English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (26 milliseconds)
English Persian
filing system روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
Other Matches
merge sorting algorithm الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند
make room for someone or something <idiom> برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
clock باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
clocks باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
permutations تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
permutation تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
serviced برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
cross refer از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
preventative بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
preventive بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
sorted روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sort روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorts روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
posterestante پستی که در پستخانه میماند تاگیرنده برای دریافت ان مراجعه کند
input/output استفاده از برچسب برای مراجعه به وسیله ورودی /خروجی خاص
dp پردازش روی داده برای تولید اطلاعات مفید یا مرتب کردن و سازماندهی فایلهای داده
phosphor برای پوشاندن درون تیوپ اشعه کاتدی . مراجعه شود به TELEVISION
uberstreichen لگام را برای چند گام رهاکردن برای نشان دادن گام مرتب اسب
archive فایلی که حاوی داده قدیمی است ولی برای مراجعه در آینده نگهداری میشود
refreshed بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refresh بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshes بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
filing 1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند
formats روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
format روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
independent in come درامد مرتب که شخص را ازکارکردن برای زندگانی بی نیازمیسازد
maintenance مراقب مرتب از سیستم برای جلوگیری از رویداد خرابی
list 1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
book of reference کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
binary look up روش جستجوی سریع برای استفاده از لیست مرتب داده
mos روش تولید و طراحی برای مدارهای مجتمع خاص با استفاده از هادیهای آهنی و اکسی روی نیمه هادی . و نیز مراجعه شود به MOSFET
stream تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
jobs تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
streams تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
job تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
streamed تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
bubble sort روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
referred مراجعه کردن
conferring مراجعه کردن
confers مراجعه کردن
conferred مراجعه کردن
refer مراجعه کردن
recourse مراجعه کردن به
confer مراجعه کردن
refers مراجعه کردن
international standards organization سازمانی که استانداردها را برای کامپیوترهای مختلف و محصولات شبکه تولید و مرتب میکند
references مراجعه و رجوع کردن
reference مراجعه و رجوع کردن
interword spacing فضای متغیر بین کلمات متن برای اینکه خط وط وسط و مرتب قرار گیرند
pert تعریف کارها و زمانی که هر یک نیاز دارند که برای رسیدن به هدف مرتب شده باشند
to resort to referendum بافکار عمومی مراجعه کردن
refers مراجعه کردن بازدید مجدد
refer مراجعه کردن بازدید مجدد
referred مراجعه کردن بازدید مجدد
sorted روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sort روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorts روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
exchanging روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchange روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanges روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
array ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
arrays ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
Internet شبکه گسترده بین المللی که انتقال داده و فایل را به همراه توابع پست الکترونیکی برای میلیونهای کاربر در جهان فراهم میکند. هر کسی میتواند از اینترنت استفاده کند. و نیز مراجعه شود به HTTP
edited ترکیب برنامههای جداگانه و استاندارد کردن فراخوان ها و مراجعه ها در آنها
edit ترکیب برنامههای جداگانه و استاندارد کردن فراخوان ها و مراجعه ها در آنها
information داده پردازش شده و مرتب شده برای تامین قواعد با معنی
sort field فیلدی در فایل ذخیره شده برای مرتب سازی فایل
sortkey فیلدی در فایل ذخیره شده برای مرتب سازی فایل
outliner برای اینکه به کاربر کمک کند تا بخش ها و زیربخشهای لیست ای از اشیا را مرتب کند یا بخشهایی از پروژه را
tree مشاهده پروندههای ذخیره شده روی دیسک ه برای نشان دادن پرونده ها و زیرپرونده ها مرتب شده اند
sorted برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorts برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sort برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
regenerator وسیلهای که در ارتباطات استفاده میشود و سیگنال دریافتی را مرتب میکند و ارسال میکند. و برای گشترش محدوده شبکه به کار می روند
refresh بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
refreshed بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
refreshes بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
justification مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
gather و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
justifications مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
gathered و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
semi processed data داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا..
marshaled مرتب کردن
order مرتب کردن
marshal مرتب کردن
clean مرتب کردن
arranging مرتب کردن
arranges مرتب کردن
tidying مرتب کردن
collocate مرتب کردن
collocated مرتب کردن
collocating مرتب کردن
draw up مرتب کردن
collocates مرتب کردن
regularised مرتب کردن
regularises مرتب کردن
regularising مرتب کردن
regularized مرتب کردن
tidy مرتب کردن
regularizes مرتب کردن
tidies مرتب کردن
cleaned مرتب کردن
arranged مرتب کردن
cleanest مرتب کردن
cleans مرتب کردن
tidiest مرتب کردن
arrange مرتب کردن
straighten up <idiom> مرتب کردن
tidied مرتب کردن
tidier مرتب کردن
regularizing مرتب کردن
regularize مرتب کردن
clear up مرتب کردن
concerts مرتب کردن
concert مرتب کردن
lineup مرتب کردن
graduating مرتب کردن
graduates مرتب کردن
fix up مرتب کردن
put straight مرتب کردن
graduate مرتب کردن
to put to rights مرتب کردن
to cleanvp مرتب کردن
set in order مرتب کردن
marshalled مرتب کردن
marshals مرتب کردن
marshaling مرتب کردن
collated مرتب کردن
to map out مرتب کردن
collate مرتب کردن
collating مرتب کردن
collates مرتب کردن
redd مرتب کردن رهاساختن
square مرتب کردن کلاه
sets نهادن مرتب کردن
setting up نهادن مرتب کردن
distributive sort مرتب کردن توزیعی
shipshape مرتب کردن منظم
pick up <idiom> تمیز ،مرتب کردن
set نهادن مرتب کردن
quicksort مرتب کردن سریع
tree sort مرتب کردن درختی
internal sort مرتب کردن درونی
insertion sorting algorithm الگوریتم مرتب کردن
collating sort مرتب کردن داده
to fix up مرتب کردن جادادن
squared مرتب کردن کلاه
ripple sort مرتب کردن موجی
data processing مرتب کردن داده ها
squaring مرتب کردن کلاه
bubble sort مرتب کردن حبابی
squares مرتب کردن کلاه
selection sort مرتب کردن گزینشی
reorder دوباره مرتب کردن
block sort مرتب کردن بلاکی
oscillating sort مرتب کردن نوسانی
dictionary 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionaries 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
indexing استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
exchange sorting algorithm مرتب کردن به روش حبابی
polyphase sort مرتب کردن چند فازی
radix sorting algorithm الگوریتم مرتب کردن مبنایی
sorting network شبکه مرتب کردن داده ها
multipass sort مرتب کردن چند گذری
multireel sorting مرتب کردن چند حلقهای
juxtaposition مرتب کردن موضوعات در کنار هم
sequence به ترتیب مرتب کردن دنباله
multifile sorting مرتب کردن چند فایلی
sequences به ترتیب مرتب کردن دنباله
collection و مرتب کردن در پایگاه داده
clear the decks <idiom> همه جارا مرتب کردن
collections و مرتب کردن در پایگاه داده
To do up the room. اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
organizing مرتب کردن ارایش دادن موضع
adjusting مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
adjusts مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
adjust مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
alphameric مرتب کردن حروف و اعدادبترتیب تقدم
organize مرتب کردن ارایش دادن موضع
quicksort روش مرتب کردن سریع فایل
organising مرتب کردن ارایش دادن موضع
scheduling مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
selective مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
selectively مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
organizes مرتب کردن ارایش دادن موضع
organises مرتب کردن ارایش دادن موضع
alphasort مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا
job مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
jobs مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
drum sorting مرتب کردن با حافظه کمکی استوانهای مغناطیسی
chronologize بترتیب زمان قراردادن موافق تاریخ مرتب کردن
organisations روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
pass یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
justifying دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
justifies دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com