Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (37 milliseconds)
English
Persian
audit
ممیزی رسیدگی کردن
audited
ممیزی رسیدگی کردن
auditing
ممیزی رسیدگی کردن
audits
ممیزی رسیدگی کردن
Search result with all words
to verify the accounts
رسیدگی به محاسبات کردن حساب ها را رسیدگی یا ممیزی کردن
Other Matches
verify
ممیزی کردن
audited
ممیزی کردن
verified
ممیزی کردن
surveys
ممیزی کردن
audit
ممیزی کردن
verifies
ممیزی کردن
verifying
ممیزی کردن
survey
ممیزی کردن
auditing
ممیزی کردن
audits
ممیزی کردن
surveyed
ممیزی کردن
control
نظارت و ممیزی کردن
controlling
نظارت و ممیزی کردن
controls
نظارت و ممیزی کردن
audited
رسیدگی کردن
consider
رسیدگی کردن
deal with
رسیدگی کردن
examines
رسیدگی کردن
audit
رسیدگی کردن
audits
رسیدگی کردن
auditing
رسیدگی کردن
considers
رسیدگی کردن
inspects
رسیدگی کردن
inspected
رسیدگی کردن
investigating
رسیدگی کردن
examined
رسیدگی کردن
investigate
رسیدگی کردن
investigates
رسیدگی کردن
inspecting
رسیدگی کردن
investigated
رسیدگی کردن
inspect
رسیدگی کردن
to do for
رسیدگی کردن به
examining
با into رسیدگی کردن
examining
رسیدگی کردن
examines
با into رسیدگی کردن
to go into
رسیدگی کردن
to see to
رسیدگی کردن
examined
با into رسیدگی کردن
examine
با into رسیدگی کردن
examine
رسیدگی کردن
look into
رسیدگی کردن
try
رسیدگی کردن
go into
رسیدگی کردن
to look in to
رسیدگی کردن
to see about
رسیدگی کردن
tries
رسیدگی کردن
verifying
رسیدگی کردن
to llok
رسیدگی کردن
verifies
رسیدگی کردن
attend
رسیدگی کردن
verified
رسیدگی کردن
attending
رسیدگی کردن
attends
رسیدگی کردن
verify
رسیدگی کردن
checks
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checked
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
check
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
verified
رسیدگی کردن صحت و سقم امری را معلوم کردن
verifying
رسیدگی کردن صحت و سقم امری را معلوم کردن
verify
رسیدگی کردن صحت و سقم امری را معلوم کردن
verifies
رسیدگی کردن صحت و سقم امری را معلوم کردن
think over
<idiom>
با دقت رسیدگی کردن
attend
توجه یا رسیدگی کردن
attending
توجه یا رسیدگی کردن
look into
<idiom>
رسیدگی یا وارسی کردن
attends
توجه یا رسیدگی کردن
to go through
رسیدگی کردن گذشتن از
to go to
رسیدگی کردن انجام دادن
to check up
درست رسیدگی یاحساب کردن
prejudge
بدون رسیدگی قضاوت کردن
cut both ways
<idiom>
به هردوطرف دعوا رسیدگی کردن
prejudging
بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudges
بدون رسیدگی قضاوت کردن
to go into the matter
به این مطلب رسیدگی کردن
to w up a company
امورشرکتی را رسیدگی وانرامنحل کردن
prejudged
بدون رسیدگی قضاوت کردن
enquired
باز جویی کردن رسیدگی کردن
check up
رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
enquires
باز جویی کردن رسیدگی کردن
inquired
باز جویی کردن رسیدگی کردن
inquires
باز جویی کردن رسیدگی کردن
inquire
باز جویی کردن رسیدگی کردن
spot check
سرسری وبا عجله رسیدگی کردن
spot checks
سرسری وبا عجله رسیدگی کردن
to revisit a criminal case
[judicial proceedings]
یک پرونده جنایی
[رسیدگی قضائی]
را بازدید کردن
appose
موردانتقاد و ایراد قرار گرفتن رسیدگی کردن
to check off
رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
defferential assets
هیئت رسیدگی باختلافات هیئت رسیدگی به حسابها
check
سرزنش کردن رسیدگی کردن
minds
نگهداری کردن رسیدگی کردن به
mind
نگهداری کردن رسیدگی کردن به
supervised
برنگری کردن رسیدگی کردن
indagate
تجسس کردن رسیدگی کردن
supervise
برنگری کردن رسیدگی کردن
minding
نگهداری کردن رسیدگی کردن به
supervises
برنگری کردن رسیدگی کردن
supervising
برنگری کردن رسیدگی کردن
checked
سرزنش کردن رسیدگی کردن
checks
سرزنش کردن رسیدگی کردن
controllership
ممیزی
surveyed
ممیزی
auditorship
ممیزی
audit trail
رد ممیزی
surveys
ممیزی
censorship
ممیزی
censeur
ممیزی
survey
ممیزی
verification
تحقیق ممیزی
untested
<adj.>
ممیزی نشده
unexamined
<adj.>
ممیزی نشده
audit departmant
اداره ممیزی
unevaluated
<adj.>
ممیزی نشده
audits
ممیزی دفاترمحاسباتی
unchecked
<adj.>
ممیزی نشده
cadastral survey
ممیزی زمین
unaudited
<adj.>
ممیزی نشده
uninspected
<adj.>
ممیزی نشده
audited
ممیزی دفاترمحاسباتی
audit
ممیزی دفاترمحاسباتی
unverified
<adj.>
ممیزی نشده
controlment
منع ممیزی
auditing
ممیزی دفاترمحاسباتی
censuses
احصائیه ممیزی مالیاتی
census
احصائیه ممیزی مالیاتی
controllable
قابل ممیزی یا بازرسی
surveying
نقشه برداری ممیزی
cadastral
مربوط به ممیزی عواید و ثبت اراضی واملاک
sleep on it
<idiom>
به چیزی فکر کردن ،به چیزی رسیدگی کردن
auditory
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
investigations
رسیدگی
handling
رسیدگی
considerations
رسیدگی
investigation
رسیدگی
controlment
رسیدگی
inquiry
رسیدگی
inquiries
رسیدگی
audit
رسیدگی
attentions
رسیدگی
consideration
رسیدگی
attention
رسیدگی
examinations
رسیدگی
puberty
رسیدگی
cassation
رسیدگی
service
رسیدگی به
ripeness
رسیدگی
adjustment
رسیدگی
probe
رسیدگی
adjustments
رسیدگی
verification
رسیدگی
examination
رسیدگی
conizance
حق رسیدگی
probed
رسیدگی
auditing
رسیدگی
serviced
رسیدگی به
probes
رسیدگی
audited
رسیدگی
audits
رسیدگی
matureness
رسیدگی
oyer
رسیدگی
quest
تحقیق و رسیدگی
investigation in the supreme court
رسیدگی فرجامی
auditors
مامور رسیدگی
inquests
بازجویی رسیدگی
auditor
مامور رسیدگی
revision
رسیدگی ثانوی
court of iquiry
دادگاه رسیدگی
quests
تحقیق و رسیدگی
claims handling
رسیدگی به شکایات
examination
رسیدگی معاینه
scrutiny
رسیدگی مداقه
examinations
رسیدگی معاینه
investigable
قابل رسیدگی
audits
بازرسی رسیدگی
inquest
بازجویی رسیدگی
auditing
بازرسی رسیدگی
audited
بازرسی رسیدگی
assistance
موافبت رسیدگی
stock taking
رسیدگی به موجودی
trial on merits
رسیدگی ماهوی
investigators
رسیدگی کننده
investigator
رسیدگی کننده
mellowness
نرمی رسیدگی
attendances
رسیدگی تیمار
trial on technicalities
رسیدگی شکلی
attendance
رسیدگی تیمار
trial on procedural matters
رسیدگی شکلی
revisions
رسیدگی ثانوی
audit
بازرسی رسیدگی
attention key
کلید رسیدگی
scope
دامنه رسیدگی
storekeeping
رسیدگی به انبار
verifiable
قابل رسیدگی
the investigation of accounts
رسیدگی بحساب
investigative
مبنی بر رسیدگی
investigatory
وابسته به رسیدگی
audit trail
اثر رسیدگی
cassation
رسیدگی فرجامی
inquisitorial
وابسته به رسیدگی
tendentious
رسیدگی کننده
attendance
ملازمت مراقبت رسیدگی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com