English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (12 milliseconds)
English Persian
parameter مقدار ثابت
parameters مقدار ثابت
constant مقدار ثابت
constants مقدار ثابت
constatnt مقدار ثابت
Search result with all words
current جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
currents جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
constant displacement pump پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
scalar متغیری که حاوی مقدار ثابت ونه نوع داده مختلط میباشد.
zero lash شرایطی در مکانیزم کنترل سوپاپهای موتور پیستونی که در ان با استفاده از ثابت هیدرولیکی مقدار لقی به صفر میرسد
Other Matches
set 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
setting up 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
incremental computer دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
tables استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabled استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabling استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
static employment کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
fixed capital سپرده ثابت اموال ثابت یکان
static test ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
defaulted مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
paasche price index یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
standing orders دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing order دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
dosages مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosage مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
sample مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sampled مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
law of demand براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
bandwidth در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
retention money مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
standing ثابت دستورالعمل ثابت
steady مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
fixes ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fix ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
check total آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
checksum آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
supped مقدار
what چه مقدار
mouthfuls مقدار
supping مقدار
mouthful مقدار
sups مقدار
batch مقدار
batches مقدار
spatters مقدار کم
spattering مقدار کم
spattered مقدار کم
spatter مقدار کم
modicum مقدار کم
sprinkling مقدار کم
volume discount مقدار
truth table دو مقدار
sup مقدار
iso quant مقدار
t value مقدار تی
amounting مقدار
measurment مقدار
amounts مقدار
soupcon مقدار کم
smidgin مقدار کم
smidgen مقدار کم
single valued تک مقدار
percentages مقدار
percentage مقدار
size مقدار
sizes مقدار
amounted مقدار
amount مقدار
summa مقدار
royalty tonnage مقدار
deals مقدار
penny worth مقدار کم
outturn مقدار
deal مقدار
quantities مقدار
quantity مقدار
scantling مقدار
valuing مقدار
quantum مقدار
sum مقدار
volume مقدار
total مقدار
dealt مقدار
values مقدار
magnitude مقدار
volumes مقدار
value مقدار
extent حد مقدار
value قدر مقدار
mean value مقدار متوسط
dose مقدار دارو
mean value مقدار میانگین
dosed مقدار دارو
quantity of capital مقدار سرمایه
slight مقدار ناچیز
maximum value مقدار حداکثر
dosed مقدار مجاز
quantity of demand مقدار تقاضا
quantity of labor مقدار کار
dose مقدار مجاز
quantity of leisure مقدار فراغت
proportions شباهت مقدار
proportion شباهت مقدار
quantity of money مقدار پول
quantity discount مقدار تخفیف
doses مقدار مجاز
doses مقدار دارو
moisture content مقدار رطوبت
infinity مقدار نامحدود
hoists مقدار کشش
hoisted مقدار کشش
mort مقدار زیاد
hoist مقدار کشش
moisture content مقدار تری
nominal value مقدار اسمی
content مقدار مندرجات
mileage مقدار کیلومتر
rotation مقدار چرخش یک شی
optimum value مقدار بهینه
values قدر مقدار
mileage مقدار کارکردموتور
dosing مقدار دارو
dosing مقدار مجاز
maximum ratings مقدار حداکثر
algebraic value مقدار جبری
snatch گرفتن مقدار کم
snatched گرفتن مقدار کم
snatches گرفتن مقدار کم
critical valve مقدار بحرانی
data value مقدار داده
debit balance مقدار بدهکاری
drib مقدار کمی
mediums مقدار متوسط
medium مقدار متوسط
an abundance of مقدار زیاد
approximate value مقدار تقریبی
auxiliary value مقدار کومکی
average value مقدار میانگین
average value مقدار متوسط
certificate of measurement گواهی مقدار
certificate of quantity گواهی مقدار
characteristic number ویژه مقدار
characteristic number مشخصه مقدار
characteristic root ویژه مقدار
characteristic root مشخصه مقدار
proper value ویژه مقدار
proper value مشخصه مقدار
eigenvalue ویژه مقدار
eigenvalue مقدار مشخصه
electrical quantity مقدار الکتریسیته
slighted مقدار ناچیز
slighter مقدار ناچیز
jillion مقدار زیاد
slightest مقدار ناچیز
slighting مقدار ناچیز
light value مقدار نور
logical value مقدار منطقی
slights مقدار ناچیز
calorific power مقدار حرارتی
contenting مقدار مندرجات
sufficient مقدار کافی
instantaneous value مقدار لحظهای
expected value مقدار نظری
resistance مقدار مقاومت
tremendous مقدار زیاد
guest element عنصر کم مقدار
absorbancy مقدار جذب
trace element عنصر کم مقدار
absorbance مقدار جذب
snatching گرفتن مقدار کم
absolute value مقدار مطلق
initial value مقدار اولیه
valuing قدر مقدار
in a way <idiom> به مقدار از چیزی
infinite quantity مقدار بی نهایت
on a grand scale <adv.> به مقدار زیاد
lot مقدار یا تعدادزیاد
equally <adv.> همان مقدار
so much <idiom> مقدار زیاد
voltaism مقدار ولتاژبرق
momentum مقدار حرکت
theoretical value مقدار نظری
thermal power مقدار حرارتی
threshold value مقدار استانه
trace compounds ترکیبات کم مقدار
transmittance مقدار عبور
true value مقدار حقیقی
averaging مقدار متوسط
averages مقدار متوسط
use مقدار مفید
just as well <adv.> همان مقدار
sales {pl} مقدار فروش
turn-over مقدار فروش
turnover مقدار فروش
eyeful مقدار زیاد
uses مقدار مفید
averaged مقدار متوسط
average مقدار متوسط
meanest مقدار میانگین
meaner مقدار میانگین
mean مقدار میانگین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com