English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
English Persian
folkish شبیه افسانه هاوعادات محلی
Other Matches
folklike شبیه افسانه ها وعادات محلی
mythopoeia افسانه سازی رواج افسانه
blit در گرافیک کامپیوتری جابجا کردن یک بلاک از بیتها از یک محلی در حافظه به محلی دیگر
bitblt در گرافیک کامپیوتری جابجا کردن یک بلاک از بیتها از یک محلی در حافظه به محلی دیگر
localism ایین محلی علاقه محلی
local procurement تدارک محلی فراورده محلی
gooseneck هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
local posts پستهای استراق سمع محلی پستهای دیده ور محلی
pinnulate شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulated شبیه برگچه شبیه بالچه
figment افسانه
legends افسانه
legend افسانه
fiction افسانه
figments افسانه
fictions افسانه
make believe افسانه
replete with fables پر از افسانه
legendry افسانه
tale افسانه
tales افسانه
romance افسانه
mythus افسانه
mythos افسانه
myths افسانه
myth افسانه
make-believe افسانه
fables افسانه
fable افسانه
romances افسانه
mythographer افسانه نگار
mythopocic افسانه ساز
mythomania افسانه بافی
mythologist افسانه شناس
fabled افسانه مانند
story teller افسانه نویس
mythography افسانه نویسی
fictionist افسانه نویس
fabrication افسانه بافی
mythically افسانه وار
fabulousness افسانه بودن
mythology افسانه شناسی
science fiction افسانه علمی
fabulize افسانه گفتن
fabler افسانه نویس
mythical افسانه امیز
fabulation افسانه بافی
fabliau افسانه موزون
fabulist افسانه نویس
mythopoeia ایجاد افسانه
fabler افسانه گو ناقل
confabulation افسانه بافی
mythoppetic افسانه خبر
paladin پهلوان افسانه یی
mythopoet شاعر افسانه نویس
fabulously بشکل افسانه یا دروغ
fabulous افسانه وار مجهول
fictionize بصورت افسانه دراوردن
fictionalized بصورت افسانه دراوردن
yarn افسانه پردازی کردن
yarns افسانه پردازی کردن
fictionalize بصورت افسانه دراوردن
fictionalising بصورت افسانه دراوردن
mythologize بصورت افسانه در اوردن
fictionalizes بصورت افسانه دراوردن
fictionalised بصورت افسانه دراوردن
fictionalizing بصورت افسانه دراوردن
story teller افسانه گو حکایت نویس
to pull افسانه جعل کردن
fictionalises بصورت افسانه دراوردن
yarn الیاف داستان افسانه امیز
demythologize از صورت افسانه بیرون اوردن
yarns الیاف داستان افسانه امیز
mythologically از روی افسانه یا تاریخ اساطیر
mythicize بصورت افسانه یا اسطوره دراوردن
euhemerism اساس تاریخی برای افسانه ها
mythologer متخصص علم الاساطیر افسانه شناس
Oedipus ادیپوس [افسانه یونانی] [پدرش را کشت و با مادرش ازدواج کرد]
lore فرهنگ نژادی افسانه هاوروایات قومی فاصله بین چشم ومنقار
verism رجحان اهنگ ها و روایات متداول برروایات و اهنگهای قهرمانی و افسانه امیز
phoenix مرغ آتشین [سیمرغ] [نقش این پرنده افسانه ای در فرش های ترکی، چینی و ایرانی استفاده می شود.]
occupation crossing پل محلی
regional <adj.> محلی
topical محلی
parochial محلی
sympatry هم محلی
local <adj.> محلی
local line خط محلی
autochthon محلی
autochthonous محلی
local محلی
regionally محلی
natives محلی
residential محلی
native محلی
regional محلی
locals محلی
vernaculars محلی
domestic محلی
vernacular محلی
local norm هنجار محلی
local network شبکه محلی
local national سکنه محلی
local terminal ترمینال محلی
sepoy پاسبان محلی
parish council شورای محلی
provincialism محلی اندیشی
dialects زبان محلی
local paper روزنامه محلی
local terminal پایانه محلی
provincial road جاده محلی
local storage انباره محلی
localism اصطلاح محلی
local road راه محلی
local variable متغیر محلی
regional purchase خرید محلی
local vertical قائم محلی
local purchase خرید محلی
local procurement خرید محلی
dialect زبان محلی
local store ذخیره محلی
ordinance مقررات محلی
off از محلی بخارج
placing در محلی گذاردن
patters لهجه محلی
territorial محلی منطقهای
local authority انجمن محلی
local time زمان محلی
local time وقت محلی
local center مرکز محلی
local circuit مدار محلی
places در محلی گذاردن
pattering لهجه محلی
pattered لهجه محلی
patter لهجه محلی
local security تامین محلی
homebred بازیگر محلی
homebrew بازیگر محلی
brogue لهجه محلی
indigenous industries صنایع محلی
brogues لهجه محلی
kangoroo court دادگاه محلی
localized محلی - محصوربهیکمحل
legman خبرنگار محلی
place در محلی گذاردن
local currency پول محلی
costume لباس محلی
domestic economy اقتصاد محلی
local government حاکم محلی
civil time ساعت محلی
local intelligence هوش محلی
local investigation تحقیق محلی
local loop حلقه محلی
local mode باب محلی
local government حکومت محلی
local group گروه محلی
local enquiry بازجویی محلی
local echo پژواک محلی
costumes لباس محلی
local area network شبکه محلی
ordinances مقررات محلی
local file فایل محلی
provincial ولایتی محلی
overwrite نوشته داده در محلی
overwrite بالای محلی نوشتن
overrun سرتاسر محلی رافراگرفتن
recorder رئیس دادگاه محلی
recorders رئیس دادگاه محلی
overrunning سرتاسر محلی رافراگرفتن
somewhere یک جایی دریک محلی
district call box جعبه خبر محلی
decentralised حکومت محلی دادن
take it out on <idiom> بی محلی به خاطر عصبانیت
getup <idiom> لباس محلی پوشیدن
local داخلی اخبار محلی
To keep away from a place. از محلی دور شدن
overruns سرتاسر محلی رافراگرفتن
emplace در محلی قرار دادن
local area network شبکه ناحیه محلی
local warning اعلام خطر محلی
somewheres یک جایی دریک محلی
local traffic رفت و امد محلی
local subscriber مشترک تلفنی محلی
local exchange ردوبدل کننده محلی
grass roots اجتماع محلی منشاء
square dance رقص محلی امریکا
step out از محلی خارج شدن
autonomy استقلال محلی محدود
traject از محلی عبور کردن
local group of galaxies کهکشانهای گروه محلی
local hour angle زاویه ساعتی محلی
to go on the parish اعانه محلی گرفتن
decentralizing حکومت محلی دادن
decentralizes حکومت محلی دادن
decentralize حکومت محلی دادن
decentralising حکومت محلی دادن
decentralises حکومت محلی دادن
local authority مرجع صلاحیتدار محلی
lock up در محلی محصور کردن
vernacularism استعمال زبان محلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com