Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 149 (8 milliseconds)
English
Persian
penny gaff
نمایشگاه ارزان
Other Matches
exhibitions
نمایشگاه
fairer
نمایشگاه
fair
نمایشگاه
fairs
نمایشگاه
fairest
نمایشگاه
show room
نمایشگاه
playhouse
نمایشگاه
exhibition
نمایشگاه
showplace
نمایشگاه
showplaces
نمایشگاه
playhouses
نمایشگاه
fair
نمایشگاه کالا
trade fair
نمایشگاه بازرگانی
trade fairs
نمایشگاه تجاری
trade fairs
نمایشگاه بازرگانی
menageries
نمایشگاه جانوران
trade fair
نمایشگاه تجاری
fairer
نمایشگاه کالا
odeum
نوازشگاه یا نمایشگاه
public amnsement
نمایشگاه عمومی
stagy
درخور نمایشگاه
menagerie
نمایشگاه جانوران
expositions
عرضه نمایشگاه
exposition
عرضه نمایشگاه
showrooms
نمایشگاه کالا
showroom
سالن نمایشگاه
fairs
نمایشگاه کالا
showroom
نمایشگاه کالا
fairest
نمایشگاه کالا
exhibition building
ساختمان نمایشگاه
festival of rug
نمایشگاه فرش
showrooms
سالن نمایشگاه
pavilions
غرفه نمایشگاه
pavilion
غرفه نمایشگاه
carpet showroom
نمایشگاه و غرفه فرش
operating theatre
نمایشگاه عمل جراحی
operating theatres
نمایشگاه عمل جراحی
terrarium
نمایشگاه جانوران خشکی
exhibitions
نمایشگاه حقوق تقاعد
exhibition
نمایشگاه حقوق تقاعد
amphitheatres
تاتر یا نمایشگاه بیضوی شکل
amphitheatre
تاتر یا نمایشگاه بیضوی شکل
gallery
نقب اصلی نمایشگاه هنری
galleries
نقب اصلی نمایشگاه هنری
aquaria
نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
aquarium
نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
aquariums
نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
overseas trade fair
نمایشگاه بین المللی بازرگانی
There was no end of visitors at the fair.
تا دلت بخواهد در نمایشگاه آدم بود
micro
ارزان
microcomputer
ارزان
jitney
ارزان
cut rate
ارزان
penny a line
ارزان
micros
ارزان
inexpensive
ارزان
inexpensively
ارزان
hand-me-down
ارزان
hand me down
ارزان
hand-me-downs
ارزان
cheap
ارزان
low priced
ارزان
cheapest
ارزان
cheaper
ارزان
stallage
حق نصب غرفه و کیوسک دربازار یا نمایشگاه کالا
grotty
ارزان و کثیف
look down
ارزان شدن
brummagem
پست ارزان
bargain
خرید ارزان
doss-house
مسافرخانهی ارزان
undersell
ارزان تر فروختن
off season
ارزان تر از معمول
red eye
ویسکی ارزان
doss-houses
مسافرخانهی ارزان
to pull down
ارزان کردن
to look down
ارزان شدن
cheapskate
ادم ارزان خر
cheap money
پول ارزان
cheap labor
کار ارزان
to sell off
ارزان فروختن
dirt cheap
بسیار ارزان
jerry-built
ارزان بناشده
flivver
اتومبیل ارزان
gasper
سیگارت ارزان
gimcrack
بازیچه ارزان
jerry built
ارزان بناشده
easy money
پول ارزان
hand me down
لباس ارزان ودوخته
hand-me-down
لباس ارزان ودوخته
woodbind
سیگار برگ ارزان
woodbine
سیگار برگ ارزان
penny a line
ارزان نویس بی مایه
gladstone
نوعی شراب ارزان
flophouse
اطاق ارزان قیمت
hand-me-downs
لباس ارزان ودوخته
gaff
تفریحگاه ارزان پیرمردپرحرف
flophouses
اطاق ارزان قیمت
toll
حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
tolling
حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
tolls
حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
bargains
قرارداد معامله خرید ارزان
calico
پارچههای پنبهای ارزان قیمت
five and ten
مغازه اجناس ارزان قیمت
It is dirt cheap . It is a give - away .
مفت است ( بی نهایت ارزان )
good deal
<idiom>
قیمت ارزان باکیفیتی بالا
That is despised which is cheaply obtained.
<proverb>
ارزان یافته خوار است .
bargaining
قرارداد معامله خرید ارزان
bargained
قرارداد معامله خرید ارزان
bargain
قرارداد معامله خرید ارزان
cheapens
ارزان شدن تحقیر کردن
cheapening
ارزان شدن تحقیر کردن
cheapened
ارزان شدن تحقیر کردن
cheapen
ارزان شدن تحقیر کردن
gallery
جای ارزان اطاق نقاشی
profit cannibalism
افراط در تخفیف و ارزان فروشی
penny barber
دلاک ارزان یا دینار گیر
cheap labor
نیروی کار ارزان قیمت
skid row
محله مشروب فروشهای ارزان
ten cent store
فروشگاه دارای کالاهای ارزان
barrelhouse
میکده ورقاصخانه ارزان قیمت
jerry build
با مصالح ارزان ساختمان کردن
galleries
جای ارزان اطاق نقاشی
west coast computer faire
یک نمایشگاه تجاری بزرگ ریزکامپیوتر که سالانه درسان فرانسیسکو گشایش می یابد
panopticon
نمایشگاه کالای گوناگون اسبابی که دوربین و ریزبین هردودران جمع میشود
wood bine
ویشه تاک جنگلی یکجورسیگار ارزان
sell off
ارزان فروختن فروش یکجا وارزان
datacom
امکان ارتباط دادهای مخابره ارزان قیمت
bargain hunter
کسی که دنبال قیمت خیلی ارزان می گردد.
gutter man
دوره گردیکه چیزهای ارزان وکهنه می فروشد
honky tonk
محل رقص یا کلوپ شبانه ارزان قیمت
leading article
کالایی که ارزان می فروشندتاخریداران رابکالاهای دیگرجلب کند
leading articles
کالایی که ارزان می فروشندتاخریداران رابکالاهای دیگرجلب کند
koalapad
صفحه دیجیتالی کننده ارزان برای ریزکامپیوترها
comdex
نمایشگاه بازرگانی کامپیوترهای بزرگ در امریکا و سایر کشورها کامدکس processing Data municationand
Is there an inexpensive restaurant around here?
آیا رستوران ارزان این اطراف پیدا میشود؟
Is there an inexpensive restaurant around here?
آیا رستوران ارزان این نزدیکی ها پیدا میشود؟
flea market
بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
flea markets
بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
jumble shop
دکانی که خرده ریز و کالای گوناگون ارزان و نیمدار دران میفروشند
blue chip personal computer
IB که در کشور کره توسط شرکت HYUNDAI ساخته میشودکامپیوترهای شخصی ارزان سازگار با
dump
بقیمت خیلی ارزان فروختن فرورفتن درخیالات واهی حالت مالخو لیایی
penny a liner
کسیکه مقالات ارزان برای روزنامه می فرستد و ازروی سطر شماری پول می گیرد
juke joint
رستوران کوچکی که خوراک ارزان داشته و نیز صفحات گرامافون را با انداختن پول دراسباب خودکار میزند
aniline
رنگ شیمایی آنیلینی که ارزان قیمت بوده ولی ثبات رنگی خوبی ندارد لذا مناسب رنگرزی فرش نیست
pc file iii
یک سیستم ارزان و همه منظوره برای مدیریت پایگاه داده که برای سهولت بکارگیری طراحی شده است
to give way
خراب شدن ارزان شدن
fall
ارزان شدن مرتد شدن
fine art
آثار هنری نمایشگاه آثار هنری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com