Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (31 milliseconds)
English
Persian
negative
رد یا تکذیب یا انکار کردن
negatives
رد یا تکذیب یا انکار کردن
Other Matches
negation of statement
انکار یا تکذیب گفتهای
irrefragable
غیر قابل انکار و تکذیب
estopel
عملی که باعث میشود عامل از طرح دعوی یاادعا یا تکذیب و انکار
disproves
تکذیب کردن
denies
تکذیب کردن
disproved
تکذیب کردن
disprove
تکذیب کردن
rebutting
تکذیب کردن
rebuts
تکذیب کردن
refutes
تکذیب کردن
disproving
تکذیب کردن
refuting
تکذیب کردن
refuted
تکذیب کردن
denied
تکذیب کردن
refute
تکذیب کردن
rebutted
تکذیب کردن
rebut
تکذیب کردن
impugning
تکذیب کردن
denying
تکذیب کردن
impugns
تکذیب کردن
deny
تکذیب کردن
impugn
تکذیب کردن
impugned
تکذیب کردن
contradicts
تکذیب کردن
contradicted
تکذیب کردن
contradict
تکذیب کردن
traverse
تکذیب کردن دعوی
traversed
تکذیب کردن دعوی
traverses
تکذیب کردن دعوی
traversing
تکذیب کردن دعوی
recant
گفته خود را تکذیب کردن
redargue
متهم ساختن تکذیب کردن
recanted
گفته خود را تکذیب کردن
recants
گفته خود را تکذیب کردن
recanting
گفته خود را تکذیب کردن
disclaims
انکار کردن
disclaiming
انکار کردن
disclaimed
انکار کردن
disclaim
انکار کردن
reneging
انکار کردن
reneges
انکار کردن
reneged
انکار کردن
forswear
انکار کردن
renege
انکار کردن
renounced
انکار کردن
disaffirm
انکار کردن
repudiate
انکار کردن
gainsay
انکار کردن
gainsaid
انکار کردن
denying
انکار کردن
gainsaying
انکار کردن
back-pedal
انکار کردن
back-pedalled
انکار کردن
back-pedalling
انکار کردن
back-pedals
انکار کردن
deny
انکار کردن
repudiating
انکار کردن
gainsays
انکار کردن
repudiates
انکار کردن
forswearing
انکار کردن
abnegate
انکار کردن
renouncing
انکار کردن
recant
انکار کردن
recanted
انکار کردن
denied
انکار کردن
renounce
انکار کردن
forswears
انکار کردن
recants
انکار کردن
renounces
انکار کردن
recanting
انکار کردن
denies
انکار کردن
denying
انکار یا حاشا کردن
deny
انکار یا حاشا کردن
forswears
باسوگند انکار کردن
denies
انکار یا حاشا کردن
denied
انکار یا حاشا کردن
forswearing
باسوگند انکار کردن
forswear
باسوگند انکار کردن
disclaim all liability
کلیه بدهیها را انکار کردن
to make
[deny]
an allegation
تهمتی زدن
[ را انکار کردن]
owning to his i. to do that
نظر به عجزاواز کردن انکار
there is no p of doing it
کردن انکارهیچ امکان ندارد هیچ نمیتوان انکار راکرد
forsaking
رها کردن انکار کردن
forsake
رها کردن انکار کردن
forsakes
رها کردن انکار کردن
assoil
رد کردن تکذیب کردن
contradictions
تکذیب
impugnment
رد تکذیب
contradiction
تکذیب
falsification
تکذیب
refutation
تکذیب
refutal
تکذیب
disaffirmation
تکذیب
confutation
تکذیب
rebutment
تکذیب
rebuttal
تکذیب
denials
تکذیب
denial
تکذیب
rebuttals
تکذیب
disproval
تکذیب
disproof
تکذیب
impugnation
تکذیب
irrefutable
غیرقابل تکذیب
elenchus
تکذیب قیاسی
elench
تکذیب منطقی
refutable
تکذیب پذیر
irrefutable
تکذیب ناپذیر
rebutter
تکذیب کننده
unanswerable
تکذیب ناپذیر
deniable
قابل تکذیب
contradictor
تکذیب کننده
traverse of an indictment
تکذیب کیفرخواست
confutation
مورد تکذیب
contradictable
قابل تکذیب
d. of a statement
تکذیب گفته ایی
unansweable
بی جواب تکذیب ناپذیر
irrefutable
غیر قابل تکذیب
impugnable
رد کردنی قابل تکذیب
prima facie evidence
مدرک محمول بر صحت مدرکی که در صورت تکذیب یا توضیح طرف برای روشن کردن قضیه کافی باشد مدرکی که در نظر اول و پیش از بررسی بیشتر قاطع به نظر می اید
impugns
مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
refutatory
تکذیب کننده متضمن جواب رد
refutative
تکذیب کننده متضمن جواب رد
impugning
مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
impugned
مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
irrefragably
چنانکه نتوان تکذیب کرد
impugn
مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
denials
انکار
contradiction
انکار
denial
انکار
disavowed
انکار
gainsays
انکار
disavows
انکار
abjuration
انکار
disavow
انکار
disavowing
انکار
contradictions
انکار
gainsaying
انکار
denegation
انکار
abnegation
انکار رد
recantation
انکار
disaffirmation
انکار
disavowal
انکار
repudiation
انکار
disproval
انکار
gainsay
انکار
retractaion
انکار
gainsaid
انکار
negation
انکار
disclamation
انکار
non commital
از گرفتارکردن خویش بویسله تصدیق یا تکذیب مطلبی
self-denial
انکار نفس
retractable
انکار پذیر
palinode
صنعت انکار
self-denial
انکار خویشتن
forswore
انکار کرد
unchallenged
انکار ناپذیر
irrefutability
انکار ناپذیری
denier
انکار کننده
gainsayer
انکار کننده
undeniable
انکار ناپذیر
undeniably
انکار ناپذیر
irrefutable
انکار ناپذیر
self abnegation
انکار نفس
self renunciation
انکار نفس
deniable
قابل انکار
self denial
انکار نفس
negatory
مبنی بر نفی یا انکار
renunciative
ناشی از انکار نفس
atheism
انکار وجود خدا
renunciatory
ناشی از انکار نفس
atheistic
وابسته به انکار خدا
he has a good mind
که انکار را انجام دهد
peremptory
غیر قابل انکار
negationist
کسیکه عادت دارد همه چیز راانکار یا تکذیب کند
estoppel
عدم امکان انکار پس از اقرار
rebuttable presumption
فرض قانونی قابل انکار
the odds are that he will doit
احتمال دارد که انکار را بکند
how nicely he did it
چقدرخوب انکار را انجام داد
disparages
انکار فضیلت چیزی راکردن
disparaged
انکار فضیلت چیزی راکردن
disparage
انکار فضیلت چیزی راکردن
self abnegating
انکار کننده نفس خود
conclusive or irrebuttable presumption
فرض قانونی غیر قابل انکار
issue of fact
نکته موضوع بحث که درنتیجه انکار مطلبی پیدامیشود
China denies militarizing South China Sea.
چین را تکذیب نظامی جنوب دریای چین است.
estoppel
اقراریاعملی که انکاریانقص ان قانوناممنوع باشد مانع قانونی برای انکارپس ازاقرارعدم امکان انکار پس از اقرار
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
captures
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com