English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (31 milliseconds)
English Persian
quicksort مرتب کردن سریع
Search result with all words
tree روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
quicksort روش مرتب کردن سریع فایل
Other Matches
binary look up روش جستجوی سریع برای استفاده از لیست مرتب داده
sorts روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sort روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorted روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
rollover استفاده از بافر بین صفحه کلیدوکامپیوتر برای تامین ذخیره سریع کلیدبرای ماشین نویسهای سریع که چندین کلید را خیلی سریع انتخاب می کنند
sophistication نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
filing 1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند
format روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
formats روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
bubble sort روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
sort روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorts روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorted روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
exchanges روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchange روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
merge sorting algorithm الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند
exchanging روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
marine express کالای سریع الحرکت از راه دری_ا سیستم حمل و نقل سریع دریایی
shoots جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
dma اتصال سریع و مستقیم بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی کامپیوتر که مانع دستیابی به توابع خواندن داده میشود
sort برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorted برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorts برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
dma CI واسط که ارسال داده سریع بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی فراهم میکند معمولاگ کنترولی از طریق CPU متوقف میشود
justifications مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
gathered و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
gather و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
justification مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
semi processed data داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا..
cleaned مرتب کردن
regularised مرتب کردن
regularises مرتب کردن
concert مرتب کردن
clean مرتب کردن
arrange مرتب کردن
order مرتب کردن
tidies مرتب کردن
concerts مرتب کردن
clear up مرتب کردن
collate مرتب کردن
tidier مرتب کردن
arranging مرتب کردن
arranges مرتب کردن
graduating مرتب کردن
graduates مرتب کردن
tidying مرتب کردن
collocate مرتب کردن
tidy مرتب کردن
arranged مرتب کردن
collocated مرتب کردن
collocates مرتب کردن
collocating مرتب کردن
graduate مرتب کردن
put straight مرتب کردن
marshal مرتب کردن
cleanest مرتب کردن
marshaled مرتب کردن
marshaling مرتب کردن
straighten up <idiom> مرتب کردن
cleans مرتب کردن
fix up مرتب کردن
set in order مرتب کردن
marshalled مرتب کردن
marshals مرتب کردن
to cleanvp مرتب کردن
to put to rights مرتب کردن
lineup مرتب کردن
tidiest مرتب کردن
collated مرتب کردن
collating مرتب کردن
regularizing مرتب کردن
draw up مرتب کردن
regularize مرتب کردن
regularising مرتب کردن
collates مرتب کردن
tidied مرتب کردن
regularized مرتب کردن
to map out مرتب کردن
regularizes مرتب کردن
snap pass پاس سریع با پیچش سریع مچ
service برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
serviced برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
selection sort مرتب کردن گزینشی
set نهادن مرتب کردن
sets نهادن مرتب کردن
setting up نهادن مرتب کردن
distributive sort مرتب کردن توزیعی
square مرتب کردن کلاه
internal sort مرتب کردن درونی
insertion sorting algorithm الگوریتم مرتب کردن
to fix up مرتب کردن جادادن
tree sort مرتب کردن درختی
squared مرتب کردن کلاه
block sort مرتب کردن بلاکی
data processing مرتب کردن داده ها
collating sort مرتب کردن داده
squares مرتب کردن کلاه
squaring مرتب کردن کلاه
redd مرتب کردن رهاساختن
bubble sort مرتب کردن حبابی
reorder دوباره مرتب کردن
shipshape مرتب کردن منظم
ripple sort مرتب کردن موجی
pick up <idiom> تمیز ،مرتب کردن
oscillating sort مرتب کردن نوسانی
prompt سریع کردن
prompted سریع کردن
prompts سریع کردن
multireel sorting مرتب کردن چند حلقهای
collections و مرتب کردن در پایگاه داده
sequences به ترتیب مرتب کردن دنباله
multipass sort مرتب کردن چند گذری
multifile sorting مرتب کردن چند فایلی
polyphase sort مرتب کردن چند فازی
collection و مرتب کردن در پایگاه داده
radix sorting algorithm الگوریتم مرتب کردن مبنایی
juxtaposition مرتب کردن موضوعات در کنار هم
exchange sorting algorithm مرتب کردن به روش حبابی
sorting network شبکه مرتب کردن داده ها
clear the decks <idiom> همه جارا مرتب کردن
sequence به ترتیب مرتب کردن دنباله
To do up the room. اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
Making fast progress. سریع ترقی کردن
stop dead/cold <idiom> سریع توقف کردن
quenching سریع خنک کردن
organize مرتب کردن ارایش دادن موضع
selectively مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
organising مرتب کردن ارایش دادن موضع
make room for someone or something <idiom> برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
organizes مرتب کردن ارایش دادن موضع
organizing مرتب کردن ارایش دادن موضع
adjusts مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
organises مرتب کردن ارایش دادن موضع
scheduling مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
alphameric مرتب کردن حروف و اعدادبترتیب تقدم
adjusting مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
selective مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
adjust مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
posted ارسال سریع پست کردن
cannonball سریع السیر حرکت کردن
post ارسال سریع پست کردن
post- ارسال سریع پست کردن
posts ارسال سریع پست کردن
drum sorting مرتب کردن با حافظه کمکی استوانهای مغناطیسی
alphasort مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا
jobs مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
filing system روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
job مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
organization روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
organizations روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
clock باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
justifying دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
justify دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
pass یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
passes یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
digital sorting روش مرتب کردن شبیه ماشینهای جدول بندی
permutation تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
organisations روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
passed یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
permutations تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
formats تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
chronologize بترتیب زمان قراردادن موافق تاریخ مرتب کردن
format تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
clocks باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
justifies دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
serialize مرتب کردن سریال کردن
serialized مرتب کردن سریال کردن
straightened درست کردن مرتب کردن
straighten درست کردن مرتب کردن
ranged مرتب کردن میزان کردن
range مرتب کردن میزان کردن
ranges مرتب کردن میزان کردن
serializes مرتب کردن سریال کردن
straightens درست کردن مرتب کردن
straightening درست کردن مرتب کردن
serialising مرتب کردن سریال کردن
serializing مرتب کردن سریال کردن
serialised مرتب کردن سریال کردن
dispose مرتب کردن مستعد کردن
serialises مرتب کردن سریال کردن
internal sort مرتب کردن برنامه فقط با استفاده از حافظه اصلی سیستم
sorts مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
sorted مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
sort مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
mercury delay line روش مرتب کردن داده ها به صورت پاس ها در طول جیوه
utility برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد
To quicken ones pace . قدمهای خود را سریع تر کردن ( تندتر راه رفتن )
weighting مرتب کردن کاربران , برنامه ها یا تاریخ با توجه به اهمیت یا اولویت آنها
speedy سریع السیر سریع
speediness سریع السیر سریع
WAVE file روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
WAV file روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
indexed لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
pair exchange sorting algorithm نوعی الگوریتم مرتب کردن مستلزم مقایسه دادههای زوج بندی شده
indexes لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com