Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English
Persian
snub cable
ناگهان ترمز کردن
Other Matches
slap down
ناگهان توقیف کردن
make off
ناگهان ترک کردن
braking
ترمز کردن
brake
ترمز کردن
braked
ترمز کردن
brakes
ترمز کردن
braid
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braided
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braids
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
jibing
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
gibes
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibe
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibed
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibes
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
skid
ترمز کردن سریدن
skids
ترمز کردن سریدن
skidding
ترمز کردن سریدن
skidded
ترمز کردن سریدن
incidents
ناگهان اتفاق افتادن فهور کردن
incident
ناگهان اتفاق افتادن فهور کردن
jilted
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
nose dive
ناگهان شیرجه رفتن یا تنزل کردن
jilt
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
jilting
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
jilts
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
precipitating
سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
to abscond
[from]
<idiom>
ناگهان ترک کردن
[در رفتن ]
[اصطلاح مجازی]
precipitates
سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
to pounce upon a bird
ناگهان برسر مرغی فرودامدن یا حمله کردن
lash vi
باریدن تکان ناگهان بخودامدن تصادم کردن
precipitated
سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
precipitate
سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
to pounce on somebody
به کسی ناگهان جستن
[و حمله کردن ]
[مانند جانور شکارگر]
to jink
[colloquial]
[British English]
در دویدن
[راه رفتن]
[رانندگی کردن]
ناگهان مسیر را تغییر دادن
(on the) spur of the moment
<idiom>
ناگهان
unexpectedly
ناگهان
sudden
ناگهان
accidentally
ناگهان
suddenness
ناگهان
all at once
ناگهان
all of a sudden
ناگهان
abruptly
ناگهان
unaware
ناگهان
unawares
ناگهان
before you know it
ناگهان
to die in ones shoes
ناگهان مردن
bolts
مستقیما ناگهان
bolting
مستقیما ناگهان
bolt
مستقیما ناگهان
pluck
ناگهان کشیدن
plucks
ناگهان کشیدن
plucking
ناگهان کشیدن
scooting
ناگهان سرخوردن
scoots
ناگهان سرخوردن
scooted
ناگهان سرخوردن
scoot
ناگهان سرخوردن
plucked
ناگهان کشیدن
Suddenly , I felt hot.
ناگهان گرمم شد
sudden-death
ناگهان باخت
sudden death
ناگهان باخت
supervene
ناگهان رخ دادن
to walk off
ناگهان رفتن
suddenly
ناگهان ناگاه
before you can say knife
برقی ناگهان
to keel over
ناگهان افتادن
light out
ناگهان رفتن
aback
غافلگیر ناگهان
slapdash
بی پروا ناگهان
abrupt
سراشیبی ناگهان
bolted
مستقیما ناگهان
turn on one's heel
<idiom>
ناگهان پیچیدن
pop off
ناگهان ناپدیدشدن
to make a pounce
ناگهان جستن
stopcock
ترمز
stopcocks
ترمز
braking
ترمز
brakes
ترمز ها
braked
ترمز
brakes
ترمز
brake
ترمز
crash dive
ناگهان بزیر اب رفتن
pass out
ناگهان بیهوش شدن
to chop back
ناگهان تغییرجهت دادن
fly open
ناگهان باز شدن
cant
ناگهان چرخانیدن یاچرخیدن
tumble
لغزیدن ناگهان افتادن
light up
<idiom>
ناگهان شادوخوشحال شدن
plunged
ناگهان داخل شدن
Suddenly he showed up (emerged).
ناگهان سروکله اش پیداشد
plunge
ناگهان داخل شدن
plungers
موجی که ناگهان می شکند
to crop up
ناگهان رخ دادن- اب خوردن
irrupt
ناگهان ایجاد شدن
plunges
ناگهان داخل شدن
plunger
موجی که ناگهان می شکند
tumbled
لغزیدن ناگهان افتادن
tumbles
لغزیدن ناگهان افتادن
steam brake
ترمز بخاری
brake valve
سوپاپ ترمز
disc brake
ترمز دیسکی
disc brake
ترمز صفحهای
magnetic brake
ترمز مغناطیسی
brake wheel
ترمز چرخها
air brake
ترمز بادی
regenetative braking
ترمز واکنشی
regenetative braking
ترمز دینامیکی
regenetative braking
ترمز مقاومتی
internal brake
ترمز داخلی
foot brake pedal
پدال ترمز
brake expander cam
بادامک ترمز
brake collar
رینگ ترمز
prony brake
ترمز پرونی
stop light
چراغ ترمز
brake actuating lever
اهرم ترمز
resistance braking
ترمز واکنشی
resistance braking
ترمز مقاومتی
air brake
ترمز هوایی
air brake
ترمز کمپرسی
brake shoe
کفشک ترمز
brake pressure
نیروی ترمز
brake lining
لنت ترمز
engine dynamometer
ترمز موتور
brake cross shaft
محور ترمز
air brakes
ترمز کمپرسی
air brakes
ترمز هوایی
brake horsepower
نیروی ترمز
air brakes
ترمز بادی
foot brake
ترمز پایی
brake fluid
روغن ترمز
power brake
ترمز سروو
linings
لنت ترمز
clogs
پابند ترمز
hub brake
ترمز چرخ
stoplights
چراغ ترمز
electric brake
ترمز برقی
clogged
پابند ترمز
electric brake
ترمز الکتریکی
lining
لنت ترمز
hand brake
ترمز دستی
electromagnetic brake
ترمز مغناطیسی
clog
پابند ترمز
stoplight
چراغ ترمز
dynamic braking
ترمز واکنشی
dynamic braking
ترمز دینامیکی
hoist brake
ترمز نقاله
stop lamp
چراغ ترمز
safety stop
ترمز خطر
emergency brake
ترمز اضطراری
strike it rich
<idiom>
ناگهان پول و پله ای به هم زدن
to burst upon the view
ناگهان به چشم عموم پدیدارشدن
with a powder
ازروی بی پروایی تند ناگهان
twitching
ناگهان کشیدن جمع شدن
twitches
ناگهان کشیدن جمع شدن
twitched
ناگهان کشیدن جمع شدن
Suddenly I was tongue-tied(speechless).
ناگهان زبانم بند آمد
twitch grass
تکان ناگهانی ناگهان کشیدن
twitch
ناگهان کشیدن جمع شدن
hand brake lever
اهرم ترمز دستی
brake lifting magnet
ترمز مغناطیسی اسانسور
brake shoe carrier
نگهدارنده کفشک ترمز
brake piston cup
رینگ پیستون ترمز
gear brake
ترمز سیستم انتقال
skidder
ترمز کننده سردهنده
friction surface
سطح اصطکاک ترمز
emergency brake equipment
تجهیزات ترمز اضطراری
brake lights
چراغ های ترمز
d.c. brake
ترمز جریان دائم
load reaction brake
ترمز فشار باد
ABS
سیستم ترمز ضد قفل
energizer
تقویت کننده ترمز
back pedalling brake
ترمز مسیر ازاد
suppressor grid voltage
ولتاژ شبکه ترمز
back pedalling brake
ترمز باگردش ازاد
air brake pressure gage
مانومتر با ترمز هوایی
front wheel brake
ترمز چرخ جلو
brake shoe ring
رینگ کفشک ترمز
brake expander mechanism
مکانیزم انبساط ترمز
four wheel brake
ترمز چهار چرخ
stop light switch
کلید لامپ ترمز
stop lamp switch
کلید لامپ ترمز
stop lamp switch
کلید چراغ ترمز
trailer brake valve
سوپاپ ترمز تریلر
flashed
برق زدن ناگهان شعله ور شدن
flashed
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
flash
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
flash
برق زدن ناگهان شعله ور شدن
flashes
برق زدن ناگهان شعله ور شدن
To jump down somebodys throat.
ناگهان وسط حرف کسی پریدن
A solution suddenly proffered itself.
ناگهان راه حلی به نظر رسید.
flashes
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
to jink right
[left]
ناگهان مسیر را به راست
[چپ]
تغییر دادن
flexible brake tubing
لوله قابل انعطاف ترمز
dive flap
ترمز هوایی از نوع فلپ
brakeman
مسئول ترمز در تیم لوژسواری
brakeman
متصدی ترمز ماشین وترن وغیره
trailer brake system
دستگاه ترمز تریلر
[فناری خودرو]
landfall n
دیدار خشکی زمینی که ناگهان بمیراث کسی دراید
boggle
دراثر امری ناگهان وحشت زده وناراحت شدن
brake rigging
اتصالات ترمز لوکوموتیو تقویت کنندههای ترمزلوکوموتیو
flight
پرواز بلند و طولانی توپ پس از ضربه یا توپ زدن بطوری که ناگهان به زمین بیافتد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com