English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
write white engine موتور سفید نویس
Other Matches
write black engine موتور سیاه نویس
watermark علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
watermarks علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
motoring گرداندن موتور اصلی توسط استارتر بمنظوری جزاستارت موتور
addersser or or نامه نویس عریضه نویس
ego loss programming تنظیم کارهای برنامه نویسی بطوریکه اعتبار موفقیت یاگناه شکست باید بجای یک برنامه نویس میان چندبرنامه نویس تقسیم گردد
versions نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
version نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
engine موتور بنزینی موتور احتراق داخلی
external combustion engine موتور احتراق خارجی موتور برونسوز
leukon عناصر سفید خون وسلولهای سازنده انها دودمان سفید خون
variable geometry engine موتور مکنده هوای مافوق صوت که بمنظور افزایش راندمان نه تنها شکل ومساحت دهانه ورودی ونازل خروجی بلکه مسیرجریان داخل موتور نیز تغییرکند
engine mounting نصب موتور قرارگاه موتور
platina پلاتین یا طلای سفید طبیعی برنگ طلای سفید
white with blue stripes سفید با خطهای ابی سفید باراه راه ابی
firing order ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
slip ring induction motor موتور القائی اسلیپ رینگ موتور اندوکسیونی اسلیپ رینگ موتور رتور اسلیپ رینگ
double squirrel cage motor موتور قفس سنجابی دوبل موتور با شیار دوبل
flat twin engine موتور بوکسر دو سیلندر موتور سیلندر متقابل با دوسیلندر
leukocyte گویچه سفید خون گلبول سفید خون
single phase induction motor موتور القائی یک فازه موتور اندوکسیونی یک فازه
xanthochroid شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
chirographer خط نویس
ballpoint pens روان نویس ها
epistoler نامه نویس
ballpoints روان نویس ها
copyreader سرمقاله نویس
epistler رساله نویس
conveyancer قباله نویس
drafts پیش نویس
rewriter دوباره نویس
cryptographer رمز نویس
endorser پشت نویس
stenograph تند نویس
fabler افسانه نویس
tabulating machine جدول نویس
caption زیر نویس
chronicler وقایع نویس
drafts چرک نویس
captions زیر نویس
drafted چرک نویس
drafted پیش نویس
gazetteer مجله نویس
fabulist افسانه نویس
fictionist افسانه نویس
fictionist داستان نویس
bookmakers کتاب نویس
bookmaker کتاب نویس
story teller افسانه نویس
aphorist پند نویس
foul copy چرک نویس
typewritter ماشین نویس
scriptwriter نمایشنامه نویس
satirists هجو نویس
satirist هجو نویس
playwright نمایشنامه نویس
playwrights پیس نویس
draughtsmen طرح نویس
draughtsman طرح نویس
draftsmen طرح نویس
lexicographers لغت نویس
lexicographer لغت نویس
playwrights نمایشنامه نویس
novelist رمان نویس
novelists رمان نویس
romancer رمان نویس
dramatists نمایشنامه نویس
dramatist نمایشنامه نویس
scriptwriters نمایشنامه نویس
playwright پیس نویس
essayists مقاله نویس
essayist مقاله نویس
columnists مقاله نویس
columnist مقاله نویس
typists ماشین نویس
typist ماشین نویس
dramaturge درام نویس
rough or foul copy چرک نویس
elegist مرثیه نویس
ballpens روان نویس ها
ball pens روان نویس ها
emblematist مثل نویس
deponent گواهی نویس
endorseer فهر نویس
songwriter سرود نویس
endorser فهر نویس
elegiast قصیده نویس
elegiast مرثیه نویس
editorialist سرمقاله نویس
biographer تذکره نویس
biographers تذکره نویس
polygraph بسیار نویس
polygraphs بسیار نویس
scholiast حاشیه نویس
scrabbler مسوده نویس
sign writer تابلو نویس
sign writer لوحه نویس
dialogist مکالمه نویس
tabulator جدول نویس
idyllist قصیده نویس
paper stainer کتاب نویس
magazin مجله نویس
magazinist مجله نویس
paragrapher عبارت نویس
acceptor قبولی نویس
odist قصیده نویس
inker مرکب نویس
lapicide سنگ نویس
letter writer نامه نویس
letter writer کاغذ نویس
pamphleteer رساله نویس
pamphleteers رساله نویس
magazinist مقاله نویس
magniloquent قلنبه نویس
mythographer اسطوره نویس
evangelists انجیل نویس
evangelist انجیل نویس
songwriter ترانه نویس
programmer برنامه نویس
historian تاریخ نویس
historians تاریخ نویس
orthographer درست نویس
natural historian تاریخ نویس
programmers برنامه نویس
grandiloquent قلنبه نویس
phonographer صدا نویس
allegorist تمثیل نویس
gnomical کوتاه لب نویس
proverbialist مثل نویس
draft پیش نویس
aphorist موجز نویس
gazetteer روزنامه نویس
write once read many یکبار نویس
geneologist شجره نویس
minute پیش نویس
annotator تفسیر نویس
proforma پیش نویس
anecdotist حکایت نویس
the psalmist زبور نویس
annalist تاریخچه نویس
affiant گواهی نویس
calligraphist خوش نویس
calligrapher خوش نویس
draft چرک نویس
annotator حاشیه نویس
proser نثر نویس
prosateur نثر نویس
tractarian مقاله نویس
prosaist نثر نویس
head liner سرصفحه نویس
minute پیش نویس کردن
coder برنامه نویس رمزگذار
to make a minute of پیش نویس کردن
systems programer برنامه نویس سیستم
sketches پیش نویس ازمایشی
sketched پیش نویس ازمایشی
endorsing پشت نویس کردن
systems progarmmer برنامه نویس سیستم ها
systems programmer برنامه نویس سیستم
serialist داستان نویس سریال
protocol پیش نویس سند
protocol پیش نویس معاهده
protocols پیش نویس سند
protocols پیش نویس معاهده
abstracter خلاصه نویس دزد
accepting bank بانک قبولی نویس
story teller افسانه گو حکایت نویس
endorses پشت نویس کردن
endorsed پشت نویس کردن
endorse پشت نویس کردن
computer programmer برنامه نویس کامپیوتر
application programmer برنامه نویس کاربردی
holograph سند دست نویس
roughs طرح پیش نویس
system programmer برنامه نویس سیستم
biographer شرح حال نویس
subscript زیر نویس امضاء
applications programmer برنامه نویس کاربردی
biographers شرح حال نویس
subscriber of shares پذیره نویس سهام
holographs سند دست نویس
sketch پیش نویس ازمایشی
draft پیش نویس قرارداد
proforma پیام پیش نویس
ink writer در تلگراف مرکب نویس
relative coding برنامه نویس نسبی
fountain pens قلم خود نویس
penny a line ارزان نویس بی مایه
programmer analyst برنامه نویس / تحلیل گر
parts programmer برنامه نویس اجزاء
gossiper دری وری نویس
drafts پیش نویس کردن
drafts پیش نویس طرح
draft پیش نویس کردن
draft پیش نویس چرکنویس
drafted پیش نویس چرکنویس
drafted پیش نویس قرارداد
draft پیش نویس طرح
drafted پیش نویس طرح
drafted پیش نویس کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com