English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (6 milliseconds)
English Persian
standardized score نمره بهنجار شده
Other Matches
normal بهنجار
normalized distribution توزیع بهنجار
normalised بهنجار کردن
normalises بهنجار کردن
normalising بهنجار کردن
normalize بهنجار کردن
normalizes بهنجار کردن
normal متعارف بهنجار
normal water level تراز بهنجار اب
normal distribution توزیع بهنجار
normal function تابع بهنجار
laplacian curve منحنی بهنجار
normalized function تابع بهنجار
normalized بهنجار شده
normal curve منحنی بهنجار
normal maintenance نگاهداری بهنجار
gaussian curve منحنی بهنجار
normal zeeman splitting شکافتگی بهنجار زیمان
orthonormal functions توابع متعامد بهنجار
normal pool level تراز بهنجار مخزن
normal distribution curve منحنی توزیع بهنجار
standardization معیاریابی بهنجار کردن
normal probability curve منحنی بهنجار احتمال
normal zeeman effect اثر بهنجار زیمان
marks نمره
numerals نمره
grade نمره
grades نمره
mark نمره
scores نمره
scored نمره
thread fineness نمره نخ
yarn count نمره نخ
score نمره
t score نمره T
numeral نمره
lie score نمره دروغگویی
raw score نمره خام
ipsative score نمره نسبی
gross score نمره خام
graphic score نمره نگارهای
grader نمره گذار
grade score نمره کلاسی
percentile score نمره صدکی
gain score نمره افزوده
evaluation score نمره ازمایش
main score نمره اصلی
stanine score نمره نه بخشی
test value نمره ازمون
time score نمره زمانی
real score نمره واقعی
unweighted score نمره غیروزنی
total score نمره کامل
true score نمره حقیقی
standard score نمره معیار
sigma score نمره معیار
weighted score نمره وزنی
evaluation score نمره ارزیابی
error score نمره خطا
grading نمره گذاری
score چوب خط نمره
scores نمره اوردن
graded نمره دار
number نمره شمردن
grades نمره دادن
number نمره دادن به
grade نمره دادن
numbers نمره شمردن
scoring نمره گذاری
numbering نمره زنی
scores چوب خط نمره
deviation score نمره انحراف
derived score نمره اشتقاقی
test score نمره ازمون
score نمره اوردن
scored چوب خط نمره
conduct grade نمره انضباط
composite score نمره مرکب
numbers نمره دادن به
additional score نمره اضافی
accuracy score نمره دقت
scored نمره اوردن
The car had no licence ( number ) plate . اتوموبیل بی نمره بود
corrected score نمره اصلاح شده
subjective scoring نمره گذاری ذهنی
scoring key کلید نمره گذاری
transmuted score نمره تبدیل شده
differential scoring نمره گذاری افتراقی
observed score نمره مشاهده شده
conspect reliability پایایی نمره گذاران
configural scoring نمره گذاری طرحی
normalized score نمره هنجار شده
point نمره درس پوان
telephone dial صفحه نمره گیر تلفن
page صفحات را نمره گذاری کردن
paged صفحات را نمره گذاری کردن
pages صفحات را نمره گذاری کردن
mark نمره گذاری کردن علامت
marks نمره گذاری کردن علامت
predicted score نمره پیش بینی شده
The police officer took down the car number . افسر پلیس نمره اتوموبیل را برداشت
I give you full marks for that . نمره ات بیست است ! ( آفرین و مرحبا )
annual average score میانگین نمره سالیانه تعرفه خدمتی
mallet goal نمره دادن از صفر تا 01 به بازیگر به نسبت مهارت او
The shoes are a size too big for my feet. کفشها یک نمره برای پایم گشاد است
outpoint سبقت گرفتن پوان یا نمره بیشتر اوردن از
yarn sorting دسته بندی نخ [بر اساس ظرافت، نمره نخ، جنس و غیره]
score نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
scored نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
otis quick scoring mental ability test آزمون توانایی ذهنی اوتیس با نمره گذاری سریع
accession number نمره مسلسل کتابی که به کتب کتابخانه افزوده میشود
scores نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
dial تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialed تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialled تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
shake bottle بطری حاوی گویهای کوچک نمره دار برای تعیین شماره بازیگر بیلیارد
v ring تصویر شکاف درجه تفنگ روی خال سیاه هدف برای نمره دادن به تیراندازی
calling dial صفحه شماره گیر تلفن صفحه نمره گیر تلفن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com