Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (42 milliseconds)
English
Persian
tie
متصل کردن مهار کردن مهار
ties
متصل کردن مهار کردن مهار
Other Matches
chucks
مهار کردن
chuck
مهار کردن
chucked
مهار کردن
clamping
مهار کردن
clamp
مهار کردن
clamped
مهار کردن
clamps
مهار کردن
chucking
مهار کردن
restrains
نگهداشتن مهار کردن
restraining
نگهداشتن مهار کردن
chucking automatic
مهار کردن خودکار
restrain
نگهداشتن مهار کردن
bolster plate
صفحه برای مهار کردن
ground tackle
وسیله مهار کردن قایق
triple team
سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
stanchion
مهار یامحدودکردن تیر دار کردن
binding
مهار کردن بار در روی پالت
mooring
نقطه مهار کردن قایق به ساحل
bindings
مهار کردن بار در روی پالت
strings attached
<idiom>
تحت کنترل قرار دادن،مهار کردن
mooring line
طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
aircraft arresting reset unit
وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
cabled
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cable
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
controlling
کنترل کردن مهار کردن
controls
کنترل کردن مهار کردن
control
کنترل کردن مهار کردن
anchor block
بلوکهایی که جهت مهار کردن لوله هنگام نصب کار گذاشته میشوند
controls
مهار
chainage
مهار
chucking
مهار
halter
مهار
halters
مهار
control
مهار
spanned
مهار
span
مهار
make fast
مهار
guide rope
مهار
anchorage
مهار
unbridle
بی مهار
spanning
مهار
anchorages
مهار
spans
مهار
controlling
مهار
restraints
مهار
restraint
مهار
bearing rein
مهار
anchors
مهار
anchor
مهار
braced
مهار
bond
مهار
brace
مهار
belaying pin
مهار
frenum
مهار
guy
مهار
guys
مهار
anchoring
مهار
stayband
حلقه مهار
knee brace
مهار زانوئی
bollards
میله مهار
bridled
زنجیر مهار
ball control
مهار توپ
anchor pole
دیرک مهار
drogue
مهار چتری
wiring harness
مهار سیم
bollard
میله مهار
bridle
زنجیر مهار
bridle
مهار ناو
tractable
سست مهار
angle-tie
مهار قطری
bridles
مهار ناو
bridled
مهار ناو
restrained
مهار شده
bridling
زنجیر مهار
bridles
زنجیر مهار
arresting sheave
پل مهار هواپیما
bridling
مهار ناو
anchor rod
میل مهار
knee-brace
مهار زانویی
martingale
مهار جلو
prony brake
مهار پرونی
tie rod
میل مهار
raker
تیر مهار
span wire
سیم مهار
angle-tie
مهار گوشه
foot trap
مهار توپ با کف پا
tawie
سست مهار
sag rod
مهار عرضی
sagrod
مهار عرضی
topping lift
مهار بالایی
stay
تکیه مهار
electrical shant
مهار برقی
stayed
تکیه مهار
cross brace
مهار عرضی
bollard
تیر مهار
daedman
مهار وزنی
holdfast
مهار گیر
guy wire
سیم مهار
mooring buoy
بویه مهار
mooring line
سیم مهار
mooring pendant
سیم مهار
mooring ring
حلقه مهار
mooring rope
طناب مهار
mooring swivel
مدور مهار
gripping jaw
فک مهار کننده
controlled
مهار شده
uncontrolled
مهار نشده
escalates
از مهار خارج شدن
clamping sleeve
مفصل مهار کننده
escalate
از مهار خارج شدن
buoy pendant
زنجیر مهار بویه
escalating
از مهار خارج شدن
escalated
از مهار خارج شدن
forward bow spring
طناب مهار کشتی
clamping fixture
گیره مهار کننده
restraining forces
نیروهای مهار کننده
mooring line
طناب مهار مین
leg trap
مهار توپ با ساق پا
moorage
محل مهار کشتی
clamping
مهار گیره عقربک
aircraft arresting complex
وسایل مهار هواپیما
barricade
مهار هواپیما سد جاده
aircraft arresting
دستگاه مهار هواپیما
clamps
مهار گیره عقربک
mooring swivel
خودگر مهار مین
aircraft arresting hook
قلاب مهار هواپیما
barricading
مهار هواپیما سد جاده
anchored filament
افروزه مهار شده
barricades
مهار هواپیما سد جاده
aircraft arrestment
عملیات مهار هواپیما
barricaded
مهار هواپیما سد جاده
clamped
مهار گیره عقربک
clamp
مهار گیره عقربک
tie down
مهار هواپیما یا کشتی
dragon-piece
[مهار تیر شیروانی نبش]
arresting net stanchion
قلاب تور مهار هواپیما
arresting system payout
بازده سیستم مهار هواپیما
afterbow
طناب مهار سینه ناو
equitation
هنر سواری و مهار اسب
dragging-piece
[مهار تیر شیروانی نبش]
arresting sheave
ریل و سرسره مهار هواپیما
clamping jaw
فکهای مهار کننده گیره
hook cable
کابل قلاب اتصال مهار هواپیما
headfast
طنابی که سرکشتی را با ان به گویه یا باراندازمهارمیکنند مهار
blocking and chocking
مهار بار روی وسیله ترابری
shifted
تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
uncleat
بازکردن طناب مهار قایق ازساحل
shift
تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
shifts
تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
smothered
شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smothering
شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
arresting system purchase element
وسیله ضربه گیر سیستم مهار هواپیما
smother
شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smothers
شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
forestay
مهار بین پیش دگل وعرشه کشتی
lies
نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
lied
نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
chock
قطعه فلزی 2 شاخه که طنای مهار ازان میگذرد
lie
نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
fender
بالشتک حایل بین طناب و محل مهار یا قایق دیگر
safety valve
پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
cargo tie down point
محل مهار بار روی وسیله محل بستن محمولات
tie down
وسیله مهار هواپیما در محوطه پارکینگ وسیله بستن
aircraft arresting barrier
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
loop sling
مهار حلقوی بار بند حلقوی
attaches
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attach
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaching
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
join
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joins
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joined
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
connects
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connect
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
mainstay
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
sling
بند مهار بند قلاب
slings
بند مهار بند قلاب
slinging
بند مهار بند قلاب
compacts
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacting
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacted
فشرده کردن بهم متصل کردن
compact
فشرده کردن بهم متصل کردن
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
apply
متصل کردن
pans
متصل کردن
connects
متصل کردن
joins
متصل کردن
pan-
متصل کردن
joggle
متصل کردن
joggled
متصل کردن
joggles
متصل کردن
joggling
متصل کردن
connect
متصل کردن
pan
متصل کردن
applies
متصل کردن
colligate
متصل کردن
adjoins
متصل کردن
tie down
متصل کردن
join
متصل کردن
joined
متصل کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com