره تصرف کردن
regain دوباره تصرف کردن
retake دوباره تسخیر کردن
recollect دوباره جمع کردن
resurfaces دوباره روکاری کردن
remarry دوباره عروسی کردن
reschedule دوباره برنامهریزی کردن
rephrasing دوباره عبارتبندی کردن
redeveloping دوباره پیشرفته کردن
recondition دوباره درست کردن
reconditioned دوباره درست کردن
relive دوباره تجربه کردن
redevelops دوباره پیشرفته کردن
reconditions دوباره درست کردن
redistributing دوباره پخش کردن
relived دوباره تجربه کردن
relives دوباره تجربه کردن
rephrases دوباره عبارتبندی کردن
rephrased دوباره عبارتبندی کردن
reappraise دوباره ارزیابی کردن
redistributed دوباره پخش کردن
rephrase دوباره عبارتبندی کردن
reappraised دوباره ارزیابی کردن
reappraises دوباره ارزیابی کردن
reappraising دوباره ارزیابی کردن
reliving دوباره تجربه کردن
redevelop دوباره پیشرفته کردن
redistribute دوباره پخش کردن
reorganised دوباره متشکل کردن
revalues دوباره ارزیابی کردن
cold start دوباره روشن کردن
reinstate دوباره برقرار کردن
reorganize دوباره متشکل کردن
reorganizing دوباره متشکل کردن
revaluing دوباره ارزیابی کردن
reorganized دوباره متشکل کردن
rewired دوباره سیمکشی کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com