Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
sunrise
طلوع خورشید تیغ افتاب
sunrises
طلوع خورشید تیغ افتاب
Other Matches
heliograph
گراورسازی بانور افتاب دستگاه عکسبرداری از افتاب مخابره بوسیله نور خورشید
sunrise
طلوع افتاب
dawning
طلوع افتاب
sunup
طلوع افتاب
dawn
طلوع افتاب
p of the sun
طلوع افتاب
dawned
طلوع افتاب
sunrises
طلوع افتاب
dawns
طلوع افتاب
helical
ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشید قابل رویت است شمسی
sunlight
تابش افتاب انعکاس نور خورشید
heliocentric
دارای مرکز در خورشید دوار بدور خورشید
solariums
اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
solarium
اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
dawned
طلوع
dawns
طلوع
rising
طلوع
dawn
طلوع
dawning
طلوع
arise
طلوع کردن
risen
طلوع کرده
break
طلوع مهلت
breaks
طلوع مهلت
theoretical rising
طلوع نظری
uprise
طلوع کردن
visible rising
طلوع مرئی
dawn
طلوع کردن
arises
طلوع کردن
rises
صعود طلوع
dawns
طلوع کردن
p of dawn
طلوع فجر
rises
طلوع کردن
rise
صعود طلوع
dawning
طلوع کردن
rise
طلوع کردن
arising
طلوع کردن
moonrise
طلوع ماه
dawned
طلوع کردن
peeped
نگاه دزدکی طلوع
peeps
نگاه دزدکی طلوع
peep
نگاه دزدکی طلوع
peeping
نگاه دزدکی طلوع
arisen
قیام کردن طلوع
ortive
وابسته به هنگام طلوع
heliacal rising of a star
طلوع نمودارستاره پیش ازخورشید
heliacal
ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشیدقابل رویت است
sunning
خورشید
sunned
خورشید
suns
خورشید
day star
خورشید
daystar
خورشید
sun
خورشید
sol
خورشید
phoebus
خورشید
the greater lumen
خورشید
d. of the sun
انحراف خورشید
solar eclipse
گرفت خورشید
coronas
خرمن خورشید
parhelion
خورشید کاذب
sol
الهه خورشید
perihelion
حضیض خورشید
parhelion
عکس خورشید
actinometre
پرتوسنج خورشید
air thread
لعاب خورشید
samson
اهل خورشید
actinometer
پرتوسنج خورشید
eclipse of the sun
خورشید گرفتگی
heliometer
خورشید سنج
declination
میل خورشید
macule
لکه خورشید
mock sun
عکس خورشید
titans
خدای خورشید
sunlight
نور خورشید
titan
خدای خورشید
helium
گاز خورشید
sun's disk
قرص خورشید
corona
خرمن خورشید
heliocentric system
دستگاه خورشید مرکزی
the setting of the sun
غروب کردن خورشید
sunglow
فلق و شفق خورشید
hour angle
زاویه ساعتی خورشید
sunspot
لکه روی خورشید
opposition jupiter to the sun
تقابل بر جیس با خورشید
coronel
هاله خورشید وغیره
parheliacal
مانند عکس خورشید
coronal
هاله خورشید وغیره
chromatosphere
هاله سرخ خورشید
anthelion
هاله رو به روی خورشید
helios
دارگونه خورشید خورشیدخدا
first light
اولین طلیعه خورشید
spectrohelioscope
طیف بین خورشید
photoheliograph
دوربین مخصوص عکسبرداری از خورشید
The earth moves round the sun .
زمین بدور خورشید می گردد
solar flare
تشعشع ناگهانی نیروی خورشید
gossamery
لعاب خورشید پارچه بسیارنازک
The earth moves round the sun.
زمین دوز خورشید می چرخد
pyrheliometer
گرماسنج ونیرو سنج خورشید
heliometer
الت پیمایش قطر خورشید
perihelion
نزدیکترین نقطه مدار به خورشید
actinogram
ثبت تغییرات نیروی اشعهء خورشید
Plants store up the sun's energy.
گیاهان انرژی خورشید را ذخیره میکنند.
aureola
هاله نورانی اطراف خورشید و سایرستارگان
aureole
هاله نورانی اطراف خورشید و سایرستارگان
solunar
حاصله در اثر خورشید و ماه باهم
midnight sun
خورشید بالای افق در نیمه شب تابستان
spectroheliograph
تصویریک رنگ طیف نمای خورشید
spectroheliogram
تصویر یک رنگ طیف نمای خورشید
snowblink
انعکاس نور خورشید بر روی برف یا یخ
to screen one's eyes from the sun
از چشمهای خود از خورشید محافظت کردن
sunnier
افتاب رو
dislocating
افتاب
sunny
افتاب رو
dislocates
افتاب
sun
افتاب
dislocate
افتاب
sunless
بی افتاب
sunniest
افتاب رو
suns
افتاب
patent to the sun
افتاب رو
sunned
افتاب
photosphere
افتاب
sunning
افتاب
sunshine
افتاب
queen's weather
افتاب
subsolar
در فل افتاب
flocculus
دسته کوچکی از الیاف پشمی کلف خورشید
shoots
رصد کردن خورشید یاستارگان باارتفاع سنج
reversing layer
لایه نازکی در قسمت پایینی اتمسفر خورشید
parhelic
وابسته به عکس خورشیدیاشمس کاذب مانندعکس خورشید
shoot
رصد کردن خورشید یاستارگان باارتفاع سنج
actinochemistry
مبحث دانش شیمی راجع به نیروی خورشید
heliolatrous
افتاب پرست
sundials
شاخص افتاب
patent to the sun
افتاب گیر
turnsole
گل افتاب گردان
visors
افتاب گردان
sunflowers
گل افتاب گردان
p of the sun
نیش افتاب
sunflower
گل افتاب گردان
sun beam
پرتو افتاب
sunshiny
افتاب گیر
visard
افتاب گردان
sunshine recorder
افتاب سنج
sun burn
افتاب زدگی
sun dried
در افتاب خشکانیده
sunbeam
پرتو افتاب
heliotropism
افتاب گرایی
sun struck
افتاب زده
sundial
شاخص افتاب
sunsets
غروب افتاب
sunburn
افتاب زدگی
sunlight
نور افتاب
solarization
تابش افتاب
solarism
افسانههای افتاب
sunstroke
افتاب زدگی
sunshine
تابش افتاب
sunshine
نور افتاب
streamers
تیغ افتاب
streamer
تیغ افتاب
sunward
سوی افتاب
roman candle
افتاب مهتاب
daisy
گل افتاب گردان
daisies
گل افتاب گردان
visor
افتاب گردان
sunstruck
افتاب زده
sunshades
افتاب گردان
sunshade
افتاب گردان
heliotrope
افتاب گرای
dry in the sun
خشکاندن در افتاب
basked
افتاب خوردن
bask
افتاب خوردن
helianthemum
چرخ افتاب
helianthemum
افتاب چرخ
helianthus
گل افتاب گردان
sunbaked
افتاب پخته
visorless
بی افتاب گردان
cockshut
غروب افتاب
chamaeleontis
افتاب پرست
vizor
افتاب گردان
girasole
گل افتاب پرست
eclipse of sun
افتاب گرفتگی
basking
افتاب خوردن
sunbath
حمام افتاب
basks
افتاب خوردن
weather beaten
افتاب زده
german giant swing
افتاب شکسته
giant circle
افتاب شکسته
giant swing
افتاب یا مهتاب
girasol
گل افتاب پرست
chamaeleon
افتاب پرست
heliograph
افتاب نگار
heliophilous
افتاب دوست
sunbeam
تیغ افتاب
sunlike
مانند افتاب
sunbeams
پرتو افتاب
heliologist
افتاب شناس
sun worshipper
افتاب پرست
sun worship
افتاب پرستی
heliosis
افتاب زدگی
heliotherapy
معالجه با افتاب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com