Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
interstellar matter
ماده بین- ستارهای
Other Matches
sidereal
ستارهای
siderial
ستارهای
radial
ستارهای
radials
ستارهای
astral
ستارهای
starry
ستارهای
pentacular
ستارهای
asteroidal
ستارهای
thermite
ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
antiset
ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
photoresist
ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
materialism
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
star cloud
ابری ستارهای
stellar embryos
جنینهای ستارهای
aster
گل ستارهای مینا
star network
شبکه ستارهای
star connection
اتصال ستارهای
sphery
ستارهای شکل
star nebula
سحابی ستارهای
interstellar
بین ستارهای
star nebula
ابری ستارهای
star circuit
مدار ستارهای
star cloud
سحابی ستارهای
staller cluster
خوشه ستارهای
pulsation
تپش ستارهای
planetary
ستارهای نجومی
radial motor
موتور ستارهای
pulsation
ضربان ستارهای
radial form
شکل ستارهای
interstellar
خلاء بین- ستارهای
interstellar gas
گاز بین- ستارهای
globular cluster
خوشه ستارهای کروی
quasistellar objects
اجرام شبه ستارهای
five star
افسر پنج ستارهای
stellar inertial navigation
ناوبری لختی ستارهای
multistar network
شبکه چند ستارهای
star grass
هر نوع گیاه گل ستارهای
double bank radial engine
موتور ستارهای دوبل
voltage to neutral
ولتاژ اتصال ستارهای
star thistle
قنطوریون ستارهای گل توری
interstellar dust
غبار بین- ستارهای
asteroids
ستاره مانند ستارهای
asteroid
ستاره مانند ستارهای
interstaller space
فضای بین- ستارهای
open star cluster
خوشه باز ستارهای
interstaller hydrogn
ئیدروژن بین- ستارهای
gunk
ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
coolant
ماده سرماساز ماده خنک کننده
dopes
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
dope
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
female connector
دوشاخه ماده متصل کننده ماده
coolants
ماده سرماساز ماده خنک کننده
nova
ستارهای که نور ان چندروزی زیاد شده و دوباره کم شود
heliacal
ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشیدقابل رویت است
fuels
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelled
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuel
ماده انرژی زا ماده کارساز
fueled
ماده انرژی زا ماده کارساز
pigments
ماده رنگی ماده ملونه
fuelling
ماده انرژی زا ماده کارساز
pigment
ماده رنگی ماده ملونه
helical
ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشید قابل رویت است شمسی
gynandromorph
جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
oogamete
سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
monoclinous
نر و ماده
clauses
ماده
abscesses
ماده
stipulation
ماده
foamed meterid
ماده کف
clause
ماده
abscess
ماده
provision
ماده
matters
ماده
substance
ماده
matter
ماده
mattered
ماده
mattering
ماده
stuffs
ماده
substances
ماده
article
ماده
anti matter
ضد ماده
agents
ماده
agent
ماده
catch for door bolt
ماده
bitching
سگ ماده
bitches
سگ ماده
bitched
سگ ماده
articles
ماده
nany
بز ماده
nanny goats
بز ماده
stuffed
ماده
stuff
ماده
antimatter
ضد ماده
nanny goat
بز ماده
bitch
سگ ماده
stuffless
بی ماده
materials
ماده
metals
ماده
female
ماده
metal
ماده
material
ماده
items
ماده
item
ماده
dopes
ماده مخدر
thermite
ماده ترمیت
toxic substance
ماده سمی
toxic agent
ماده سمی
tongue and groove joint
اتصال نر و ماده
thermate
ماده ترمیت
doe
گوزن ماده
doe
خرگوش ماده
precursor
پیش ماده
precursors
پیش ماده
dope
ماده مخدر
the female sex
جنس ماده یا زن
roe
گوزن ماده
symmetry substance
ماده متقارن
active material
ماده موثر
addition agent
ماده افزودنی
aetna material
ماده اتنا
surplus material
ماده اضافی
subsistance
ماده اصلی
anticorrosive paint
ماده ضد زنگ
antiset
ماده ضد ته نشین
atropine
ماده اتروپین
acceptor
ماده پذیرا
abiotic substance
ماده بیجان
test item
ماده ازمون
tellurian matter
ماده زمینی
constituent
ماده متشکله
constituents
ماده متشکله
vixen
روباه ماده
vixens
روباه ماده
synthetic material
ماده مصنوعی
abhesive
ماده ضد چسبندگی
synchronous material
ماده مصنوعی
basophil
ماده قلیادوست
trinitrotoluen
ماده منفجره تی ان تی
abrasive
ماده ساینده
abrasive
ماده سایا
abrasives
ماده ساینده
abrasives
ماده سایا
allelopathic substance
ماده دورساز
white matter
ماده سفید
vomitus
ماده قی شده
antimatter
پاد ماده
vermicide
ماده کرم کش
inoculant
ماده تلقیحی
substances
ماده اصلی
substance
ماده اصلی
stripping agent
ماده رنگ بر
urea
ماده پیشاب
basophile
ماده قلیادوست
hen parrot
طوطی ماده
replealed article
ماده منسوخه
inspection clause
ماده نظارت
insulant
ماده عایق
insulating material
ماده عایق
refrigerant
ماده سردکننده
refractory material
ماده نسوز
refractory material
ماده دیرگداز
reeve
یلوه ماده
immaterialist
منکر ماده
res
شی ء بخصوص ماده
sexed
بطورمشخص نر یا ماده
hen pheasant
قرقاول ماده
hen sparrow
گنجشک ماده
heparin
ماده چندقندی
single clause bill
ماده واحده
high explosive
ماده منفجره
she wolf
ماده گرگ
she wolf
گرگ ماده
she deer
گوزن ماده
hyades
اشتران ماده
red lead
ماده ضدزنگ
isomorph
ماده یک شکل
mineral material
ماده معدنی
molded plastics
ماده پرسی
mucin
ماده بزاقی
pigment dye
ماده رنگی
picritol
ماده پیکریتول
n type material
ماده نوع "ان "N
pea ken
طاوس ماده
ogress
ماده غول
parasiticide
ماده انگل کش
mineral material
ماده کانی
mattery
ماده مانند
malkin
ماده دیو
isotrope
ماده همسانگرد
isotropic material
ماده همسانگرد
keratin
ماده شاخی
keratine
ماده شاخی
leopardess
ماده پلنگ
pyrogen
ماده تب اور
lignin
ماده چوب
lyddite
ماده لیدیت
malkin
ماده شیطان
oxime
ماده اوکسیم
bituminous matter
ماده قیری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com