English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (14 milliseconds)
English Persian
stroke ضربه با کنترل
stroked ضربه با کنترل
strokes ضربه با کنترل
stroking ضربه با کنترل
Other Matches
cascade control چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
punted ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punt ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
task نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tasks نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
control panel صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
loops عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executive دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executives دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
looped عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
real time سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
rolleron کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
cross ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest ضربه هوک پس از ضربه حریف
IRQ سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
controlling سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
sclaff ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
ctrl کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control sheet صفحه کنترل چارت کنترل
control statement حکم کنترل دستور کنترل
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
tactical air controler افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
controlled fragmentation مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
subroutine تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
placekick ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
goldie علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
control officer افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
climb mode روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
remote control کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
simple network management protocol سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basics توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
quality control tests ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
flight control دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
airlift control element عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
controlled net شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
tactical air control center مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
fire control کنترل کردن اتش کنترل اتش
periodic stock check کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
strikeless بی ضربه
bonks ضربه بر سر
shots ضربه
antiknock ضد ضربه
shot ضربه
pulsed ضربه
pulse ضربه
kicks ضربه با پا
bonk ضربه بر سر
impulses ضربه
bonked ضربه بر سر
bonking ضربه بر سر
kicking ضربه
push ضربه
surges ضربه
impacts ضربه
kick ضربه
kicked ضربه با پا
kicked ضربه
kicking ضربه با پا
interrupter ضربه گر
surged ضربه
surge ضربه
pushed ضربه
slugger ضربه زن
impact ضربه
impluse ضربه
left ضربه چپ
sole kick ضربه با کف پا
sole of the foot kick ضربه با کف پا
kick ضربه با پا
sole trap ضربه با کف پا
shockproof ضد ضربه
impulse ضربه
pushes ضربه
butt joint ضربه
butting ضربه با سر
stroking ضربه
hacks ضربه
stroked ضربه
tits ضربه
double kick دو ضربه پی در پی
tit ضربه
stroke ضربه
shocked ضربه
strokes ضربه
shocks ضربه
shock ضربه
thud ضربه
head ضربه با سر
brunt ضربه
flap ضربه
collisions ضربه
blow ضربه
collision ضربه
hacked ضربه
shock proof ضد ضربه
pop ضربه
popped ضربه
pops ضربه
mishit ضربه بد
flaps ضربه
flapped ضربه
thudded ضربه
thudding ضربه
whang ضربه
thuds ضربه
blows ضربه
kicks ضربه
yee jupkki ضربه پا
hack ضربه
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
jolted تکان ضربه
ushiro geri ضربه پا به پشت
chopped ضربه بریده
POWs صدای ضربه
POW صدای ضربه
chop ضربه بریده
chopped ضربه پیچشی
shock waves موج ضربه
jolts تکان ضربه
shock wave موج ضربه
jolting تکان ضربه
pivot instep kick ضربه با پاشنه پا
kicker زننده ضربه با پا
belt ضربه محکم
kill shot ضربه محکم
tobi geri ضربه پا در پرش
thrums ضربه گیر
concussion ضربه مغزی
tee off ضربه محکم
tossing ضربه بلند
hooks تله ضربه
tosses ضربه بلند
tossed ضربه بلند
lay on ضربه زدن
belted ضربه محکم
belts ضربه محکم
lashes ضربه شلاق
lashes ضربه مژگان
lashed ضربه شلاق
lashed ضربه مژگان
impact ضربه زدن
traumatism ضربه تصادم
yoko geri ضربه به پهلو
toss ضربه بلند
lash ضربه شلاق
lash ضربه مژگان
impacts ضربه زدن
hook تله ضربه
sevice kick ضربه سرویس
drive ضربه درایو
drives ضربه از پایین
drives ضربه درایو
overhead stroke ضربه از بالای سر
penalty flick ضربه پنالتی
penalty kick ضربه پنالتی
penalty hit ضربه ازاد
percussion drill مته ضربه ای
piston stroke ضربه پیستون
skull ضربه به سر بازیگر
skulls ضربه به سر بازیگر
drive ضربه از پایین
scissors kick ضربه قیچی
lollipop ضربه اسان
miskick ضربه ضعیف
bumper ضربه گیر
bumpers ضربه گیر
dubs ضربه کم جان
dubbed ضربه کم جان
dub ضربه کم جان
net shot ضربه لب تور
ni dan geri ضربه دوتایی با پا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com