English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English Persian
reassociate دوباره متحد کردن
Other Matches
reopens دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revive دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regains دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
unifies متحد کردن
unites متحد کردن
unify متحد کردن
uniting متحد کردن
unite متحد کردن
accrete متحد کردن
federate متحد کردن
federated متحد کردن
band متحد کردن
bands متحد کردن
unifying متحد کردن
federating متحد کردن
ally متحد کردن
allying متحد کردن
federates متحد کردن
herding متحد کردن گروه
join گراییدن متحد کردن
leagues اتحاد متحد کردن
herd متحد کردن گروه
consociate متحد کردن پیوستن
joined گراییدن متحد کردن
herds متحد کردن گروه
league اتحاد متحد کردن
joins گراییدن متحد کردن
herded متحد کردن گروه
to unionize [American E] متحد کردن [مثال کارگران]
to unionise [British E] متحد کردن [مثال کارگران]
unionising متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionised متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionization متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionises متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
leagues مجمع جامعه متحد کردن یا شدن
unionizes متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
league مجمع جامعه متحد کردن یا شدن
unionizing متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionized متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionize متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unites متحد کردن ترکیب کردن
uniting متحد کردن ترکیب کردن
unite متحد کردن ترکیب کردن
unregenerate دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
tempering (metallurgy) بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
revamping دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relays دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relay دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relayed دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
replenished دوباره پر کردن
refreshes دوباره پر کردن
refresh دوباره پر کردن
refill دوباره پر کردن
replenish دوباره پر کردن
double-check <idiom> دوباره چک کردن
replenishing دوباره پر کردن
refilled دوباره پر کردن
refreshed دوباره پر کردن
replenishes دوباره پر کردن
refilling دوباره پر کردن
refills دوباره پر کردن
looped تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
reproduces دوباره چاپ کردن
recompose دوباره انشاء کردن
reorder دوباره مرتب کردن
reproduced دوباره چاپ کردن
reorganizing دوباره متشکل کردن
renegotiate دوباره مذاکره کردن
reexamine دوباره امتحان کردن
reforge دوباره جعل کردن
reproducing دوباره چاپ کردن
oversrike دوباره چاپ کردن
revisited دوباره ملاقات کردن
reinstating دوباره برقرار کردن
redevelop دوباره پیشرفته کردن
rewake دوباره بیدار کردن
reinstates دوباره برقرار کردن
regarding دوباره تسطیح کردن
remonetize دوباره رایج کردن
reproduce دوباره چاپ کردن
redirects دوباره راهنمایی کردن
redirected دوباره راهنمایی کردن
reengage دوباره استخدام کردن
redirect دوباره راهنمایی کردن
reinstall دوباره برقرار کردن
reemploy دوباره استخدام کردن
reimport دوباره وارد کردن
revise دوباره چاپ کردن
reconditions دوباره درست کردن
redirecting دوباره راهنمایی کردن
reinsure دوباره بیمه کردن
reinterpret دوباره تفسیر کردن
redeliver دوباره مستخلص کردن
reorganizes دوباره متشکل کردن
reoccupy دوباره اغاز کردن
recondition دوباره درست کردن
reconditioned دوباره درست کردن
recommit دوباره زندان کردن
reinstated دوباره برقرار کردن
re sort دوباره جور کردن
re-examines دوباره بازپرسی کردن
re-examining دوباره بازپرسی کردن
reassociate دوباره معاشرت کردن
republish دوباره منتشر کردن
republish دوباره چاپ کردن
reasure دوباره بیمه کردن
revalued دوباره ارزیابی کردن
re paving دوباره فرش کردن
re-examined دوباره بازپرسی کردن
retry دوباره ازمایش کردن
redefining دوباره تعریف کردن
re examine دوباره بازپرسی کردن
restart روشن کردن دوباره
re strain دوباره صاف کردن
re-examine دوباره بازپرسی کردن
retry دوباره محاکمه کردن
redefine دوباره تعریف کردن
redefined دوباره تعریف کردن
redefines دوباره تعریف کردن
reopens دوباره باز کردن
revalues دوباره ارزیابی کردن
reopened دوباره باز کردن
recalculate دوباره حساب کردن
resorb دوباره جذب کردن
re form دوباره درست کردن
remarries دوباره عروسی کردن
retrocede دوباره واگذار کردن
re establish دوباره برپا کردن
rejuveoize دوباره جوان کردن
remarry دوباره عروسی کردن
rebind دوباره صحافی کردن
reopen دوباره باز کردن
remarried دوباره عروسی کردن
reopening دوباره باز کردن
re export دوباره صادر کردن
reuse دوباره استفاده کردن
re establish دوباره تاسیس کردن
revalidate دوباره پادار کردن
retranslate دوباره ترجمه کردن
retransmit دوباره مخابره کردن
reinstate دوباره برقرار کردن
rewiring دوباره سیمکشی کردن
reappraise دوباره ارزیابی کردن
reappraised دوباره ارزیابی کردن
reappraises دوباره ارزیابی کردن
reactivating دوباره فعال کردن
reactivates دوباره فعال کردن
reactivated دوباره فعال کردن
rescheduling دوباره برنامهریزی کردن
reschedules دوباره برنامهریزی کردن
reappraising دوباره ارزیابی کردن
rescheduled دوباره برنامهریزی کردن
cold start دوباره روشن کردن
resurface دوباره روکاری کردن
resurfaced دوباره روکاری کردن
rewires دوباره سیمکشی کردن
rewire دوباره سیمکشی کردن
revaluing دوباره ارزیابی کردن
retaking دوباره تسخیر کردن
retakes دوباره تسخیر کردن
retaken دوباره تسخیر کردن
revisiting دوباره ملاقات کردن
retake دوباره تسخیر کردن
revisits دوباره ملاقات کردن
resurfaces دوباره روکاری کردن
revalue دوباره ارزیابی کردن
reschedule دوباره برنامهریزی کردن
rephrasing دوباره عبارتبندی کردن
relives دوباره تجربه کردن
relived دوباره تجربه کردن
relive دوباره تجربه کردن
redistributing دوباره پخش کردن
redistributed دوباره پخش کردن
redistribute دوباره پخش کردن
recollected دوباره جمع کردن
redevelops دوباره پیشرفته کردن
recollecting دوباره جمع کردن
redeveloping دوباره پیشرفته کردن
recollects دوباره جمع کردن
reliving دوباره تجربه کردن
recollect دوباره جمع کردن
rephrases دوباره عبارتبندی کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com