English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English Persian
skim sweeping پاک کردن سطحی مینها
Other Matches
countermining زنجیری کردن ترتیب انفجار مینها
surficial swellings بادکردگی سطحی زمین در اثریخ زدن اب زیر سطحی خاک
mine mooring اتصال دادن مینها به همدیگر به وسیله سیم یا بند
control buoy بویه کنترل کننده مینها دستگاهی که محل مینهای شناور زیر دریا را نشان میدهد
to skim ones the news به اخبارنگاهی سطحی کردن
hard face سخت کردن سطحی
adsorb جذب سطحی کردن
hard surface سخت کردن سطحی
skim سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skimmed سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skims سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
topsoil خاک سطحی خاک سطحی را برداشتن
sketchy سطحی
skin deep سطحی
sketchier سطحی
superficial سطحی
decahedral ده سطحی
shallow کم اب سطحی
surfaced سطحی
planar سطحی
superficiality سطحی
skin-deep <idiom> سطحی
shallower کم اب سطحی
surfaces سطحی
sketchily سطحی
sketchiest سطحی
shallows کم اب سطحی
surface water اب سطحی
low level سطحی
shallowest کم اب سطحی
surface سطحی
acrotic سطحی
shallow foundation پی سطحی
surface سطحی جلادادن
horizontal curve پیچ سطحی
statical moment لنگر سطحی
surfaces سطحی جلادادن
surfaced سطحی جلادادن
surface treatment روکش سطحی
hexahedron جسم شش سطحی
hexahedral مکعب شش سطحی
floating mine مین سطحی
formal logic قضاوت سطحی
free moisture رطوبت سطحی
singe سوختگی سطحی
singed سوختگی سطحی
singeing سوختگی سطحی
singes سوختگی سطحی
adhesion جاذبه سطحی
sorption جذب سطحی
flesh wound زخم سطحی
heptahedral هفت سطحی
evaporation تبخیر سطحی
smattering دانش سطحی
ground swell موج سطحی
extensive cultivation زراعت سطحی
impact burst ترکش سطحی
superficially بطور سطحی
surface inflow اب سطحی ورودی
surface irrigation ابیاری سطحی
multilevel چند سطحی
surface leakage نشت سطحی
surface moisture رطوبت سطحی
surface ornament تزیینات سطحی
surface outflow اب سطحی خروجی
surface reverbration برگشتهای سطحی
surface burning احتراق سطحی
surface burst ترکش سطحی
surface creep خزیدن سطحی
surface corrosion خوردگی سطحی
surface dressing پوشش سطحی
low level winds بادهای سطحی
surface contact rectifier یکسوکننده سطحی
multi level چند سطحی
surface erosion فرسایش سطحی
surface evaporation تبخیر سطحی
surface soil خاک سطحی
surface targets هدفهای سطحی
pentahedral پنج سطحی
polyhedral چند سطحی
piers پایه و سطحی
surface detection اکتشاف سطحی
pier پایه و سطحی
surface tensity کشش سطحی
interfacial tension کشش سطحی
interfacial force کشش سطحی
suface wind باد سطحی
one level memory حافظه یک سطحی
surface tension کشش سطحی
surface treatment اندود سطحی
surface treatment اسفالت سطحی
n level logic منطق N سطحی
surface treatment عملیات سطحی
surface width عرض سطحی
surface detection راداراکتشافی سطحی
extensive agriculture کشاورزی سطحی
epilimnion اب لایه سطحی
dodecahedron دوازده سطحی
dodecahedral دوازده سطحی
adsorption جذب سطحی
skin effect اثر سطحی
top soil خاک سطحی
sheet washing فرسایش سطحی
blanket grouting تزریق سطحی
bounding mine مین سطحی
topdress سطحی ریختن
two level store انباره دو سطحی
trihedral سه روی سه سطحی
adsorption کشش سطحی
surface drains زهکشهای سطحی
split-level چند سطحی
area load بار سطحی
surface charge بار سطحی
adsorbent جاذب سطحی
capital widening افزایش سطحی سرمایه
sciolistic دارای اطلاعات سطحی
crazing ترک برداری سطحی
carburize سخت گرداندن سطحی
heptahedron جسم هفت سطحی
in a perfunctory manner بطور سرسری یا سطحی
topdress بطور سطحی پاشیدن
case hardening سخت گردانی سطحی
hokum نمایش سطحی وبد
case harden سخت گردانی سطحی
puppy love عشق سطحی و زودرس
runoff coefficient ضریب جریان سطحی
hydrology بررسی ابهای سطحی
skim بطور سطحی خواندن
skimmed بطور سطحی خواندن
surface integral انتگرال سطحی [ریاضی]
Band-Aids چارهی سطحی و موقتی
Band-Aid چارهی سطحی و موقتی
scorches بطور سطحی سوختن
surface fusion welding جوشکاری ذوبی سطحی
scorch بطور سطحی سوختن
adhesion force نیروی کشش سطحی
multilevel sort ترتیب چند سطحی
antisurface ضد عناصر سطحی شناوردشمن
hard surfacing سخت گردانی سطحی
surface decarburization کربن گیری سطحی
octahedron جسم هشت سطحی
subsurface navigation ناوبری زیر سطحی
skims بطور سطحی خواندن
magnetic surface charge بار سطحی مغناطیسی
singes بطور سطحی سوختن
singeing بطور سطحی سوختن
singed بطور سطحی سوختن
singe بطور سطحی سوختن
adhesion کشش سطحی دوسیدگی
density of surface charge چگالی بار سطحی
adhesion کشش سطحی پیوستگی
superficiality دانش سطحی بیمایگی
subaerial واقع در قسمت سطحی خاک
surface reverbration امواج برگشتی سطحی رادار
street inlet دریچه ورود فاضلاب سطحی
once-over <idiom> یک نگاه سطحی به کسی انداختن
hard facing alloy الیاژ سخت گردانی سطحی
multi level planning برنامه ریزی چند سطحی
carboard architecture [مدل طراحی با سطحی صاف]
maximum surface temperature درجه حرارت سطحی حداکثر
salt bath case hardening سخت گردانی سطحی حمام نمک
kitsch پر نمایش و پر لاف و گزاف ولی سطحی
sciolist دانشمندنما دارای اطلاعات سطحی شارلاتان
kopfring حلقه مخصوص ترکش سطحی بمب
sciolism اطلاعات ومعلومات سطحی شارلاتان بازی
base surge ابر غلطان اتمی در ترکش سطحی
chireugi ضربه زدن با دست تماسی-سطحی
skimmer الت سرشیرگیری مطالعه کننده سطحی
wisenheimer کسیکه معلومات سطحی درهمه چیز دارد
ground waves امواج سطحی رسیده به رادار یادستگاههای مخابراتی
weisenheimer کسیکه معلومات سطحی در همه چیز دارد
ground glass نوعی شیشه نورافشان که دارای سطحی تراشیده است
bedrock سنگی که در زیر طبقه سطحی زمین واقع است
generatrix نقطه یا خط یا سطحی که سبب احداث خط یا سطح یاجسمی میشود
paraboloid سطحی که در اثر گردش جسم شلجمی بدور خود تشکیل میگردد
greenwash نمایش سطحی یا ریاکارانه توسط یک سازمان که نگران محیط زیست است
geodeticline کوتاه ترین خطی که دونقطه رادر روی سطحی بهم میپوند د
geodetical کوتاه ترین خطی که دونقطه رادر روی سطحی بهم میپوند د
break even point نقطه سربسر سطحی از تولیدکه در ان سطح کل درامدبنگاه با کل هزینه ان برابربوده و سود بنگاه صفر است
rood مقیاس سطحی معادل یک چهارم جریب مقیاس طولی که درانگلستان 7 الی 8 یارد است
tetrahedron جسم چهار سطحی چهار ضلعی
storm water فاضلاب ناشی از بارندگی فاضلاب سطحی
physical inspection بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
edp پردازش داده در سطحی گسترده توسط کامپیوترهای دیجیتالی الکترونیکی پردازش داده به صورت الکتریکی
polyhedric چند وجهی چند سطحی
tack coat چسب اندود اندود سطحی
gull هدف شناور فریبنده سطحی هدف دروغین شناور
gulls هدف شناور فریبنده سطحی هدف دروغین شناور
iron law of wage قانون مفرغ دستمزدها براساس این نظریه که بوسیله مالتوس ارائه شده نرخ بالای زاد و ولد عرضه نیروی کار را در سطحی بالاتر از تقاضا و فرفیت تولیدی جامعه قرار داده و لذادستمزدها بسطح کاهش معیشت تقلیل میابد
surface missile موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com