Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
to grub the ground
ریشه های زمینی را کندن
Other Matches
outroot
از ریشه کندن
supplant
از ریشه کندن
supplanted
از ریشه کندن
supplants
از ریشه کندن
supplanting
از ریشه کندن
unroot
از ریشه دراوردن یا کندن
spuds
سیب زمینی بابیل کندن
spud
سیب زمینی بابیل کندن
to dig out
چاه
[راه زیر زمینی]
کندن برای کانی
rhizome
ساقههای زیر زمینی ریشه مانند ساقه زیرین
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
ground liaison
گروه رابط زمینی در فرودگاه شکاریهاربط زمینی
goldie lock
فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
grub
جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
grubs
جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
grubbed
جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
radicate
ریشه گرفتن ریشه دار شدن
rhizogenic
تولید کننده ریشه ریشه اور
rhizogenetic
تولید کننده ریشه ریشه اور
army landing forces
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
to take root
ریشه گرفتن ریشه دوانیدن
to strike root
ریشه گرفتن ریشه دواندن
army commander
فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
pull
کندن پشم کندن از
peels
پوست کندن کندن
pulls
کندن پشم کندن از
ground signals
سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
army aircraft
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
yam
سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
yams
سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
plaiting
[نوعی گیس بافی برای اتمام ریشه ها، در این روش که برای اتمام ریشه های فرش بکار می رود، جای آزاد گذاشتن نخ های چله آنرا بصورت اریبی دوتا دوتا یا بیشتر از لابلای یکدیگر رد کرده و نخ ها بسته به نظر آید.]
gouge
کندن
to pick off
کندن
scours
کندن
scoured
کندن
scour
کندن
gouged
کندن
gouges
کندن
trenches
کندن
to chip off
کندن
to put off
کندن
quill
پر کندن از
quills
پر کندن از
gnawed
کندن
to take off
کندن
tearoff
کندن از
gnaw
کندن
incise
کندن
incised
کندن
plucks
کندن
incises
کندن
to break off
کندن
tweeze
کندن مو
mined
کندن
channels
کندن
graved
کندن
pick
کندن
evulsion
کندن
mines
کندن
pug
کندن
pugs
کندن
mine
کندن
picks
کندن
channelled
کندن
trench
کندن
insculp
کندن
gouging
کندن
take off
کندن
channel
کندن
channeled
کندن
channeling
کندن
carves
کندن
plucking
کندن
discerption
کندن
hair pulling
کندن مو
elevator
از جا کندن
dig , in
کندن
elevators
از جا کندن
avulse
از جا کندن
carvings
کندن
cut out
کندن
carve
کندن
channelize
کندن
divulsion
کندن
raises
از جا کندن
raise
از جا کندن
carved
کندن
plucked
کندن
tweese
کندن مو
pluck
کندن
gnaws
کندن
pick-up
کندن
strip
کندن
pick-ups
کندن
territorial
زمینی
sublunar
زمینی
sublunary
زمینی
subaerial
رو زمینی
terrestrial
زمینی
sub astral
زمینی
predial or prae
زمینی
tellurian
زمینی
tumbling
زمینی
terraneous
زمینی
agrarian
زمینی
landed a
زمینی
earth-bound
زمینی
earthly
زمینی
terrene
زمینی
fibreless
بی ریشه
frange
ریشه
harl
ریشه
tassels
ریشه
harle
ریشه
tassel
ریشه
roots
ریشه
expansion scab
ریشه
paronymous
هم ریشه
root
ریشه
fimbria
ریشه
homoousian
از یک ریشه
scab
ریشه
radical
ریشه
radicals
ریشه
depth of face
ریشه
rootless
بی ریشه
cognate
هم ریشه
thrum
ریشه
cama
ریشه
fimbriation
ریشه
stump
ریشه
stubs
ریشه
stumped
ریشه
stubbing
ریشه
stumping
ریشه
stub
ریشه
stumps
ریشه
scabs
ریشه
tie
[knot]
ریشه
rhizogenic
ریشه زا
rhizogenous
ریشه زا
rootlet
ریشه چه
rhizogenetic
ریشه زا
radix
ریشه
extraction
ریشه
fringe
ریشه
fringes
ریشه
radicle
ریشه چه
stubbed
ریشه
uproot
ازریشه کندن
barking
پوست کندن
uproots
ازریشه کندن
dehorn
شاخ را کندن
shale
صدف کندن
debark
پوست کندن از
scalp
پوست کندن از سر
cut a groove
کوم کندن
scalps
پوست کندن از سر
rib
نهر کندن
pelts
پوست کندن
ablate
از بیخ کندن
flay
پوست کندن از
uprooted
ازریشه کندن
pelt
پوست کندن
uprooting
ازریشه کندن
decorticate
پوست کندن از
deplume
پر و بال را کندن
dig
کنایه کندن
digs
کنایه کندن
flays
پوست کندن از
rending
دریدن کندن
rend
دریدن کندن
swotting
جان کندن
swotted
جان کندن
flense
پوست کندن
flench
پوست کندن
swots
جان کندن
swot
جان کندن
rinds
پوست کندن
rind
پوست کندن
excoriate
پوست کندن از
excorticate
پوست کندن
extirpate
ازبن کندن
flaying
پوست کندن از
flayed
پوست کندن از
rends
دریدن کندن
grave
قبر کندن
dig , in
سنگ کندن
durdge
جان کندن
entrench
سنگر کندن
graves
قبر کندن
gravest
قبر کندن
pares
پوست کندن
pared
پوست کندن
pare
پوست کندن
eradicates
ازریشه کندن
eradicated
ازریشه کندن
eradicate
ازریشه کندن
moats
خندق کندن
moat
خندق کندن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com