Total search result: 202 (28 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
handicap |
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان |
handicaps |
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان |
|
|
Other Matches |
|
harness race |
مسابقه ارابه رانی |
matinees |
مسابقه ارابه رانی در روز |
matinTes |
مسابقه ارابه رانی در روز |
matinee |
مسابقه ارابه رانی در روز |
row a race |
مسابقه کرجی رانی دادن |
dragger |
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت |
campaing |
شرکت دادن اسب در یک دوره مسابقه |
match points |
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه |
match point |
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه |
free handicap |
مسابقه با امتیاز تعادلی برای اسبها |
blocked |
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین |
block |
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین |
blocks |
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین |
winter book |
تعیین امتیاز شرطبندی درزمستان برای مسابقه فصل بعد |
odd |
امتیاز دادن |
odder |
امتیاز دادن |
oddest |
امتیاز دادن |
awarding of points |
امتیاز دادن |
handicap |
امتیاز دادن اشکال |
handicaps |
امتیاز دادن اشکال |
lincense |
اجازه یا پروانه یا امتیاز دادن به |
investiture |
سرمایه گذاری دادن امتیاز |
investitures |
سرمایه گذاری دادن امتیاز |
wipe out |
شکست دادن حریف با امتیاز زیاد |
lodd of down |
از دست دادن امتیاز فرود به علت پنالتی |
dragway |
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت |
dragstrip |
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت |
try |
کسب 3 امتیاز با تماس دادن توپ با زمین در خط دروازه حریف |
tries |
کسب 3 امتیاز با تماس دادن توپ با زمین در خط دروازه حریف |
conditional race |
مسابقه مشروط با ارابه |
headstart |
امتیاز در شروع |
point after touchdown |
[یک امتیاز با گذراندن توپ بر فراز دروازه با ضربه پا پس از کسب شش امتیاز با رسیدن به پشت خط پایان] |
overtime |
وقت نامحدودپس از تساوی در امتیاز 41برای کسب دو امتیاز |
tourney |
مسابقه دادن |
competes |
مسابقه دادن |
competed |
مسابقه دادن |
compete |
مسابقه دادن |
to scamper |
مسابقه دادن |
par in |
پایان دادن بازی گلف با کسب امتیاز استاندارد در بخشهای باقیمانده |
handicaps |
امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی |
handicap |
امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی |
goal light |
چراغ قرمز پشت دروازه لاکراس برای نشان دادن امتیاز در هر بار |
auto racing |
مسابقه اتومبیل رانی |
sprinting |
مسابقه اتومبیل رانی |
regatta |
مسابقه کرجی رانی |
regattas |
مسابقه کرجی رانی |
race |
مسابقه دادن بسرعت رفتن |
raced |
مسابقه دادن بسرعت رفتن |
races |
مسابقه دادن بسرعت رفتن |
bump start |
اغاز مسابقه با هل دادن موتورسیکلت |
paces |
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او |
paced |
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او |
pace |
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او |
trialling |
مسابقه ازمایشی موتورسیکلت رانی |
drag racing |
مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت |
moto |
بخشی از مسابقه موتورسیکلت رانی |
to show somebody up [in a competition] |
کسی را شکست دادن [در مسابقه ورزشی] |
prodify |
تغییر دادن در تولیداتومبیلهای مسابقه طبق مقررات |
off road racing |
مسابقه موتورسیکلت رانی در زمینهای ناهمواربطول چند صد مایل |
speedway |
مسابقه موتورسیکلت رانی بین تیمهای 4 نفره درمسیرهموارخاکی |
experimental free handicap |
دادن وزن اضافی ازمایشی به اسبها برای مسابقه اینده |
tirm oval |
پیست مسابقه اتومبیل رانی به شکل مثلث با گوشههای قوسی |
hash mark |
خط شروع مسابقه |
scratch line |
خط شروع مسابقه |
trig |
خط شروع مسابقه |
tracked |
پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی |
track |
پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی |
lap money |
جایزه نقدی برای موفقیت درهر دور مسابقه اتومبیل رانی |
tracks |
پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی |
flying start |
شروع مسابقه اتومبیلرانی |
kick off |
شروع مسابقه فوتبال |
hurdling |
شرکت در مسابقه دو بامانع |
grid |
موقعیت اتومبیلها در شروع مسابقه |
grids |
موقعیت اتومبیلها در شروع مسابقه |
offsetting |
مبدا نقطه شروع مسابقه |
offset |
مبدا نقطه شروع مسابقه |
walkers |
شرکت کننده در مسابقه راهپیمایی |
walker |
شرکت کننده در مسابقه راهپیمایی |
skull practice |
کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه |
hooligan |
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند |
hooligans |
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند |
hurdler |
شرکت کننده در مسابقه پرش از مانع |
cup of coffeen |
شرکت کوتاه بازیگر کم تجربه در مسابقه |
deathlete |
شرکت کننده در مسابقه دهگانه دو و میدانی |
pentathlete |
شرکت کننده در مسابقه پنجگانه دو و میدانی |
sack race |
مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده |
tug of war |
مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن |
dump |
شکست دادن حریف درمسابقه موتورسیکلت رانی یااتومبیل رانی یا قایق قایقرانی سرعت |
holes |
نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ |
holing |
نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ |
daclare |
حذف نام اسب پیش از شروع مسابقه |
holed |
نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ |
hole |
نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ |
moto cross |
مسابقه موتورسیکلت رانی درمسیر خاکی محدود تپه و پیچ جاده و پرش در دو بخش 03یا 54 دقیقه |
rugby point |
امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه |
quarterfinalist |
کسیکه در مسابقه یک چهارم نهایی شرکت میکند |
to bar somebody from a competition |
شرکت در مسابقه ای را برای کسی ممنوع کردن |
observer |
گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور |
observers |
گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور |
air start |
طرز قرارگرفتن هواپیما درهوا در شروع مسابقه هواپیمابری |
pits |
منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه |
pit |
منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه |
selling plater |
اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه |
opener |
مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی |
off roader |
شرکت کننده در مسابقه مخصوص در مسیر طولانی در زمینهای ناهموار |
To stay the course . |
تا آخر ماندن ( به مسابقه و مبارزه وغیره تا آخر ادامه دادن ) |
starting fee |
مبلغی که صاحب اسب برای کسب اجازه شرکت در مسابقه شرطبندی می پردازد |
senior |
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی |
seniors |
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی |
tailgate party [American E] |
پیکنیک روی درب عقب ماشینها در توقفگاه خودرو قبل از شروع مسابقه ورزشی [در آمریکا] |
defines |
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی |
define |
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی |
defined |
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی |
defining |
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی |
match play |
مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر |
communications stallite corporation |
یک شرکت تحت مالکیت خصوصی است که امتیاز ان توسط کنگره ایالات متحده امریکا به منظور مخابره سیگنالهای صوتی وتلویزیونی و تصویری ماهواره صادر شده است |
badminton |
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان |
play off |
درمسابقه حذفی شرکت کردن وابسته به مسابقات حذفی مسابقه حدفی |
harness racing |
ارابه رانی تک اسبه |
assign |
نسبت دادن تخصیص دادن |
assigned |
نسبت دادن تخصیص دادن |
assigns |
نسبت دادن تخصیص دادن |
assigning |
نسبت دادن تخصیص دادن |
stables |
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان |
stable |
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان |
harness horse |
اسب مخصوص ارابه رانی |
attributable |
قابل نسبت دادن نسبت دادنی |
kite track |
مسیر ارابه رانی به شکل گلابی |
quadrangular meet |
مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی |
hopple |
وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی |
hobbled |
وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی |
hobble |
وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی |
hobbling |
وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی |
hobbles |
وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی |
slalom |
مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ |
slaloms |
مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ |
ice racing |
مسابقه سرعت روی یخ مسابقه روی یخ |
ascribing |
نسبت دادن |
ascribes |
نسبت دادن |
imputed |
نسبت دادن |
credited |
نسبت دادن |
to put down |
نسبت دادن |
imputation |
نسبت دادن |
relativization |
نسبت دادن |
assion |
نسبت دادن |
lay to |
نسبت دادن به |
ascribe |
نسبت دادن |
impute |
نسبت دادن |
ascribed |
نسبت دادن |
attribution |
نسبت دادن |
attributing |
نسبت دادن |
attributes |
نسبت دادن |
credit |
نسبت دادن |
imputing |
نسبت دادن |
crediting |
نسبت دادن |
credits |
نسبت دادن |
attribute |
نسبت دادن |
imputes |
نسبت دادن |
reduces |
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن |
reducing |
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن |
reduce |
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن |
plus |
امتیاز |
priviege |
امتیاز |
royalty |
حق امتیاز |
privilege |
امتیاز |
pre eminence |
امتیاز |
licenses |
امتیاز |
act of grace |
امتیاز |
prerogatives |
امتیاز |
chartering |
امتیاز |
licence |
امتیاز |
charters |
امتیاز |
charter |
امتیاز |
licences |
امتیاز |
credit |
امتیاز |
advantage |
امتیاز |
royalties |
حق امتیاز |
pas |
امتیاز |
prerogative |
امتیاز |
chartered |
امتیاز |
run |
یک امتیاز |
point |
امتیاز |
francs |
امتیاز |
game bird |
یک امتیاز |
prominence |
امتیاز |
distinction |
امتیاز |
franchises |
امتیاز |
rectum |
امتیاز |
rectums |
امتیاز |
concession |
امتیاز |
distinctions |
امتیاز |
franc |
امتیاز |
credited |
امتیاز |
scoreless |
بی امتیاز |
ads |
امتیاز |
leases |
امتیاز |
lease |
امتیاز |
crediting |
امتیاز |
credits |
امتیاز |
upper hand |
امتیاز |