English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (17 milliseconds)
English Persian
mixer stage طبقه مخلوط کننده
Search result with all words
modulator طبقه مخلوط کننده مدولاتور
Other Matches
auto rich مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
mixers مخلوط کننده
mixer مخلوط کننده
hot mixer مخلوط کننده
mixer tube لامپ مخلوط کننده
jet mixer مخلوط کننده با فشار اب
continous mixer مخلوط کننده دائمی
mixing blade قاشقک مخلوط کننده
rotary drum mixer مخلوط کننده طبلکی
modulator لامپ مخلوط کننده
frequency mixer مخلوط کننده یا میکسرفرکانس
hot metal mixre مخلوط کننده اهن خام
exploiting class طبقه استثمار کننده
multiple amplifier تقویت کننده چند طبقه
multi stage amplifier تقویت کننده چند طبقه
auto lean مخلوط رقیق سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده اتوماتیک در کاربوراتور ثابت نگاهداشته میشود
admix مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
audio mixer میکسر صوتی تلویزیونی مخلوط کننده صوتی
entresol طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
lower class طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
lower classes طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
intermediate آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
Our building (high-rise) is a 20-storey ,but my apartment is on the third floor. ساختمان ما 20 طبقه است ولی آپارتمان در طبقه سوم است
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
stratify طبقه طبقه کردن
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classification طبقه بندی کردن طبقه بندی
classifications طبقه بندی کردن طبقه بندی
mixtures مخلوط
admixture مخلوط
admixtion مخلوط
mixture مخلوط
blending مخلوط
blent مخلوط شد
mixed مخلوط
composite مخلوط
hash مخلوط
compost مخلوط
mixers مخلوط کن
confused مخلوط
blenders مخلوط کن
blends مخلوط
blender مخلوط کن
mixer مخلوط کن
anti freeze mixture مخلوط ضد یخ
macedoine مخلوط
blend مخلوط
azeotropic mixture مخلوط همجوش
mixture بتن مخلوط کن
unadulterated مخلوط نشده
azeotropic mixture مخلوط ازئوتروپ
mixes مخلوط ترکیبی
solid solution کریستال مخلوط
mell مخلوط کردن
mixes امیزه مخلوط
mixed crystal کریستال مخلوط
weak mixture مخلوط ضعیف
mix امیزه مخلوط
mix مخلوط ترکیبی
mixtures بتن مخلوط کن
melange مخلوط امیختگی
porridge چیز مخلوط
unscourced wool پشم مخلوط
miscible مخلوط شدنی
duplex pressure proportioner مخلوط کن دو فشاری
ternary mixture مخلوط سه تایی
hash مخلوط کردن
terpenoid مخلوط باترپن
rich mix مخلوط پر مایه
immiscible مخلوط نشدنی
intermeddle مخلوط کردن
interlard مخلوط کردن
melt مخلوط کردن
melts مخلوط کردن
mixing مخلوط کردن
confect مخلوط کردن
intercarrier beat زنه مخلوط
intercarrier buzz وزوز مخلوط
concrete mix مخلوط بتن
batch mixer مخلوط کن ضربهای
cryogen مخلوط سرمازا
intermingled با هم مخلوط کردن
blend مخلوط کردن
mingle مخلوط کردن
gas mixture مخلوط گاز
blends مخلوط کردن
blend مخلوط امیختگی
meddle مخلوط کردن
pug mill اسیای گل مخلوط کن
meddled مخلوط کردن
meddles مخلوط کردن
homogeneous mixture مخلوط همگن
blends مخلوط امیختگی
intermingle با هم مخلوط کردن
intermingling با هم مخلوط کردن
mingled مخلوط کردن
syncrasy مخلوط کردن
puddles مخلوط کردن
mingles مخلوط کردن
mingling مخلوط کردن
puddle مخلوط کردن
intermingles با هم مخلوط کردن
proportioner مخلوط کن شیمیایی
mixing in place امیختن در جا مخلوط در جا
lean mixture مخلوط رقیق
commix مخلوط کردن
mixed semiconductor نیمرسانای مخلوط
staff مخلوط سیمان و گچ
staffed مخلوط سیمان و گچ
staffs مخلوط سیمان و گچ
heterogeneous mixture مخلوط ناهمگن
mixture control کنترل مخلوط
laudanum مخلوط افیون
blent مخلوط کرد
mixed gas گاز مخلوط
mixed glue چسب مخلوط
powder mixer گرد مخلوط کن
crab cocktail مخلوط خرچنگ
admix مخلوط کردن
black concept علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
etherize بااتر مخلوط کردن
immiscibility حالت مخلوط نشدنی
ethylate بااتیل مخلوط کردن
mixes مخلوط کردن ترکیب
gas air mixture مخلوط بنزین و هوا
tempers مخلوط کردن مزاج
brandies با کنیاک مخلوط کردن
mixes امیختن مخلوط کردن
tempered مخلوط کردن مزاج
mix امیختن مخلوط کردن
temper مخلوط کردن مزاج
batches اندازه مخلوط بتن
souse با ترشی مخلوط کردن
batch اندازه مخلوط بتن
agitation مخلوط کردن اشفتگی
turn the mortar مخلوط کردن ملات
burdens مخلوط کردن بار
mix مخلوط کردن ترکیب
burden مخلوط کردن بار
hc mixture مخلوط هیدروکلرید یا گازخفه کن
brandy با کنیاک مخلوط کردن
intercarrier sound system کانال صوتی مخلوط
shuffles بهم مخلوط کردن
olio مخلوط چیزدرهم ریخته
miscible مخلوط شدنی امیزنده
fuel oil mixture مخلوط روغن و سوخت
mishmash مخلوط اش شله قلمکار
shuffle بهم مخلوط کردن
shuffled بهم مخلوط کردن
mixture of tar and bitumen مخلوط قطران و قیر
mixed crude oil نفت خام مخلوط
unalloyed غیر مخلوط خالص
dry blending مخلوط سازی خشک
organic silt مخلوط بامواد الی
commingle بهم مخلوط کردن
shuffling بهم مخلوط کردن
creoles دارای نژاد مخلوط
composite lightweight concrete بتن سبک مخلوط
detrital cone مخلوط افکنه واریزهای
intermix در هم امیختن با هم مخلوط کردن
complexly بطور پیچیده یا مخلوط
creole دارای نژاد مخلوط
harsh مخلوط بتن سفت
harsher مخلوط بتن سفت
harshest مخلوط بتن سفت
ready mixed paints رنگهای مخلوط اماده
cross loading مخلوط کردن بارها
milk shake مخلوط شیر وشربت وبستنی
mixed highs بسامدهای زیاد مخلوط شده
float بستنی مخلوط با شربت وغیره
ganister مخلوط کوارتز و خاک نسوز
floated بستنی مخلوط با شربت وغیره
milk-shake مخلوط شیر وشربت وبستنی
milk-shakes مخلوط شیر وشربت وبستنی
milk punch مشروبات مخلوط با شیر وقند
immingle بهم امیختن مخلوط کردن
gannister مخلوط کوارتز و خاک نسوز
fuel air mixture ratio نسبت مخلوط سوخت و هوا
gas ligther اتش زنه مخلوط گاز
hybrida گیاه یاجانور دورگه مخلوط
mortar mill مخلوط کن ملات یا ماشین ملاتساز
floats بستنی مخلوط با شربت وغیره
random mixed مخلوط شدن به طور شانسی
thermit welding جوش مخلوط الومینیم و اکسیداهن
cement mixer بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان]
angola yarn نوعی نخ مخلوط از پنبه و پشم
terpenic ترپن دار مخلوط باترپن
roil مخلوط کردن سرگردان شدن
admix مخلوط شدن امیزش کردن
concrete mixer بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان]
thermit مخلوط پودر الومینیم و اکسیداهن
pops سوخت مخلوط متانول و نیترومتان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com