English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (41 milliseconds)
English Persian
exchange صرافی مبادله کردن
exchanged صرافی مبادله کردن
exchanges صرافی مبادله کردن
exchanging صرافی مبادله کردن
Other Matches
double coincidence of wants زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
interchanged مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchange مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanges مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanging مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
shroff صرافی کردن
agiotage صرافی
premium حق صرافی
Currency exchange office صرافی
premiums حق صرافی
exchanging صرافی
exchanged صرافی
exchanges صرافی
bourse صرافی
exchange صرافی
Where is the nearest exchange office? نزدیکترین صرافی کجاست؟
exchanging مبادله کردن
trade مبادله کردن
chaffer مبادله کردن
exchange مبادله کردن
swop مبادله کردن
interchanges با هم مبادله کردن
to barter for مبادله کردن
trade in مبادله کردن
trade-in مبادله کردن
swapped مبادله کردن
trade-ins مبادله کردن
interchanging مبادله کردن
traded مبادله کردن
interchange مبادله کردن
swap مبادله کردن
interchanging با هم مبادله کردن
interchanged با هم مبادله کردن
swopping مبادله کردن
swops مبادله کردن
exchanged مبادله کردن
swopped مبادله کردن
interchanged مبادله کردن
interchange با هم مبادله کردن
swaps مبادله کردن
intercommunicate مبادله کردن
interchanges مبادله کردن
exchanges مبادله کردن
traded داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
trade داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
exchanged مبادله کردن تعویض
exchange مبادله کردن تعویض
swap out مبادله کردن به خارج
exchanges مبادله کردن تعویض
swap in مبادله کردن به داخل
exchanging مبادله کردن تعویض
to spar at each other مبادله کلام کردن
lay to مبادله ضربات کردن
commmute تغییر دادن مبادله کردن
to exchange something [for something] مبادله کردن [چیزی را با چیز دیگری]
dicker مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
passing action عملیات رد و بدل کردن کالا وتدارکات مبادله تدارکات
exchange control نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
exchanged مبادله
interchange مبادله
interchanged مبادله
exchanges مبادله
interchanges مبادله
bartering مبادله
truck مبادله
trade in مبادله
swapping مبادله
trade-in مبادله
trade-ins مبادله
interchanging مبادله
trucked مبادله
bartered مبادله
trucks مبادله
barter مبادله
exchanging مبادله
exchange مبادله
reciprocation مبادله
trucking مبادله
talk مبادله
talked مبادله
barters مبادله
talks مبادله
bater مبادله
change تعویض مبادله
barter مبادله تهاتری
traffics مبادله کالا
changes تعویض مبادله
foreign exchange مبادله خارجی
truckage مبادله معامله
truckage مبادله جنسی
exchanging مرکز مبادله
barter مبادله پایاپای
trafficked مبادله کالا
trafficking مبادله کالا
bartered مبادله پایاپای
bartered مبادله تهاتری
barters مبادله تهاتری
traffic مبادله کالا
interchange مبادله کالا
exchange of flags مبادله پرچمها
exchange of notes مبادله یادداشتها
interchanged مبادله کالا
interchanges مبادله کالا
exchange value ارزش مبادله
exchangeable قابل مبادله
exchanger مبادله کننده
interchanging مبادله کالا
barters مبادله پایاپای
terms of trade رابطه مبادله
commodity exchange مبادله کالا
interchangeable قابل مبادله
medium of exchange وسیله مبادله
bartering مبادله پایاپای
fire fight مبادله اتش
futures exchange مبادله سلف
bartering مبادله تهاتری
tit for tat <idiom> مبادله منصفانه
terms of trade شرایط مبادله
bourse مبادله بورس
inconvertible مبادله ناپذیر
rate of exchange نرخ مبادله
changed تعویض مبادله
exchanges مرکز مبادله
cambium محل مبادله
exchanges مبادله پول
exchange rates نرخ مبادله
exchanged مرکز مبادله
exchanging مبادله پول
exchanged مبادله پول
exchange مرکز مبادله
exchange مبادله پول
reciprocal trading مبادله متقابل
changing تعویض مبادله
exchange rate نرخ مبادله
contract curve منحنی مبادله
value in exchange ارزش مبادله
change پول خرد مبادله
unvisual exchange مبادله نامرئی چوب
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
exchanging معاوضه و مبادله پول
changed پول خرد مبادله
exchange معاوضه و مبادله پول
inside pass مبادله چوب در امدادی
traded مزاحمت مبادله کالا
bartered تهاتر مبادله کالاباکالا
data interchange format file فایل با فرمت مبادله
exchanges معاوضه و مبادله پول
olefin metathesis reaction واکنش مبادله اولفینی
cartel مبادله اسیران جنگی
purchasing power parity نرخ نسبی مبادله
exchange restriction کنترل مبادله ارز
barter تهاتر مبادله کالاباکالا
takeover مبادله چوب امدادی
takeovers مبادله چوب امدادی
barters تهاتر مبادله کالاباکالا
at the current rate of exchange به نرخ مبادله جاری
cartels مبادله اسیران جنگی
changing پول خرد مبادله
bartering تهاتر مبادله کالاباکالا
changes پول خرد مبادله
exchange rates نرخ مبادله ارز
automatic data handling سیستم مبادله خودکاراطلاعات
exchanged معاوضه و مبادله پول
rate of exchange نرخ مبادله ارز
exchange rate نرخ مبادله ارز
trade مزاحمت مبادله کالا
exchangee چیز مبادله شده
covenant که بین طرفین مبادله می گردد
fixed exchange rate نرخ مبادله ثابت ارز
dif فایل قالب مبادله داده ها
automatic data handling سیستم کامپیوتری مبادله اطلاعات
automatic digital network شبکه مبادله اطلاعات کامپیوتری
redemption مبادله اوراق بهادار با پول
cartel موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
cartels موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
american standard کد استانداردامریکایی برای مبادله اطلاعات
sprint pass مبادله نامرئی چوب امدادی
covenants که بین طرفین مبادله می گردد
privacy جداسازی مبادله پیام برای تامین
manchester school مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
boot اختلاف موجودبین قیمتها در مبادله دودارایی
clearinghouse سازمانی که چکهای بانکهای مختلف را دران مبادله میکنند
double coincidence of wants نیازها وضعیتی که باید در مبادله پایاپای وجود داشته باشد
parlementaire کسی که بین طرفین متحاربین مبادله پیام را به عهده دارد
consular convention عهد نامهای که جهت مبادله کنسول بین دو کشور منعقد میشود
navigation head بارانداز کنار اسکله دریایی محل مبادله بار کشتیها دراسکله
exchange of instruments of ratification مبادله اسناد دال بر تصدیق وتصویب موضوع مورد توافق یا تصویب معاهده
clearing and switch buying توافق تجاری دوجانبهای که براساس ان دو کشور متعهدبه مبادله مقدار معینی کالامی گردند
exchange of full powers رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
protocols ارتباطی بین واحدهادرایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیام ها تعریف میکند
protocol ارتباطی بین واحدهادرایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیام ها تعریف میکند
private automatic branch exchange رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
relateral tell مبادله پیام بین دو ایستگاه بااستفاده از ایستگاه واسطه
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
exchange of notes نوعی ازموافقتهای سیاسی است که به وسیله مبادله اسنادی بامضمون واحد و حاوی مواردو مطالب مورد توافق طرفین متبادلین انجام میشود
track telling ارتباط و مخابرات بین هواپیمای شناسایی و سیستم کنترل و ردگیری زمینی مبادله اخبار و اطلاعات ردگیری و تعقیب هدف
direct exchange تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات
data link ارتباط مبادله اطلاعات ارتباط کامپیوتری
cartel ship کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com