English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (23 milliseconds)
English Persian
vasectomies عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
vasectomy عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
Other Matches
commandeering وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeers وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeered وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeer وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
to make a long arm [برای برداشتن یا گرفتن چیزی دست دراز کردن]
scrubbing ضد عفونی برای عمل جراحی
scrubs ضد عفونی برای عمل جراحی
scrub ضد عفونی برای عمل جراحی
scrubbed ضد عفونی برای عمل جراحی
transcribed استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribes استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribing استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribe استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
embolectomy عمل جراحی برای دراوردن مانع جریان خون
sterilization عقیم کردن
spay عقیم کردن
spays عقیم کردن
confute عقیم کردن
spayed عقیم کردن
insuperability عدم امادگی برای از میان برداشتن
thwarted عقیم گذاردن مخالفت کردن با
foiled عقیم گذاردن خنثی کردن
foil عقیم گذاردن خنثی کردن
foiling عقیم گذاردن خنثی کردن
foils عقیم گذاردن خنثی کردن
thwart عقیم گذاردن مخالفت کردن با
to commandeer something چیزی را [بدون اجازه] برای خود برداشتن
bote حق مستاجر به برداشتن چوب برای بعضی مصارف
operated عمل جراحی کردن
operates عمل جراحی کردن
operate عمل جراحی کردن
countercheck عقیم کردن دفع کردن
free drop برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
process جریان دعوی از مجرای قانون تعقیب کردن
processes جریان دعوی از مجرای قانون تعقیب کردن
conveyer ناقل
story teller ناقل
conveyor ناقل
transferor ناقل
transporter ناقل
vehicle ناقل
vehicles ناقل
transporters ناقل
passant ناقل
tellers ناقل
teller ناقل
porter ناقل امراض
fabler افسانه گو ناقل
porters ناقل امراض
by pass بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
insect vectors حشرات ناقل بیماری
photographing عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
photographs عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
warps منحرف کردن تاب برداشتن
photographed عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
take off برداشتن پرواز کردن هواپیما
warped منحرف کردن تاب برداشتن
warp منحرف کردن تاب برداشتن
opens برداشتن پوشش یا باز کردن در
forborne دست برداشتن تحمل کردن
photograph عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
opened برداشتن پوشش یا باز کردن در
open برداشتن پوشش یا باز کردن در
split ترک برداشتن تقسیم کردن
anopheles که ناقل میکرب مالاریا میباشد
lopping باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lop باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lopped باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
notate یادداشت برداشتن یاد داشت کردن
removal از بین بردن برداشتن پیاده کردن
lops باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
abortive <adj.> عقیم
sterile عقیم
barren عقیم
pickup دستگاه برقی ناقل صدای گرامافون
to d. up a liquid مایعی را باچمچه ومانندان برداشتن یا خالی کردن
abort عقیم ماندن
incomplete offence جرم عقیم
nulify عقیم گذارندن
frustrated عقیم مانده
to come to nothing عقیم ماندن
come to nothing عقیم ماندن
frustrations عقیم گذاری
frustration عقیم گذاری
busing رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
bussing رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
bus رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
busses رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
bused رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
bussed رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
buses رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
failed عقیم ماندن ورشکستن
fail عقیم ماندن ورشکستن
fails عقیم ماندن ورشکستن
paralysation بی اثرسازی عقیم گذاری
to foil a plan عقیم گذاردن نقشه ای
indexing استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
genes عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
gene عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
miscarry نتیجه ندادن عقیم ماندن
male sterile گامتهای عقیم وبی خاصیت نر
aborted ریشه نکردن عقیم ماندن
aborting ریشه نکردن عقیم ماندن
miscarrying نتیجه ندادن عقیم ماندن
miscarries نتیجه ندادن عقیم ماندن
aborts ریشه نکردن عقیم ماندن
surgeries جراحی
surgery جراحی
the knife الت جراحی
the knife چاقوی جراحی
psychosurgery جراحی روانی
canula لوله جراحی
surgical instruments الات جراحی
raspatory سوهان جراحی
aciurgy عمل جراحی
surgeries عمل جراحی
surgeries اتاق جراحی
surgical operation عمل جراحی
surgical عمل جراحی
surgical وابسته به جراحی
surgery اتاق جراحی
bougie میل جراحی
surgery عمل جراحی
surgical مربوط به جراحی
plastic surgery جراحی پلاستیک
hysterotomy جراحی رحم
neurosurgery جراحی اعصاب
orthopedics جراحی استخوان
postoperative پس از عمل جراحی
A surgical operation . عمل جراحی
forceps انبر جراحی
surgically از لحاظ جراحی
operation عمل جراحی
rhinoplasty جراحی پیوندی بینی
gouging اسکنه جراحی بزورستانی
scalpel چاقوی کوچک جراحی
bistoury چاقوی کوچک جراحی
operating theatres نمایشگاه عمل جراحی
scalpels چاقوی کوچک جراحی
scalpels باچاقوی جراحی بریدن
forceps انبر جراحی انبرک
gouged اسکنه جراحی بزورستانی
gouge اسکنه جراحی بزورستانی
inoperable غیر قابل جراحی
abaptiston اره جراحی مغز
abaptistum اره جراحی مغز
ablator الت بریدن در جراحی
surgeon's knot گره بخیه جراحی
operating theatre نمایشگاه عمل جراحی
catheter میل جراحی بول
scalpel باچاقوی جراحی بریدن
plastic surgery جراحی ترمیمی و زیبایی
gouges اسکنه جراحی بزورستانی
thoracotomy عمل جراحی شکافتن جدارسینه
swabs سنبه جراحی گردوخاک گرفتن
surgical مربوط به امور پزشکی جراحی
interne یا جراحی که در بیمارستان اقامت دارد
swab سنبه جراحی گردوخاک گرفتن
probang میله گلو پاک کن جراحی
to scramble for something هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
pneumectomy عمل جراحی وبرداشتن نسج ریه
tonsillectomy در اوردن لوزتین بوسیله عمل جراحی
emboly یکنوع عمل جراحی مخصوص فتق
osteoplastic وابسته به روش جراحی ترمیمی استخوان
liberal education اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
potatoes and point سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
personal متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
intubation فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
auto توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
autos توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
bread and point سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
diagnostics اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
hysterectomize بوسیله عمل جراحی زهدان رادر اوردن
psychosurgery جراحی مغز جهت درمان بیماری روانی
face lifting جراحی و از بین بردن چین وچرک صورت
weight belt کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
decollate جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
skimming محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
culverts مجرای اب
water course مجرای اب
apt words مجرای اب
culvert مجرای اب
tsetse مگس تسه تسه ناقل تریپانوزوم
urethra مجرای پیشاب
conduit مجرای سیم
vales مجرای کوچک
watertight مجرای تنگ
output channel مجرای خروجی
urinary meatus مجرای پیشاب
syphon aqueduct مجرای سیفونی
sewer مجرای فاضل اب
sewers مجرای فاضل اب
sewers مجرای فاضلاب
waste gas fule مجرای دود
sewer مجرای فاضلاب
thoracic duct مجرای سینه
trade channel مجرای توزیع
scuppers مجرای ناودان
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com