Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 196 (10 milliseconds)
English
Persian
trade off
رابطه جایگزینی
trade-off
رابطه جایگزینی
trade-offs
رابطه جایگزینی
Other Matches
replacement demand
نیازمندیهای جایگزینی تقاضای جایگزینی پرسنل
psychomancy
رابطه با روح رابطه ارواح باهم
equation of exchange
همچنین نگاه کنید به "رابطه فیشر "معادله مبادلات بیان رابطه بین حجم پول در گردش سرعت گردش پول
nexus
رابطه رابطه داخلی
replacements
جایگزینی
replacement
جایگزینی
lodgment
جایگزینی
lodgement
جایگزینی
embedment
جایگزینی
replaceable parameter
پارامتر جایگزینی
replacement capital
سرمایه جایگزینی
replacement cost
هزینه جایگزینی
replacement part
قطعه جایگزینی
search and replace
جستجو و جایگزینی
font subsitution
جایگزینی فونت
replacement theory
نظریه جایگزینی
replacements
جایگزینی نفرات
situation
جایگزینی وضع
assignment operator
عملگر جایگزینی
filler personnel
افراد جایگزینی
replacement
جایگزینی نفرات
situations
جایگزینی وضع
assignment statement
جمله جایگزینی
I am
[have]
finished with you.
رابطه بین من و تو تمام شد!
[رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
I am done with you.
رابطه بین من و تو تمام شد!
[رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
global search and replace
جستجو و جایگزینی سراسری
loss replacement
جایگزینی تلفات و ضایعات
replacement factor
ضریب جایگزینی پرسنل ووسایل
bulk replacement storage
سهمیه کل جایگزینی درصحنه عملیات
global
تابع جستجو و جایگزینی پردازشگر کلمه در یک متن یا فایل کامل
globally
تابع جستجو و جایگزینی پردازشگر کلمه در یک متن یا فایل کامل
prints
تعداد حروف که یک قطعه میتواند پیش از نیاز به جایگزینی چاپ کند
printed
تعداد حروف که یک قطعه میتواند پیش از نیاز به جایگزینی چاپ کند
print
تعداد حروف که یک قطعه میتواند پیش از نیاز به جایگزینی چاپ کند
search and replace
جستجوی کلمه پرداز و تابع جایگزینی مربوط به فایل کامل یا متن
zero supperssion
موقوف کردن صفرها جایگزینی صفرهای ماقبل یک عدد با جای خالی به طوریکه صفرها در موقعیت چاپ عددفاهر نشوند
linkage
رابطه
bond
رابطه
equation
رابطه
equations
رابطه
correlation
رابطه
relevancy
رابطه
contingence
رابطه
relationships
رابطه
linkages
رابطه
relevance
رابطه
relation
رابطه
connexions
رابطه
respect
رابطه
connection
رابطه
respects
رابطه
relationship
رابطه
exhaustable resources
منابع پایان پذیر منابع طبیعی که میزان عرضه انها ثابت بوده و قابل جایگزینی نمیباشدمانند نفت سنگ اهن
mil formula
رابطه میلیمی
positive relation
رابطه مستقیم
mil relation
رابطه میلیمی
relationship
رابطه
[ریاضی]
flow formula
رابطه جریان
linear relationship
رابطه خطی
lead lag relation
رابطه سبقت
interrelation
رابطه متقابل
incommunicable
بدون رابطه
functional relationship
رابطه تابعی
functional relation
رابطه تابعی
mil relation
رابطه میلیم
monotonic relation
رابطه همسو
preattunement
هم آهنگی
[رابطه ای]
terms of trade
رابطه مبادله
symbiotic relation
رابطه همزیستی
sonship
رابطه فرزندی
preattunement
هم کوکی
[رابطه ای]
mutual relationship
رابطه متقابل
negative relation
رابطه منفی
negative relation
رابطه معکوس
preattunement
وفق
[رابطه ای]
positive relation
رابطه مثبت
privity of contract
رابطه متعاقدین
relation learning
رابطه اموزی
relations of production
رابطه تولید
de broglie relation
رابطه دوبروی
correlation
ضریب رابطه
liaison
بستگی رابطه
liaised
رابطه داشتن
liaison
رابطه نامشروع
binary relation
رابطه دوتایی
liaise
رابطه داشتن
bode's relation
رابطه بود
cash nexus
رابطه نقدی
liaisons
رابطه نامشروع
liaisons
بستگی رابطه
transitive
رابطه غیرمستقیم
transitive
رابطه مجازی
liaising
رابطه داشتن
liaises
رابطه داشتن
lesbianism
رابطه جنسی زن با زن
corresponded
رابطه داشتن
interrelationships
رابطه متقابل
interrelationship
رابطه متقابل
causal link
رابطه سببیت
causal relationship
رابطه علی
arithmetic relation
رابطه حسابی
fiduciary relationship
رابطه امانی
equivalence relation
رابطه هم ارزی
tie
رابطه برابری
definitional equation
رابطه تعریفی
ties
رابطه برابری
relation
رابطه نسبت
corresponds
رابطه داشتن
correspond
رابطه داشتن
commutation relation
رابطه جابجایی
contractual relationship
رابطه قراردادی
systems analysis
1-بررسی فرایند یا سیسیتم برای مشاهده اینکه آیا میتواند در حین اجرا کاراتر باشد. 2-بررسی سیستم موجود با هدف بهبود یا جایگزینی آن
recurrence relation
[RR]
رابطه بازگشتی
[ریاضی]
difference equation
رابطه بازگشتی
[ریاضی]
mass energy relation
رابطه جرم و انرژی
coheres
رابطه خویشی داشتن
to make a connection
رابطه ای برقرار کردن
stress strain relation
رابطه تنش- کرنش
wealth saving relationship
رابطه ثروت و پس انداز
cohering
رابطه خویشی داشتن
intimacy
رابطه نامشروع جنسی
cohabit
رابطه جنسی داشتن
oral intercourse
رابطه جنسی دهانی
cause and effect relationship
رابطه علت و معلولی
This does not apply to . . .
در رابطه با . . . کاربرد ندارد.
input output relation
رابطه ورودی- خروجی
denouncement
اعلان قطع رابطه
disconnection
قطع نداشتن رابطه
parent child relationship
رابطه پدر و پسر
price system
نسبت و رابطه قیمتها با هم
cohabits
رابطه جنسی داشتن
cohabiting
رابطه جنسی داشتن
break away
قطع رابطه کردن
sexual intercourse
رابطه جنسی مجامعت
cohabited
رابطه جنسی داشتن
absolute address
محل یک شی در رابطه با مبدا
cohered
رابطه خویشی داشتن
cohere
رابطه خویشی داشتن
habit
روش طرز رشد رابطه
divisibility relation
رابطه بخش پذیری
[ریاضی]
causality
رابطه بین علت ومعلول
to discontinue relations
[with somone]
رابطه قطع کردن
[با کسی]
to correspond with
رابطه
[نامه نگاری]
داشتن با
thermoelectric
وابسته به رابطه برق وحرارت
creation of contractual tie
انشاء ایجاد رابطه قراردادی
fisher equation
این رابطه عبارت است از :
filiation
نسل رابطه پدر و فرزندی
average marginal relationship
رابطه مفاهیم متوسط ونهائی
causal nexus
رابطه میان علت و معلول
mil rule
قانون مربوط به رابطه میلیمی
habits
روش طرز رشد رابطه
faulty connection
رابطه اشتباه
[الکترونیک مهندسی برق]
to have connections
رابطه داشتن
[با مردم برای هدفی]
intercommunication
رابطه یا مخابره بین چند مرکز
to be together with somebody
با کسی بودن و رابطه جنسی داشتن
neutral technology
تکنولوژی بی طرف در رابطه با عوامل تولید
trade off between inflation and
رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری
sugar daddy
مرد مسن و پولدار که با زن جوانتر رابطه دارد
to pull strings
از رابطه ها برای پارتی بازی استفاده کردن
sugar daddies
مرد مسن و پولدار که با زن جوانتر رابطه دارد
aerodynamic shape
شکل یک جسم در رابطه باجریان هوا در اطراف ان
to push for an answer
[in reference to something]
برای پاسخ فشار آوردن
[در رابطه با چیزی]
to make friends
[to make connections]
رابطه پیدا کردن
[با مردم برای هدفی]
subcontrariety
رابطه بین دو قیاس متقابل تشابه قیاسی
hypotaxis
رابطه ترکیبی یا صرف ونحوی کلمه اصلی بامشتقاتش
fornication
رابطه جنسی
[قبل از]
بیرون از ازدواج
[دین]
[حقوق]
compatible
زیردستگاهی که در رابطه باکل دستگاه عملکرد مناسبی دارد
to make
[commit]
a faux pas
اشتباه اجتماعی کردن
[در رابطه با رفتار بین مردم]
I give the programme zero
[nought]
out of ten for reality.
من به این برنامه در رابطه با حقیقی بودنش از ده امتیاز صفر را می دهم.
geocoding
روش تهیه یک صفحه گرافیکی اطلاعات در رابطه با یک ناحیه جغرافیایی
phenology
مبحث رابطه بین اب وهواوتغییرات حاصله در پدیدههای زیست شناسی
to pick up somebody
[to find sexual partners]
بلند کردن کسی
[زنی]
[برای رابطه جنسی]
[اصطلاح روزمره]
pareto distribution
در حقیقت بیانگر توزیع درامد است که بر اساس ان رابطه بین درامدشخصی و جمعیت در ان بررسی میشود
phillips curve
شکلی غیرخطی بوده و در حقیقت نشان میدهد که یک رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری وجود دارد
isolationism
سیاست مبتنی برکناره گیری و دوری جستن ازجریانات سیاسی جهان و نیزقطع رابطه اقتصادی با سایرکشورها
relative income hypothesis
بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
supply price of capital
قیمت عرضه سرمایه اصطلاح کینز در رابطه باهزینه سرمایه گذاری
coupling
نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
bionomics
زیوه شناسی شاخهای از علم زیست شناسی که از رابطه موجودات زنده بامحیطبحث میکند
parts explosion
رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
stormbound
قطع رابطه شده در اثر توفان توفان زده
immanentism
نظریه فسلفی که معتقد است رابطه میان خدا و فکر و روح و دنیا رابطهای ذاتی است
to pair somebody off
[up]
with somebody
کسی را با کسی دیگر زوج کردن
[برای ازدواج یا رابطه دوست دختر یا پسر]
[همچنین می تواند لحن منفی داشته باشد]
uberrima fides
صفتی است که در بعضی از قراردادها که باعث برقراری انواع خاصی از رابطه بین افراد میشود وجودش از شرایط صحت عقل است
wagners law
براساس این قانون که توسط اقتصاددان المانی بیان شده رابطه مستقیمی بین افزایش مخارج دولت و افزایش رشد وتوسعه اقتصادی وجود دارد
communication link
رابطه مخابراتی ربط مخابراتی
phillips curve
منحنی است که بر اساس ان رابطه بین نرخ بیکاری و نرخ تورم درانگلستان را نشان میدهد.شکل اولیه این منحنی
primary key
[کلید اصلی، همچنین کلید اولیه نامیده می شود، یک کلید در یک پایگاه داده رابطه ای است که منحصر به فرد برای هر رکورد است.]
okuns law
براساس این قانون رابطه نزدیکی بین تغییرات نرخ بیکاری وافزایش تولید واقعی وجوددارد . اوکان نشان میدهد که در امریکا برای کاهش 1درصد نرخ بیکاری تولیدواقعی باید معادل 3درصدافزایش یابد
law of demand
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
countershaft
محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد
monetarists
طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
wage fund theory of wages
نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com