Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
continuous
قطعهای پایان ناپذیر از نوار ضبط
Other Matches
interminable
پایان ناپذیر
unceasing
پایان ناپذیر
irredeemable
پایان ناپذیر
interminably
بطور پایان ناپذیر
drainless
پایان ناپذیر تمام نشدنی
tapes
نوار خط پایان
taped
نوار خط پایان
tape
نوار خط پایان
finish tape
نوار پایان مسابقه
finish yarn
نوار پایان مسابقه
capstan
میله نوار گردان یا واحد پشتیبانی نوار که باعث میشود نوار به نوک خواندن / نوشتن یا گرداننده منتقل نماید
leader
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leaders
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
eol
پایان خط پرچمی که بیان کننده پایان یک خط داده میباشد
invulnerable
زخم ناپذیر اسیب ناپذیر
immedicable
درمان ناپذیر بهبود ناپذیر
terminates
پایان دادن پایان یافتن
terminated
پایان دادن پایان یافتن
terminate
پایان دادن پایان یافتن
reel-to-reel
کپی کردن یک نوار داده روی نوار مغناطیسی دیگر
pickup reel
نوار گردان خالی برای قرار دادن نوار در آن از طرف پر آن
reel to reel
کپی کردن یک نوار داده روی نوار مغناطیسی دیگر
azimuth
زاویه افقی درست نوک نوار نسبت به نوار مغناطیسی
splices
نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
guard band
بخشی از نوار مغناطیسی بین دو کانال که روی یک نوار ذخیره شده اند
splicing
نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
splice
نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
spliced
نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
perforated tape
نوار کاغذی یا نوار بلند که داده به صورت پانج شده روی آن ذخیره میشود
pinchwheel
چرخ کوچک در ماشین نوار که نوار را در محل نگه می دارد و مانع از حرکت آن میشود
autos
توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
auto
توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
magnetic tapes
جعبه کوچک حاوی چرخ نوار مغناطیسی و انتخاب کد در دستشان نوارخوان و درایو نوار استفاده میشود
magnetic tape
جعبه کوچک حاوی چرخ نوار مغناطیسی و انتخاب کد در دستشان نوارخوان و درایو نوار استفاده میشود
cartridge
جعبه نوار که شامل نوار مغناطیسی است
cartridges
جعبه نوار که شامل نوار مغناطیسی است
identity
الگوی بیتها پیش از اولین بلاک داده در نوار مغناطیسی که قالب نوار استفاه شده را مشخص میکند
identities
الگوی بیتها پیش از اولین بلاک داده در نوار مغناطیسی که قالب نوار استفاه شده را مشخص میکند
deceleration time
زمان لازم برای متوقف ساختن یک نوار مغناطیسی پس از خواندن یا ضبط اخرین قطعه داده از یک رکورد روی ان نوار
reel-to-reel
ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
reel to reel
ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
irrevocably
بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
lobar
قطعهای
trilobate
سه قطعهای
readers
ماشینی که سوراخهای پانچ شده را روی نوار کاغذی یا سیگنالهای روی نوار مغناطیسی را می خواند
reader
ماشینی که سوراخهای پانچ شده را روی نوار کاغذی یا سیگنالهای روی نوار مغناطیسی را می خواند
leaders
قسمت خالی نوار در ابتدای حلقه یک نوار مغناطیسی نقطه چین یا خط چین راهنما
leader
قسمت خالی نوار در ابتدای حلقه یک نوار مغناطیسی نقطه چین یا خط چین راهنما
tape drives
نوار چرخان نوار ران
tape drive
نوار چرخان نوار ران
piece work
کار قطعهای
intersegmental
میان قطعهای
video cassette
نوار کاست سمعی و بصری نوار کاست صوتی وتلویزیونی
video cassettes
نوار کاست سمعی و بصری نوار کاست صوتی وتلویزیونی
modeled
قطعهای که برای به نمایش گذاشن به کار می رود
modelled
قطعهای که برای به نمایش گذاشن به کار می رود
model
قطعهای که برای به نمایش گذاشن به کار می رود
head stock
قطعهای که قسمت مهم دستگاه بر ان قرار دارد
duett
قطعهای که برای دوخواننده یادونوازنده ساخته باشند
gimbal
سوارکردن قطعهای بریک حلقه نگهدارنده ازاد
models
قطعهای که برای به نمایش گذاشن به کار می رود
finger plate
قطعهای ازفلزیاچینی یاشیشه که بالاوپایین دسته درمیگذارندکه از
NOR function =
مدار الکترونیکی یا قطعهای که تابع NOR را انجام میدهد
doped
قطعهای که به آن ماده شیمیایی خاصی اضافه شده است
bracing
قطعهای که عمل کشش را درساختمان یا چوبست انجام میدهد
footprints
شکل و سطح لازم برای قطعهای از تجهیزات جای کامپیوتر
logs
:کنده قطعهای ازدرخت که اره نشده سرعت سنج کشتی
built up frog
قطعهای شبیه به قلب که برای ریلها به کار برده میشود
log
:کنده قطعهای ازدرخت که اره نشده سرعت سنج کشتی
demo
قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد
demonstration
قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد
footprint
شکل و سطح لازم برای قطعهای از تجهیزات جای کامپیوتر
demonstrations
قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد
recorder
قطعهای که قادر به ارسال سیگنالهای ورودی به رسانه ذخیره سازی است
diagnostic
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی سایر مدارها یا قط عات است
recorders
قطعهای که قادر به ارسال سیگنالهای ورودی به رسانه ذخیره سازی است
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
labeling
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
labelled
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
label
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
labels
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
hands on
تعیین یک فعالیت یا اموزش که باعملکرد واقعی قطعهای ازسخت افزار درگیر است
quartet
قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
spline
در گرافیک کامپیوتری کثیرالجملهای چند قطعهای با تدوام مرتبه اول بین قطعههای ان
hands-on
تعیین یک فعالیت یا اموزش که باعملکرد واقعی قطعهای ازسخت افزار درگیر است
quartets
قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
quartette
قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
powering
قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
powers
قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
plugs
قطعهای که با سیستم دیگر کار میکند وقتی به آن وصل شود توسط اتصال یا کابل
plugging
قطعهای که با سیستم دیگر کار میکند وقتی به آن وصل شود توسط اتصال یا کابل
power
قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
powered
قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
boilerplate
قطعهای از متن که بارهاکلمه به کلمه در سندهای گوناگون استفاده میشودورق اهن دیگ بخار
plug
قطعهای که با سیستم دیگر کار میکند وقتی به آن وصل شود توسط اتصال یا کابل
monitor
مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
monitored
مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
monitors
مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
filmstrip
نوار فیلم اسلایدهای بشکل نوار فیلم
dongle
مدار کد گذاری شده یا قطعهای که پیش از اجرای نرم افزاری حق کپی باید در سیستم باشد
universal
قطعهای که توسط CPU دستور می گیرد تا با رشتههای بیت سنکرون و آسنکرون یا خط وط ارسال لازم است
USART
قطعهای که توسط CPU هدایت میشود تا با رشتههای بیت سنکرون و آسنکرون یا خط وط داده موازی کار کند
kelly
قطعهای از لوله حفاری که باعث میشود علاوه برحرکت دورانی مته در جهت عمود نیز حرکت نماید
blade cuff
قطعهای که با متصل شدن به ساقه تیغه ملخ باعث افزایش عبور جریان هوا از روی موتور میشود
fugal
وابسته به قطعهای موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند نوعی ماشین پشم خشک کن
part
قط عات کوچک ماشین برای جابجایی قطعهای که شکسته شده یا گم شده است
component
1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
components
1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
chip
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chips
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
ULA
قطعهای که حاوی تعداد مدار منط قی جدا و دروازه هایی که سپس توسط مشتری وصل می شوند تا تابع مورد نظررا انجام دهند
watertight
اب ناپذیر
inappeasable
ناپذیر
waterproofs
نم ناپذیر
imperviable
نم ناپذیر
waterproof
نم ناپذیر
waterproofed
نم ناپذیر
unchallenged
بحث ناپذیر
irreversible
برگشت ناپذیر
inflexible
انحناء ناپذیر
overpowering
مقاومت ناپذیر
irreversible
بازگشت ناپذیر
irreversible
واگشت ناپذیر
unassailable
یورش ناپذیر
impermeable
رطوبت ناپذیر
indestructible
فنا ناپذیر
incurable
علاج ناپذیر
unbearable
تحمل ناپذیر
unbearably
تحمل ناپذیر
inevitable
اجتناب ناپذیر
incorrigible
اصلاح ناپذیر
invincible
شکست ناپذیر
irreparable
جبران ناپذیر
unanswerable
جواب ناپذیر
unanswerable
تکذیب ناپذیر
impermeable
نشت ناپذیر
nondescript
وصف ناپذیر
impermeable
تراوش ناپذیر
impregnable
رسوخ ناپذیر
immobile
جنبش ناپذیر
disconsolate
تسلی ناپذیر
unavoidable
اجتناب ناپذیر
unavoidable
چاره ناپذیر
irrevocably
بطورفسخ ناپذیر
unexceptionable
استثناء ناپذیر
immutable
تغییر ناپذیر
invariable
تغییر ناپذیر
unalterable
تغییر ناپذیر
inseparable
تفکیک ناپذیر
inalienable
بیع ناپذیر
insoluble
انحلال ناپذیر
irreconcilable
وفق ناپذیر
infallible
لغزش ناپذیر
voracious
سیری ناپذیر
atomic
تجزیه ناپذیر
undeniable
انکار ناپذیر
undeniably
انکار ناپذیر
inconceivable
تصور ناپذیر
adamant
تزلزل ناپذیر
adamantly
تزلزل ناپذیر
unobjectionable
اعتراض ناپذیر
incurable
بهبودی ناپذیر
incurable
درمان ناپذیر
unceasing
ایست ناپذیر
indeterminable
تعیین ناپذیر
uncompromising
مصالحه ناپذیر
uncompromisingly
مصالحه ناپذیر
incomparable
مقایسه ناپذیر
indescribable
وصف ناپذیر
invariant
تغییر ناپذیر
raintight
باران ناپذیر
remediless
درمان ناپذیر
sateless
سیری ناپذیر
spanless
پیمایش ناپذیر
stainless
زنگ ناپذیر
unappealabe
پژوهش ناپذیر
unappeasable
استمالت ناپذیر
unchangeable
تغییر ناپذیر
uncomputable
محاسبه ناپذیر
unconquerable
تسخیر ناپذیر
undecidable
تصمیم ناپذیر
nonsuperimposable
انطباق ناپذیر
non descript
تشریح ناپذیر
ireversible
تغییر ناپذیر
irrecocilably
بطوروفق ناپذیر
irrecoverable
جبران ناپذیر
irrecoverably
بطوراصلاح ناپذیر
irremissible
اغماض ناپذیر
irresistable
مقاومت ناپذیر
irresolvable
تجزیه ناپذیر
irriversible
برگشت ناپذیر
joiner door
دربهای اب ناپذیر
nanoaddressable
نشانی ناپذیر
non descript
وصف ناپذیر
uninflammable
اشتعال ناپذیر
unsearchable
کاوش ناپذیر
untouchability
لمس ناپذیر
inevitable
<adj.>
اجتناب ناپذیر
unalienable
<adj.>
اجتناب ناپذیر
unalterable
<adj.>
اجتناب ناپذیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com