Total search result: 203 (9 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
boss |
ناف روی قطعات ریختگی قوز |
bossed |
ناف روی قطعات ریختگی قوز |
bosses |
ناف روی قطعات ریختگی قوز |
bossing |
ناف روی قطعات ریختگی قوز |
|
|
Other Matches |
|
running spare |
قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله |
on board spares |
قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار |
parts explosion |
رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد |
new work |
عملیات نوسازی قطعات عملیاتت تجدید قطعات یا تجدیدبنا |
reassembling |
بستن قطعات سوار کردن قطعات |
reassembles |
بستن قطعات سوار کردن قطعات |
reassembled |
بستن قطعات سوار کردن قطعات |
reassemble |
بستن قطعات سوار کردن قطعات |
cannibalises |
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر |
cannibalising |
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر |
cannibalize |
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر |
cannibalized |
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر |
cannibalizes |
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر |
cannibalizing |
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر |
cannibalised |
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر |
bin storage |
انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز |
bin storage space |
فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز |
disorganization |
در هم ریختگی |
molten metal |
فولاد ریختگی |
cast steel |
فولاد ریختگی |
tumbles |
بهم ریختگی |
tumbled |
بهم ریختگی |
tumble |
بهم ریختگی |
disorganization |
بهم ریختگی |
molten |
ریخته ریختگی |
melec |
بهم ریختگی |
melted asphalt |
اسفالت ریختگی |
moulded formpiece |
تکه ریختگی |
mould candle |
شمع ریختگی |
molten metal welding |
جوشکاری ریختگی |
molten metal |
اهن ریختگی |
mold |
فرم ریختگی |
die |
فرم ریختگی |
cast wheel |
چرخ ریختگی |
strewment |
بهم ریختگی |
cast glass |
شیشه جام ریختگی |
brass pressure casting |
برنج ریختگی فشاری |
eventration |
بیرون ریختگی روده |
fusion cast basalt |
بازالت ریختگی ذوبی |
bewilderment |
حیرت درهم ریختگی |
sand castings |
قطعه ریختگی ماسهای |
interim overhaul |
پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی |
huddle |
مخفی کردن درهم ریختگی |
huddles |
مخفی کردن درهم ریختگی |
bouleversement |
تشنج دهم ریختگی کامل |
huddled |
مخفی کردن درهم ریختگی |
huddling |
مخفی کردن درهم ریختگی |
shell moulded casting |
قطعه ریختگی قالب گیری پوستهای |
smithereens |
قطعات |
common items |
قطعات عمومی |
repair parts |
قطعات یدکی |
spare parts |
قطعات یدکی |
analecta |
قطعات ادبی |
shatter |
قطعات شکسته |
cable accessory |
قطعات کابل |
shatters |
قطعات شکسته |
bill of material |
صورت قطعات |
parts |
قطعات یدکی |
chosen fragments |
قطعات گزیده |
web stiffeners |
قطعات تقویتی |
main members |
قطعات اصلی |
parts list |
فهرست قطعات |
parts peculiar |
قطعات مخصوص |
parts peculiar |
قطعات اختصاصی |
shell fragments |
قطعات گلوله |
trilcgy |
یا قطعات سه گانه |
flinders |
قطعات شکسته |
staff section |
قطعات سمبه |
component drawing |
رسم قطعات |
end product |
مجموعه قطعات |
table of replaceable partes |
فهرست قطعات |
chosen fragments |
قطعات منتخبه |
chrestomathy |
قطعات منتخب |
chrestomathy |
قطعات برگزیده |
common hardware |
قطعات عمومی |
common parts |
قطعات عمومی |
parts list |
لیست قطعات |
analects |
قطعات ادبی منتخبات |
authorized parts list |
لیست قطعات مجاز |
authorized parts list |
سهمیه مجاز قطعات |
bottom casting |
قطعات ریخته گی بسته |
bitty |
متشکل از قطعات ریز |
object assembly test |
ازمون الحاق قطعات |
investment castings |
قطعات ریخته گی بسته |
invar struts |
قطعات فلزی ضد انبساط |
rebuilds |
نوسازی کردن قطعات |
assembled |
سوار کردن قطعات |
catalogued |
لیست قطعات کاتالوگ |
assembles |
سوار کردن قطعات |
cataloging |
لیست قطعات کاتالوگ |
renovation |
تجدید قطعات کردن |
fracture |
مو برداشتن قطعات و وسایل |
fractured |
مو برداشتن قطعات و وسایل |
fractures |
مو برداشتن قطعات و وسایل |
fracturing |
مو برداشتن قطعات و وسایل |
cataloged |
لیست قطعات کاتالوگ |
catalogs |
لیست قطعات کاتالوگ |
catalogue |
لیست قطعات کاتالوگ |
catalogues |
لیست قطعات کاتالوگ |
cataloguing |
لیست قطعات کاتالوگ |
rebuild |
نوسازی کردن قطعات |
assemble |
سوار کردن قطعات |
common parts |
قطعات یدکی عمومی |
fragment |
قطعات متلاشی خردکردن |
fragmenting |
قطعات متلاشی خردکردن |
fragments |
قطعات متلاشی خردکردن |
nomenclature |
نام گذاری قطعات |
end finish |
گره جناقی [گره زدن دو انتهای فرش در محل ریشه ها برای جلوگیری از باز شدن و بهم ریختگی تار و پود] |
dismantled |
پیاده کردن قطعات مونتاژ |
salvaged |
پیاده کردن کامل قطعات |
quadrat |
به قطعات مستطیل تقسیم کردن |
component end item |
قطعات و اقلام تجهیزات عمده |
dismantles |
پیاده کردن قطعات مونتاژ |
match mark |
جفتن و جور کردن قطعات |
dismantling |
پیاده کردن قطعات مونتاژ |
phrasing |
ترتیب بندی قطعات موسیقی |
dismount |
پیاده کردن قطعات و وسایل |
shards |
شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن |
shard |
شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن |
dismantle |
پیاده کردن قطعات مونتاژ |
component change order |
دستور تغییر قطعات یک وسیله |
end product |
قطعات حاصله دستگاه نهایی |
dismounts |
پیاده کردن قطعات و وسایل |
dismounting |
پیاده کردن قطعات و وسایل |
salvage |
پیاده کردن کامل قطعات |
wiggly block test |
ازمون قطعات موج دار |
salvaging |
پیاده کردن کامل قطعات |
salvages |
پیاده کردن کامل قطعات |
blocky |
پرشده یا مشخص با قطعات مختلف |
weldment |
قطعات بهم جوش خورده |
sketchbooks |
کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی |
sketchbook |
کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی |
clapboard |
قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد |
disassembly |
عکس عمل مونتاژ تجریه قطعات |
borescope |
ابزار چشمی برای بازرسی قطعات |
materiel history |
خلاصه وضعیت قطعات ووسایل یا کالاها |
collapsible form work |
قالب قطعات پیش ساخته بتونی |
clapboards |
قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد |
anthologist |
متخصص و متبحردر گلچین قطعات ادبی |
connection of loom pieces |
متصل کردن قطعات دار [قالی] |
beef cuts |
قطعات مختلف گوشت لاشهء گاو |
reconditions |
نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده |
sand casting |
ریخته گری قطعات فلزی باقابهای ماسهای |
piece mark |
شماره شناسایی که روی قطعات و وسایل حک میشود |
dice |
طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک |
dices |
طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک |
diced |
طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک |
dicing |
طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک |
vapor degreasing |
غوطه ور ساختن قطعات دربخار حلالات داغ |
overhaul |
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر |
overhauled |
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر |
overhauls |
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر |
overhauling |
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر |
foldboat |
قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان |
reconditioned |
نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده |
backlash |
خلاصی در اثر اتصال شل و یاسائیدگی قطعات در هرمکانیزمی |
grout |
بلغور قطعات کوچک و نامنظم سنگ دوغاب |
recondition |
نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده |
alodine |
نوعی روکش شیمیایی جهت قطعات الیاژ الومینیوم |
image |
[تنظیم قطعات تصویر با برنامه ویرایش تصاویر خاص] |
cirrocumulus |
قطعات ابرهای کوچک وسفیدی که در ارتفاعات زیاد قراردارد |
assembly |
بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها |
images |
[تنظیم قطعات تصویر با برنامه ویرایش تصاویر خاص] |
tessera |
قطعات کوچک مرمر یاشیشه مخصوص اجر موزاییک |
Theres many a good tune played on an old fiddle. <proverb> |
یک ویولون قدیمى قطعات خوب بسیارى مى تواند بنوازد . |
breakdown drawing |
رسم پرسپکتیوی برای نمایش قطعات بصورت جدا از هم |
fishplate |
قطعات ریل را با وصله وصل کردن پشت بند |
liquid crystal bar graph panel indicator |
شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع |
cluttered |
درهم ریختگی درهم وبرهمی |
clutter |
درهم ریختگی درهم وبرهمی |
clutters |
درهم ریختگی درهم وبرهمی |
track bolt |
پیچی که قطعات راه اهن رابه یکدیگر متصل میکند |
set forward |
جهش یا حرکت بجلو بوسیله قطعات داخلی گلوله در هنگام اصابت |
carburizing |
گرم کردن قطعات فولادی ماشین شده در اتمسفر قوی از گازهای هیدروکربن |
cyaniding |
سخت گردانی سطح قطعات فولادی با غوطه ورسازی انهادر حمام نمکهای سیانید |
braze welding |
جوشکاری در دمایی بالاتر از 054درجه سانتی گراد و پایین تراز نقطه ذوب قطعات |
polar motion |
وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی |
anti tear strips |
باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند |
c clamp |
گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر |
grip length |
طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد |
nitralloy |
قطعات نیتریده شده حاوی مقادیر جزئی کربن الومینیوم کرم منیزیوم و احتمالا گوگردو غیره |
hot valve clearance |
فاصله کوچک بین ساقه سوپاپ و اسبک هنگامی که تمام قطعات موتور بدمای کاری رسیده اند |
replacing |
عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها |
replaces |
عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها |
replaced |
عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها |
replace |
عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها |
disassembly order |
دستور باز کردن و پیاده کردن قطعات یک وسیله |
rig |
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن |
rigged |
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن |
rigs |
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن |
jigsaw puzzle |
نوعی بازی معمایی که بازیکنان باید قطعات متلاشی و مختلف یک شکل یا نقشه رابا هم جفت کرده و شکل مخصوص با ان بسازند |
direct exchange |
تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات |
part list |
فهرست قطعات فهرست لوازم یدکی |
parcel |
به قطعات تقسیم کردن توزیع کردن |
parcels |
به قطعات تقسیم کردن توزیع کردن |
edge card |
یک تخته مدار که دارای قطعات باریک اتصال در طول یک لبه بوده و برای متصل شدن بارابط لبه طراحی شده است |
cold working |
شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد |
splinterproof |
ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله |
rig in |
باز کردن قطعات و باربندیها باز کردن وسایل و باربندی ناو |