Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
hinterland
مناطق داخلی کشور
hinterlands
مناطق داخلی کشور
Other Matches
submarine sanctuaries
مناطق مخصوص تمرینات غیررزمی زیردریایی مناطق تمرین اموزشی ضدزیردریایی
reserved area
مناطق حفافت شده ارتشی مناطق ممنوعه
intervention
هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
interventions
هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
moving havens
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
summary areas
مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
dumping
صدور کالا به کشوردیگر و فروش ان به بهای کمتر از بهای عادی به منظور فلج ساختن صنایع داخلی ان کشور
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
republics
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republic
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
arid erosion
فرسایش مناطق خشک فرسایش مناطق کم اب
Burundi
کشور بروندی در مرکز خاوری افریقا و شرق کشور زئیر
secession
تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
extradites
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extraditing
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradited
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradite
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
incretion
ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
provincialism
اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
internal defense
پدافند داخلی پایداری داخلی
squawks
مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal structure
ساختمان داخلی سازه داخلی
squawk
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawked
مخابره داخلی ارتباط داخلی
innocent passage
مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
letter of recall
نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
arctic regions
مناطق قطبی
association areas
مناطق ارتباطی
avernus
مناطق جهنمی
cultivated areas
مناطق مزروعی
tropical
مناطق حاره
hazardous locations
مناطق خطر
havens
مناطق امن دریایی
pantropic
واقع در مناطق حاره
humid tropics
مناطق حاره مرطوبی
color zones
مناطق گیرنده رنگ
pantropical
واقع در مناطق حاره
cateran
اهل مناطق مرتفع
culturing
عوارض شهری مناطق شهرنشین
cultures
عوارض شهری مناطق شهرنشین
gap filler
رادارمخصوص پوشش مناطق باز
underdeveloped areas
مناطق عقب مانده و کم پیشرفت
culture
عوارض شهری مناطق شهرنشین
poaches
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poached
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poach
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
liberated
مناطق ازاد شده ازاشغال دشمن
zonation
طرز پخش و انتشارموجودات در مناطق جغرافیایی
havens
مناطق امن از نظر عبور و مروردریایی
rain forest
جنگل انبوه مناطق گرم و پرباران
nonaligned
کشور غیر متعهد از نظرسیاسی کشور غیر وابسته
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
coverage index
کالک نمایش مناطق زیرپوشش شناسایی عکاسی هوایی
williwa
وزش ناگهانی باد یا هوای سرد در مناطق کوهستانی
maritime aircraft
هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
terai
کلاه لبه پهن نمدی سفیدپوستان مناطق حاره
exfiltration
خارج کردن عده ها از مناطق تحت کنترل دشمن
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
jaywalkers
پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
jaywalker
پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
supertropical bleach
نوعی ماده ضدعفونی فوق العاده قوی مخصوص مناطق حاره
automatic terminal information service
ارسال مداوم اطلاعات غیرکنترلی ثبت شده در مناطق ترمینالهای دذارای ترافیک سنگین
country cover diagram
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
polar regions
مناطق قطبی زمین سرزمینهای قطبی
merry dancers
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dance
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
northern lights
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Brontide
نوعی صدا
[صدایی خفه شده و آرام که در برخی از مناطق زلزله خیز، به خصوص در امتداد سواحل و روی دریاچه ها شنیده میشود و تصور میرود که به دلیل لرزشهای ضعیف زمین باشد.]
turtle border
حاشیه سماوری
[در بعضی از فرش های ساروق، هراتی و مناطق دیگر در حاشیه از طرححی سماور کل استفاده می کنند که عده ای آنرا شبیه لاک پشت نیز دانسته اند.]
tree of life
درخت زندگی
[این نگاره بگونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف بکار رفته و جلوه ای از حیات انسان را تداعی می کند.]
tour of duty
زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
talik
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
Kurdish rug
فرش کردی
[مناطق بافت به صورت پراکنده بوده و بافته های آن نیز تمایز خاصی از نظر نقشه با دیگر شهرها ندارند. در آن از لچک ترنج گرفته تا افشان و هراتی بافته می شود.]
internal door
در داخلی
internal medicine
طب داخلی
esoteric
داخلی
endogenous
داخلی
inside
داخلی
ben
داخلی
in
داخلی
domestic
داخلی
territorial
داخلی
interiors
داخلی
indoor
داخلی
interior
داخلی
innate
داخلی
anie
داخلی
municipal
داخلی
insides
داخلی
in-
داخلی
intramural
داخلی
internal
داخلی
inner
داخلی
square design
طرح خشتی
[طرح مربع شکل]
[این طرح را به دربهای چوبی شبکه ای قدیم نسبت می دهند و بیشتر مربوط به شهرکرد یا چهارمحال می باشد گرچه در مناطق دیگر نیز بافته می شود.]
bulkhead
جدار داخلی
inner zone
منطقه داخلی
inner planets
سیارات داخلی
bulkheads
جدار داخلی
inside caliper
کولیس داخلی
inner product
ضرب داخلی
inner loop
حلقه داخلی
intercoms
ارتباط داخلی
inner harbor
بندر داخلی
intercoms
مخابرات داخلی
inner liner
روکش داخلی
intercom
مخابرات داخلی
civil wars
جنگ داخلی
civil war
جنگ داخلی
internal revenue
درامد داخلی
Inland Revenue
درامد داخلی
inside diameter
قطر داخلی
inside draft
شیب داخلی
inside
تو اعضای داخلی
interior ballistics
بالیستیک داخلی
civil
داخلی حقوقی
interior guard
نگهبان داخلی
interior span
دهانه داخلی
interior wall
دیوار داخلی
intermediate structure
ساختمان داخلی
internal angle
زاویه ی داخلی
internal armature
ارمیچر داخلی
internal attack
تک داخلی یا تک از داخل
interior architecture
معماری داخلی
interior affairs
امور داخلی
domestic tariff
تعرفه داخلی
inside hinge
لولای داخلی
inside micrometer
میکرومتر داخلی
inside thread
مارپیچ داخلی
inward light
نور داخلی
inside wing
بال داخلی
intercommunication
ارتباط داخلی
interconnection
اتصالی داخلی
interference drag
پسای داخلی
autonomy
استقلال داخلی
intrados
قوس داخلی
inner bottom
جدار داخلی
incoming message cassette
نوارپیغام داخلی
ductless gland
غددمترشح داخلی
territorial sea
دریای داخلی
endogenous variable
متغیر داخلی
endoparasite
انگل داخلی
endosmosis
حلول داخلی
intercom
ارتباط داخلی
rules of procedure
نظامنامه داخلی
internal crack
ترک داخلی
ashi noko
قسمت داخلی کف پا
municipal law
حقوق داخلی
domestic trade
بازرگانی داخلی
domestic products
محصولات داخلی
domestic disturbances
اغتشاشات داخلی
civil disturbances
اغتشاشات داخلی
domestic disturbances
اختلافات داخلی
domestic dualism
دوگانگی داخلی
domestic economy
اقتصاد داخلی
domestic emergencies
بحرانهای داخلی
domestic emergencies
موادضروری داخلی
domestic industry
صنعت داخلی
domestic market
بازار داخلی
by low
نظامنامه داخلی
internal consumption
مصرف داخلی
municipal court
دادگاه داخلی
inboard aileron
شهپر داخلی
local subscriber
مشترک داخلی
indoor antenna
انتن داخلی
local currency
پول داخلی
indoor
درونی داخلی
inferior conjunction
مقارنه داخلی
inferior planets
سیارههای داخلی
innards
قسمتهای داخلی
inland duty
گمرک داخلی
inland rules
قوانین داخلی
marketing audit
کنترل داخلی
home consumption
مصرف داخلی
home currency
پول داخلی
home made
ساخت داخلی
home market
بازار داخلی
home product
محصولات داخلی
home rule
حکومت داخلی
home trade
تجارت داخلی
imside dimension
اندازه داخلی
inland waterway
ابراه داخلی
internal window sill
کف پنجره داخلی
internal report
گزارش داخلی
internal electrode
الکترود داخلی
internal electrolysis
الکترولیز داخلی
internal reflector
رفلکتور داخلی
internal energy
انرژی داخلی
internal stress
تنش داخلی
internal erosion
فرسایش داخلی
internal efficiency
راندمان داخلی
internal trade
بازرگانی داخلی
internal trade
تجارت داخلی
internal voltage
ولتاژ داخلی
internal security
تامین داخلی
internal defense
دفاع داخلی
internal transactions
معاملات داخلی
internal development
رشد داخلی
internal development
توسعه داخلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com