English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 95 (6 milliseconds)
English Persian
spring washer واشر فنری
Other Matches
washers واشر واشر تخت
washer واشر واشر تخت
static seal واشر
gasket واشر
o ring واشر
gaskets واشر
washers واشر
washer واشر
joint washer واشر اتصال
lock washer واشر قفلی
diaphrgam واشر مشمایی
plain washer واشر تخت
flat washer واشر تخت
cylinder head gasket واشر سرسیلندر
star washer واشر ستاره ای
mica washer واشر میکا
gaskets واشر مقوایی یا چرمی
labyrinth packing لایی واشر لابیرنت
lock washer واشر پشت گیر
washers انواع واشر فلزی
washer انواع واشر فلزی
gasket واشر مقوایی یا چرمی
whippy فنری
elastic فنری
springy فنری
latch needle فنری
automatous فنری
eyeglass عینک فنری
spring balanced ترازوی فنری
elastic pavement روسازی فنری
door latch چفت فنری
spring suspension تعلیق فنری
scarificator نشتر فنری
snap switch کلید فنری
lanternfolding فانوس فنری
spring balance تعادل فنری
spring contact کنتاکت فنری
hydrospring فنری روغنی
flexible roller bearing رولبرینگ فنری
spring coupling کوپلینگ فنری
spring mattress دشک فنری
spring plate صفحه فنری
spring power hammer چکش فنری
spring pressure gage فشارسنج فنری
farthingale دامن فنری
elasticity خاصیت فنری
springs فنر فنری
snap گیره فنری
springs حالت فنری
spring فنر فنری
spring حالت فنری
snaps گیره فنری
snapping گیره فنری
snapped گیره فنری
washers پولک فنری
washer پولک فنری
hardboard تخته فنری
latch شب بند فنری
latches شب بند فنری
recoiling فنری بودن
fahnestock clip گیره فنری
bouncy فنری پس جهنده
recoiled فنری بودن
recoil فنری بودن
recoils فنری بودن
springs حالت فنری داشتن
spring loaded دارای حالت فنری
elastic فنری سبک روح
springiness خاصیت فنری ارتجاع
resilient نشان دهنده فنری
spring tester دستگاه ازمایش فنری
lock spring قاب ساعت فنری
tongues زبانه فنری کوچک
dandy cart چرخ فنری شیرفروشان
hydrospring دستگاه فنری روغنی
avalement حالت فنری زانو
spring حالت فنری داشتن
spring loaded فنری کلید ناپایدار در مخابرات
gates قسمت فنری قلاب کوهنوردی
gate قسمت فنری قلاب کوهنوردی
lilt خوش نوا جهش یا حرکت فنری
lilts خوش نوا جهش یا حرکت فنری
shim واشر نازکی از جنس فلز بادقت زیاد جهت پر کردن فاصله بین دو قطعه
barrel chair صندلی فنری که پشتش سفت ومقعر است
tablock واشر تجتی بی زبئنه مستطیل شکل که به بالا خم شده ومهره را در جای خود قفل میکند
catapults هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulting هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapult هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulted هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
impact چاپگری که متن ها و نشانه ها را با قرار دادن ریبون جوهر در کاغذ با یک حرف فنری چاپ می گیرد. مثل چاپبگر wheel-Duisy.
impacts چاپگری که متن ها و نشانه ها را با قرار دادن ریبون جوهر در کاغذ با یک حرف فنری چاپ می گیرد. مثل چاپبگر wheel-Duisy.
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
hoopskirt دامن وپیراهن فنری زنها دامن ژوپن
modulus of elasticity ضریب ارتجاعی ضریب فنری ضریب جهندگی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com