| Total search result: 201 (16 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| superscription |
عنوان نوشته روی چیزی |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| rational number |
عددی که به عنوان تقسیم دو عدد کامل نوشته میشود |
| writings |
چیزی که نوشته شده است |
| writing |
چیزی که نوشته شده است |
| subscript |
چیزی که در پایین نامه نوشته شود |
| applies |
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته |
| applying |
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته |
| apply |
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته |
| to serve as something |
به کار رفتن به عنوان چیزی |
| to function as something |
به کار رفتن به عنوان چیزی |
| keep in trust |
به عنوان امانت نگهداری کردن چیزی |
pabulum |
[هر چیزی که بشود به عنوان غذا خورد] |
| title |
صفحه عنوان کتاب عنوان نوشتن |
| titles |
صفحه عنوان کتاب عنوان نوشتن |
| eponym |
عنوان دهنده عنوان مشخص |
| orphaned |
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود |
| orphan |
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود |
| orphans |
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود |
broach |
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود |
| broaches |
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود |
| broaching |
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود |
| broached |
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود |
| stbtitle |
عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله |
| to concern something |
مربوط بودن [شدن] به چیزی [ربط داشتن به چیزی] [بابت چیزی بودن] |
| to watch something |
مراقب [چیزی] بودن [توجه کردن به چیزی] [چیزی را ملاحظه کردن] |
| manuscript |
نوشته |
| record |
نوشته |
| epigraph |
نوشته |
| opus |
نوشته |
| writ |
نوشته |
| writs |
نوشته |
| deposition |
نوشته |
| letters |
نوشته |
| letter |
نوشته |
| opuses |
نوشته |
| text |
نوشته |
| texts |
نوشته |
| scrip |
نوشته |
| inscriptions |
نوشته |
| manuscripts |
نوشته |
inscription |
نوشته |
| paper work |
نوشته |
| papeteries |
نوشته |
| depositions |
نوشته |
| hierogram |
نوشته قدس |
| ancient manuscript |
نوشته قدیمی |
| it is written that |
نوشته اندکه |
| handwriting |
دست نوشته |
| chirograph |
دست نوشته |
| hand writing |
دست نوشته |
| manuscript |
دست نوشته |
| petrograph |
سنگ نوشته |
| written |
نوشته شده |
| writing |
نوشته نوشتجات |
| pseudograph |
نوشته جعلی |
| writings |
نوشته نوشتجات |
| callout |
نوشته راهنما |
| cryptogram |
نوشته رمزی |
| cryptograph |
نوشته رمزی |
| petroglyph |
سنگ نوشته |
| pornography |
نوشته شهوت انگیز |
| numerals |
عدد نوشته شده و.. |
| applications |
معمولا به صورت نوشته |
| erotica |
نوشته ها واصطلاحات عاشقانه |
| number |
عدد نوشته شده |
| numbers |
عدد نوشته شده |
| cryptanalysis |
کشف نوشته رمزی |
| scrolls |
نوشته یافهرست طولانی |
| scroll |
نوشته یافهرست طولانی |
| inscriptions |
نقش نوشته خطی |
inscription |
نقش نوشته خطی |
| application |
معمولا به صورت نوشته |
| pornograph |
نوشته ها و عکسهای رکیک |
cartouche |
لوح نوشته مزین |
| imperscriptible |
فاقد اجازه نوشته |
| opusculum |
اثریا نوشته بی اهمیت |
| poison pen |
نوشته غرض الود |
| triglot |
به سه زبان نوشته شده |
| letter press |
نوشته وابسته به عکسها |
| psychogram |
پیام نوشته روح |
| graphically |
بطور نوشته یا منقوش |
| it is written that |
نوشته شده است که |
| repetitive letter |
نوشته شده است |
| packaged software |
بسته پیش نوشته |
| numeral |
عدد نوشته شده و.. |
| overwrite |
نوشته داده در محلی |
| slashed zero |
علامت نوشته یا چاپ شده |
| blasphemous |
نوشته وگفته کفر امیز |
| ad-libs |
بدون نوشته صحبت کردن |
| bilingual |
بدو زبان نوشته شده |
| hyphenated |
نوشته شده با فضای خالی |
| purple passage |
نوشته اراسته به صنایع بدیعی |
| jotting |
چیزیکه با عجله نوشته شده |
| fill out <idiom> |
نوشتن حقایقی که نوشته شدهاند |
| autographic |
نوشته شده با دست خودمصنف |
| legend |
نوشته روی سکه ومدال |
| legends |
نوشته روی سکه ومدال |
| epitaph |
نوشته روی سنگ قبر |
| accounting package |
بسته پیش نوشته حسابداری |
| epitaphs |
نوشته روی سنگ قبر |
| cryptanalyze |
نوشته رمزی را کشف کردن |
| purple patch |
نوشته اراسته به صنایع بدیعی |
| hic jacet |
نوشته روی سنگ قبر |
| ad-lib |
بدون نوشته صحبت کردن |
| graffiti |
نوشته تصویر ویا پوستریکهبردیوارمیچسبانند |
| ad-libbing |
بدون نوشته صحبت کردن |
| ad-libbed |
بدون نوشته صحبت کردن |
| numeral |
اعداد نوشته شده IV, III, II , I و... |
| numerals |
اعداد نوشته شده IV, III, II , I و... |
| to stop somebody or something |
کسی را یا چیزی را نگاه داشتن [متوقف کردن] [مانع کسی یا چیزی شدن] [جلوگیری کردن از کسی یا از چیزی] |
| equation |
فرمولی که یک کامپیوتر آنالوگ نوشته برای حل |
| balloted |
رای مخفی مجموع اراء نوشته |
| ballots |
رای مخفی مجموع اراء نوشته |
| ballot |
رای مخفی مجموع اراء نوشته |
absolute address |
برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق |
| compilations |
جمع اوری اطلاعات به صورت نوشته |
| modular accounting package |
برنامه پیش نوشته حسابداری واحدی |
| postfix |
کلمه یا حرف نوشته شده پس از دیگری |
| equations |
فرمولی که یک کامپیوتر آنالوگ نوشته برای حل |
| italic |
حرف به صورت itoloc نوشته شده |
| compilation |
جمع اوری اطلاعات به صورت نوشته |
| It is written for our benefit |
نوشته کردن برای ما فایده دارد |
| software package |
بسته پیش نوشته نرم افزاری |
| to read between the lines |
معنی پوشیده نوشته یا سخنی را دریافتن |
| integrated accounting package |
بسته پیش نوشته حسابداری مجتمع |
| NCR paper |
نوشته هم روی کاغذ نمایان میشود |
| termination notice |
فسخ نوشته شده [قرارداد کاری] |
machine address |
برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق |
| enclosing |
احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر |
| to appreciate something |
قدر چیزی را دانستن [سپاسگذار بودن] [قدردانی کردن برای چیزی] |
| enclose |
احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر |
| relevance |
1-روش ارتباط چیزی با دیگری .2-اهمیت چیزی دریک موقعیت یا فرآیند |
| encloses |
احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر |
| modifying |
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی |
| pushes |
فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن |
| pushed |
فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن |
| modifies |
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی |
| replacing |
برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر |
| via |
حرکت به سوی چیزی یا استفاده از چیزی برای رسیدن به مقصد |
| querying |
پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است |
| query |
پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است |
| queries |
پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است |
| queried |
پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است |
| modify |
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی |
| replaced |
برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر |
| replaces |
برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر |
| push |
فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن |
| replace |
برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر |
| ground |
عنوان |
| title |
عنوان |
| titles |
عنوان |
| title |
عنوان |
| headwords |
عنوان |
| topic |
عنوان |
| printed |
عنوان و.. |
| print |
عنوان و.. |
| caption |
عنوان |
| subject [topic] |
عنوان |
| epithet |
عنوان |
| epithets |
عنوان |
| headings |
عنوان |
| captions |
عنوان |
| subjects |
عنوان ها |
| themes |
عنوان ها |
| capitulary |
عنوان |
| prints |
عنوان و.. |
| life peer |
عنوان |
| rubrics |
عنوان |
| appellative |
عنوان |
| rubric |
عنوان |
| headline |
عنوان |
| name |
عنوان |
| topics |
عنوان ها |
| names |
عنوان ها |
| headlines |
عنوان |
| life peers |
عنوان |
| titles |
عنوان ها |
| head line |
عنوان |
| heading |
عنوان |
| headword |
عنوان |
| by way of remainder |
به عنوان رد |
| to esteem somebody or something [for something] |
قدر دانستن از [اعتبار دادن به] [ارجمند شمردن] کسی یا چیزی [بخاطر چیزی ] |
| control |
مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود |
| controls |
مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود |
| controlling |
مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود |
| establishing |
1-کثیف و اثبات چیزی . 2-بیان استفاده یا مقدار چیزی |
| establishes |
1-کثیف و اثبات چیزی . 2-بیان استفاده یا مقدار چیزی |
| covets |
میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن |
| coveting |
میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن |
| covet |
میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن |
| establish |
1-کثیف و اثبات چیزی . 2-بیان استفاده یا مقدار چیزی |
| correction |
صحیح کردن چیزی تغییری که چیزی را درست میکند |
| to pass by any thing |
از پهلوی چیزی رد شدن چیزی رادرنظرانداختن یاچشم پوشیدن |
| to hang over anything |
سوی چیزی پیشامدگی داشتن بالای چیزی سوارشدن |
| the paper is written all over |
همه جای کاغذ نوشته شده است که |
| hair stroke |
خط نازک بالا یا پایین حروف نوشته یا چاپی |
| machines |
فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند |
| pitch |
وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند. |
| pitches |
وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند. |
| please reply |
لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای] |
| unless otherwise prescibed [by the doctor] |
مگر اینکه [پزشک] نسخه دیگری نوشته |