English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (34 milliseconds)
English Persian
search مراقبت کردن از زمین
searched مراقبت کردن از زمین
searches مراقبت کردن از زمین
searchingly مراقبت کردن از زمین
Other Matches
to see after مراقبت کردن
insures مراقبت کردن در
watched مراقبت کردن
watches مراقبت کردن
ensure مراقبت کردن در
watching مراقبت کردن
watch مراقبت کردن
to see to it مراقبت کردن
insuring مراقبت کردن در
ensured مراقبت کردن در
ensures مراقبت کردن در
ensuring مراقبت کردن در
see to it مراقبت کردن
to llok مراقبت کردن
cared محافظت کردن مراقبت
cares محافظت کردن مراقبت
care محافظت کردن مراقبت
area monitoring مراقبت کردن از منطقه
to ensure something مراقبت کردن در [چیزی]
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
picketed نرده کشیدن مراقبت کردن
picket نرده کشیدن مراقبت کردن
pickets نرده کشیدن مراقبت کردن
circular scanning مراقبت دایرهای منطقه تجسس و مراقبت دایرهای
overwatch مراقبت کردن پوشاندن حرکت یکانهای دیگربا اتش
watching مراقبت کردن موافبت کردن
watches مراقبت کردن موافبت کردن
watch مراقبت کردن موافبت کردن
watched مراقبت کردن موافبت کردن
espionage جاسوسی کردن کسب خبر از دشمن کردن مراقبت دشمن
mine watching عملیات تجسس و پیدا کردن مین یا مراقبت از مین گذاری دشمن
clown دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowned دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
pancakes در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancake در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
center field قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
nap of the earth از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
espial مراقبت
vigilance مراقبت
counter surveillance ضد مراقبت
care مراقبت
unattended بی مراقبت
cared مراقبت
eyesight مراقبت
tendance مراقبت
watchful مراقبت
surveillance مراقبت
ovservation مراقبت
watchfulness مراقبت
cares مراقبت
tellurian ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
geognosy زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
sea surveillance مراقبت دریایی
watchtowers برج مراقبت
watchtower برج مراقبت
care of supplies مراقبت اماد
due care مراقبت کافی
control towers برج مراقبت
listening watch مراقبت به گوش
residential care مراقبت پناهگاهی
day care مراقبت در روز
air surveillance مراقبت هوایی
air search مراقبت هوایی
acoustical surveillance مراقبت صوتی
area monitoring مراقبت منطقهای
animadversion مراقبت مشاهده
Medicare مراقبت پزشکی
helical scanning مراقبت مارپیچی
ground surveillance مراقبت زمینی
watch tower برج مراقبت
combat surveillance مراقبت رزمی
perelotok زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
overwatch مراقبت از حرکت بااتش
care and handling مراقبت و دستکاری وسایل
stake-outs محل تحت مراقبت
stake-out محل تحت مراقبت
surveillant مراقبت کننده دیدبان
maintained به خوبی مراقبت شده
lookouts مراقبت عمل پاییدن
unattended operation هملکرد مراقبت نشده
lookout مراقبت عمل پاییدن
air beacon برج مراقبت پایگاه
under one's wing <idiom> تحت مراقبت کسی
sector of search منطقه مراقبت رادار
radar scan مراقبت بوسیله رادار
airborne beacon برج مراقبت هوابرد
harbor control tower برج مراقبت بندر
surveillance دیدبانی و مراقبت از منطقه
maintains به خوبی مراقبت شده
double up مراقبت از مهاجم با دو مدافع
maintain به خوبی مراقبت شده
vigilance مراقبت به گوش بودن
radar beacon برج مراقبت رادار
attendances ملازمت مراقبت رسیدگی
attendance ملازمت مراقبت رسیدگی
styx نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeant گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
ground زمین کردن
grounding زمین کردن
paralysing زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyses زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyzed زمین گیر کردن خنثی کردن
paralysed زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyzes زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyzing زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyse زمین گیر کردن خنثی کردن
up to someone to do something <idiom> مسئولیت مراقبت از چیزی را داشتن
slap together <idiom> به عجله وبی مراقبت واداشتن
unattended ground sensor رادار مراقبت زمینی خودکار
security monitoring نظارت یا مراقبت تامینی یاحفافتی
aspects رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
aspect رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
to dig out گود کردن زمین
harrow صاف کردن زمین
peneplain فرسوده کردن زمین
peneplane فرسوده کردن زمین
harrows صاف کردن زمین
dig , in گود کردن زمین
protective earthing زمین کردن حفافتی
searches کاوش کردن زمین
terrain spotting تجسس کردن زمین
to clear land زمین راصاف کردن
dibble گود کردن زمین
geodesy مساحی کردن زمین
searched کاوش کردن زمین
to till the soil زمین را کشت کردن
terrain spotting دیدبانی کردن زمین
search کاوش کردن زمین
to cultivate land زمین را کشت کردن
to work the land زمین را زراعت کردن
searchingly کاوش کردن زمین
covenant runing with land شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
turn over <idiom> به کسی برای مراقبت با استفاده سپردن
spiral scanning مراقبت و تجسس منطقه به طور مارپیچی
snow under <idiom> قبول چیزی که نمیتوان از آن مراقبت کرد
maintain watch مراقبت دایمی از پیام یک فرستنده رادیویی
see that he does it مراقبت کنید که ان کار راانجام دهد
grubs زمین کندن جستجو کردن
grubbed زمین کندن جستجو کردن
grub زمین کندن جستجو کردن
harrow باچنگک زمین را صاف کردن
photo imagery عکس برداری کردن از زمین
neutral earth زمین کردن نقطه صفر
harrows باچنگک زمین را صاف کردن
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
lacrosse نوعی موشک زمین به زمین
pervious ground زمین تراوا زمین نفوذپذیر
redstone موشک زمین به زمین رداستون
pershing موشک زمین به زمین پرشینگ
geologize مطالعه علم زمین شناسی کردن
geologize ازنظر زمین شناسی بازرسی کردن
bedraggle روی زمین کشیدن و چرک کردن
biosphere قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
instrument landing فرود با استفاده ازدستگاههای کنترل هواپیما وبرج مراقبت
chaperon زن شوهر دار یا کاملی که ازدختر جوانی مراقبت میکند
There's a question mark [hanging] over the day-care clinic's future. [A big question mark hangs over the day-care clinic's future.] آینده درمانگاه مراقبت روزانه [کاملا] نامشخص است.
zmarker beacon برج مراقبت نشان دهنده محل فرودگاه به هواپیماها
reclaims نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
hovering پرواز کردن نزدیک زمین به طور ثابت
reclaimed نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
reclaim نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
reclaiming نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
soil improvement بهتر کردن جنس زمین برای بارگذاری
peg out کوبیدن میخ چوبی در زمین پیاده کردن
contour flight پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
talik زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
bow line نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
clippings سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clipped سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clip سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clips سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
primage اضافه کرایهای که به خاطر مراقبت در بارگیری و تخلیه به ناخدای کشتی داده میشود
fan marker نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
Creches [جایی که از بچه ها مراقبت میشود هنگامی که پدر و مادر بیرون یا سر کار رفته اند]
reventment روکش کردن سطح زمین به منظور جلوگیری از فرسایش ناشی از باد و باران
topography نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
geomagnetism نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
hydrographer نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com