English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (37 milliseconds)
English Persian
schedule صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
scheduled صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
schedules صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
Other Matches
the a invoice صورت حساب ضمیمه
annexing ضمیمه کردن ضمیمه
annexes ضمیمه کردن ضمیمه
annex ضمیمه کردن ضمیمه
pull down menu فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
indexical فهرستی
tabular فهرستی
menu driven فهرستی
excursus مقالهء ضمیمه ضمیمه تشریحی
inventorial مربوط به دفتر دارایی فهرستی
tacked ضمیمه کردن
tacking ضمیمه کردن
tack ضمیمه کردن
affixing ضمیمه کردن
attaching ضمیمه کردن
affixes ضمیمه کردن
accompany ضمیمه کردن
affix ضمیمه کردن
subjoin ضمیمه کردن
tag ضمیمه کردن
tags ضمیمه کردن
accompanies ضمیمه کردن
attaches ضمیمه کردن
enclose ضمیمه کردن
adject ضمیمه کردن
append ضمیمه کردن
affixed ضمیمه کردن
add ضمیمه کردن
attach ضمیمه کردن
accompanied ضمیمه کردن
tacks ضمیمه کردن
enclosing ضمیمه کردن
encloses ضمیمه کردن
attachment توقیف کردن ضمیمه
inventory از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
numeric که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
supplement تکمیل کردن ضمیمه شدن به
supplements تکمیل کردن ضمیمه شدن به
supplementing تکمیل کردن ضمیمه شدن به
supplemented تکمیل کردن ضمیمه شدن به
attachable قابل بهم پیوستن یا ضمیمه کردن
attach پیوست کردن ضمیمه کردن
attaching پیوست کردن ضمیمه کردن
attaches پیوست کردن ضمیمه کردن
list price فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
locals چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printers وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packets روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packet روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
invoice صورت کردن
invoices صورت کردن
list صورت کردن
invoicing صورت کردن
invoiced صورت کردن
comprising <prep.> به ضمیمه
addendum ضمیمه
including <prep.> به ضمیمه
complementing ضمیمه
accompanying ضمیمه
complements ضمیمه
inclusive of <prep.> به ضمیمه
appendant ضمیمه
amendment ضمیمه
complement ضمیمه
supplemented ضمیمه
attachment ضمیمه
supplement ضمیمه
addenda ضمیمه
supplementing ضمیمه
thereto attached ضمیمه به ان
amendments ضمیمه
including به ضمیمه
apendix ضمیمه
insertion ضمیمه
complemented ضمیمه
exhibiting ضمیمه
enclosures ضمیمه
appendages ضمیمه
appendixes ضمیمه
supplements ضمیمه
appendices ضمیمه
annexing ضمیمه
annexes ضمیمه
appendix ضمیمه
appendage ضمیمه
accompaniments ضمیمه
accompaniment ضمیمه
enclosure ضمیمه
exhibits ضمیمه
appurtenance ضمیمه
appurtenence ضمیمه
exhibit ضمیمه
exhibited ضمیمه
attached ضمیمه
annex ضمیمه
rosters وارد صورت کردن
roster وارد صورت کردن
to strike off the rolls از صورت حذف کردن
codicils ضمیمه وصیتنامه
vermiform appendix ضمیمه اعور
codicil ضمیمه وصیتنامه
enclosed ضمیمه شده
an a to a dictionary ضمیمه فرهنگ
postscript ضمیمه کتاب
given in ضمیمه شده
cirrus اویز ضمیمه
extrinsic جزئی ضمیمه
postscripts ضمیمه کتاب
tags ضمیمه شدن به
attachment ضمیمه الصاق
affected [added] <adj.> <past-p.> ضمیمه شده
attachment ضبط ضمیمه
tag ضمیمه شدن به
affixed <adj.> <past-p.> ضمیمه شده
attached <adj.> <past-p.> ضمیمه شده
annexed <adj.> <past-p.> ضمیمه شده
arrangements ضمیمه قرارداد
attributed <adj.> <past-p.> ضمیمه شده
adjunct ملازم ضمیمه
enclosed <adj.> <past-p.> ضمیمه شده
annexed ضمیمه منضم
appendixes ضمیمه ذیل
appendix ضمیمه ذیل
adjuncts ملازم ضمیمه
arrangement ضمیمه قرارداد
adjoint مشوق ضمیمه
strike off the rolls از صورت وکلا خارج کردن
mine action عمل کردن به صورت مین
annexation ضمیمه سازی انضمام
additions اسم اضافی ضمیمه
pendant بی تکلیف ضمیمه شده
addition اسم اضافی ضمیمه
pendants بی تکلیف ضمیمه شده
cirrate دارای زائده و ضمیمه
annexes پیوستن ضمیمه سازی
adjunction ضمیمه مشاع سازی
annexing پیوستن ضمیمه سازی
annex پیوستن ضمیمه سازی
barrage jamming تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
To take an invevtory. صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
take something to heart <idiom> به صورت جدی تصمیم گیری کردن
skews میزان کردن چیزی به صورت نادرست
to e. figures upon astone صورت هایی بر سنگ نقش کردن
skew میزان کردن چیزی به صورت نادرست
skewing میزان کردن چیزی به صورت نادرست
watt واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watts واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
tagged بر چسب زده ضمیمه دار
attachment ضمیمه اثاث جمع اوری
copy of his letter is here with enclosed رونوشت نامه وی ضمیمه است
glossary واژه نامه ضمیمه کتاب
glossaries واژه نامه ضمیمه کتاب
discretionary آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
hasty sling حلقه کردن بند تفنگ به صورت تعجیلی
to stare at person in the face توی صورت کسی خیره یابربرنگاه کردن
figure eight fake ارایش کردن طنابهای ناو به صورت چلیپایی
administrative landing پیاده کردن بار و مسافر به صورت اداری
return account صورتحسابی که به برات رجوعی ضمیمه میشود
denationalizes از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalized از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalize از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalising از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalises از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizing از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalised از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
mercury delay line روش مرتب کردن داده ها به صورت پاس ها در طول جیوه
to marshal one's creditors صورت بستانکاران خود را ازلحاظ تقدم و تاخر منظم کردن
to save ones face ابروی خودراحفظ کردن صورت خودرابسیلی سرخ نگاه داشتن
attachment توقیف و ضبط شخص یا مال به دلایل قانونی ضمیمه
check register بازرسی کردن صورت حساب واریز حساب کردن واریزحساب
lotions محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
lotion محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
Lower third قسمت پائین صفحه تلویزیون [برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
chyron [American E] قسمت پائین صفحه تلویزیون [برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
aston [British E] قسمت پائین صفحه تلویزیون [برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
rom دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
selected خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
selects خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
formats مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
WAVE file روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
WAV file روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
select خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
format مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
index لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexed لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexes لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
declarations نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declaration نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarative statement نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
mined مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mine مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mines مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
hotspot فضای خاص در تصویر یا نمایش که در صورت حرکت کردن نمایشگر روی آن کار خاصی میکند
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
text پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com