Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (25 milliseconds)
English
Persian
To cut off a branch .
شاخه ای را قطع کردن
Search result with all words
unplug
خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugged
خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugging
خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugs
خارج کردن دو شاخه از سوکت
truncate
شاخه زدن ناقص کردن
truncated
شاخه زدن ناقص کردن
truncates
شاخه زدن ناقص کردن
truncating
شاخه زدن ناقص کردن
disbranch
بی شاخه کردن
timber hitch
گره وصل کردن زه به شاخه پایین کمان
to brachiate
از شاخه به شاخه پریدن
[بازوپیمایی کردن]
Other Matches
hierarchical communications system
شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
arborization
شاخه شاخه شدگی
branches
شاخه شاخه شدن
ramify
شاخه شاخه شدن
branch
شاخه شاخه شدن
forkedly
بطور شاخه شاخه
dog leg
شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
bifurcate
چنگالی شدن شاخه شاخه شدن
receding leg
شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
pin
در شاخه
variations
شاخه
branch
شاخه
pinning
در شاخه
arm
شاخه
pinned
در شاخه
trifurcation
سه شاخه
virga
شاخه
bifurcation
شاخه
nibs
شاخه
intersection leg
شاخه
limbless
بی شاخه
doddered
بی شاخه
trifid
سه شاخه
Br
شاخه
nib
شاخه
branches
شاخه
acaulescent
بی شاخه
variation
شاخه
fork
شاخه
knag
ته شاخه
connection plug
دو شاخه
limb
شاخه
plug
دو شاخه
fork
سه شاخه
ramus
شاخه
ramulous
شاخه شاخه
ramulose
شاخه شاخه
plugs
دو شاخه
limbs
شاخه
plugging
دو شاخه
embranchment
شاخه
forking
سه شاخه
bough
شاخه
forking
شاخه
nid
شاخه
furcate
شاخه شاخه
branch cutter
شاخه بر
branch lines
شاخه
boughs
شاخه
branch line
شاخه
three way
سه شاخه
insessorial
شاخه نشین
twing
شاخه کوچک
passerine
شاخه نشین
cable connector
دو شاخه کابل
traverse leg
شاخه پیمایش
bifurcate
دو شاخه شدن
sprigs
شاخه کوچک
secateur
شاخه قطع کن
toppers
شاخه زن سوهان
easing out line
شاخه شل کننده
topper
شاخه زن سوهان
female plug
دو شاخه ماده
sprig
شاخه کوچک
viminal
شاخه دهنده
subshrub
شاخه کوچک
branchlet
شاخه کوچک
tuning forks
دو شاخه صوتی
sprout
جوانه شاخه
branching
شاخه گزینی
alley
شاخه ماز
branchy
شاخه دار
sprouted
جوانه شاخه
triradiate
سه شاخه سه شعاعی
sprouts
جوانه شاخه
distributary
رود شاخه
alleys
شاخه ماز
twiggy
شاخه دار
biramous
دارای دو شاخه
arborescent
شاخه مانند
twigged
شاخه دار
tuning fork
دو شاخه صوتی
dog leg
شاخه فرعی
tributaries
شاخه انشعاب
tributaries
شاخه رود
alleyways
شاخه ماز
tributary
شاخه رود
boughed
شاخه دار
tow level forked junction
دو شاخه دو ترازه
battery charging plug
دو شاخه باتری پر کن
line of business
شاخه پیشه
prongs
شاخه رودیانهر
grain
شاخه چنگال
affluent
شاخه رود
gray ramus
شاخه خاکستری
three arm protractor
نقاله سه شاخه
fork of ... river
شاخه رودخانه ...
Dont break that branch off.
آن شاخه رانشکن
lamin
شاخه پردهای
lamina
شاخه پردهای
banana pin
دو شاخه رادیو
tributary
شاخه انشعاب
spriggy
شاخه دار
prong
شاخه رودیانهر
ram's horn hook
قلاب دو شاخه
sprayed
شاخه کوچک
spraying
شاخه کوچک
sprays
شاخه کوچک
ramiform
شاخه مانند
ramifications
شاخه شاخگی
link
شاخه رابط
ramification
شاخه شاخگی
ramify
شاخه دادن
ramify
شاخه بستن
crotches
تیر دو شاخه
spray
شاخه کوچک
crotch
تیر دو شاخه
blind alleys
شاخه بن بست
branch
شاخه
[دانشی]
field
شاخه
[دانشی]
branches
شاخه دراوردن
twig
: شاخه کوچک
branch
شاخه دراوردن
twigs
: شاخه کوچک
forked
شاخه دار
outbranch
شاخه گستردن
intersection leg
شاخه یک همبر
linear portion
شاخه خطی
tow level forked junction
دو شاخه ناهمکف
area
شاخه
[دانشی]
division
شاخه
[دانشی]
wing
شاخه شعبه
provine
شاخه خوابانده
coppices
شاخه زاد
offshoot
شاخه نورسته
coppice
شاخه زاد
winging
شاخه شعبه
blind alley
شاخه بن بست
offshoots
شاخه نورسته
legs
شاخه مسیر حرکت
layers
رگه شاخه خوابانده
dog-leg
[شاخه فرعی پله]
utensil plug
دو شاخه وسایل برقی
two pin plug
دو شاخه وسایل برقی
tine
نوک شاخه یاسیخ
to lop off a branch
[from a tree]
شاخه ای را
[از درختی]
بریدن
layer
رگه شاخه خوابانده
tri corn
کلاه سه گوشه سه شاخه
sprit
جوانه یا شاخه کوچک
deadwood
شاخه خشکیده درخت
percher
مرغ شاخه نشین
deflection component of trail
شاخه سمتی مسیر
twin plug
دو شاخه وسایل برقی
leg
شاخه مسیر حرکت
pricket
شمعدان شاخه دار
hierarchical communications system
شاخه ها و زیر دایرکتوری ها
cluster
اویز چند شاخه
wind component
شاخه سمتی باد
bifurcation
شکاف گاه شاخه
pruning knife
چاقوی شاخه زنی
bayou
شاخه فرعی رودخانه
cluster bomb
اویز چند شاخه
strick
شاخه درخت کتان
clusters
اویز چند شاخه
bifurcation
تقسیم بدو شاخه
cluster bombs
اویز چند شاخه
randie branching index
شاخص شاخه زنی رندیچ
cultrate
بشکل چاقوی شاخه زنی
tridentate
نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
pallet jack
جرثقیل دستی
[یا برقی]
با دو شاخه
lifting cart
جرثقیل دستی
[یا برقی]
با دو شاخه
trifurcate
بسه شاخه تقسیم شدن
pallet truck
جرثقیل دستی
[یا برقی]
با دو شاخه
branched chain structure
ساختار زنجیری شاخه دار
divided magnetic circuit
مدار مغناطیسی چند شاخه
candelabrum
شمع دان چند شاخه
cultrated
بشکل چاقوی شاخه زنی
leg
خط واصل بین دو نقطه شاخه
deflection component of trail
شاخه سمتی معبر حرکت
legs
خط واصل بین دو نقطه شاخه
the tree shoot out brances
ازدرخت شاخه هایی بیرون زد
descending branch
شاخه نزولی مسیر گلوله
vimineous
دارای شاخه وترکههای خم شونده
trident
نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
subshrub
شاخه فرعی گیاه کوچک
chandeliers
شمع دان چند شاخه لوستر
chandelier
شمع دان چند شاخه لوستر
crotch
محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
snagged
پراز ته شاخه دارای برامدگیهای ناصاف
fork
محل انشعاب چند شاخه شدن
crotches
محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
forking
محل انشعاب چند شاخه شدن
root
بالاترین دایرکتوری که از آن سایر دایرکتورها شاخه می شوند
roots
بالاترین دایرکتوری که از آن سایر دایرکتورها شاخه می شوند
microgroove
سه شاخه قابل تعویض میان صفحات گرامافون
mammalogy
یک شاخه از جانور شناسی که راجع به پستانداران است
chock
قطعه فلزی 2 شاخه که طنای مهار ازان میگذرد
pinning
فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
plug
ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
plugging
ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com