Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
mud sill
پایه تبر پی استوانهای که در گل فرو می کنند
Other Matches
BNC connector
متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
to provoke somebody until a row breaks out
<idiom>
کسی را اینقدر اذیت کنند که شروع کنند به دعوی و پرخاش
multiprocessing system
سیستمی که چندین واحد پردازنده به هم کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
multiprocessor
تعداد واحدهای پردازش که با هم یا جداگانه کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
noncompatibility
دو یا چند سخت افزار که نمیتوانند داده رد و بدل کنند یا از وسیله جانبی یکسان استفاده کنند
When brothers quarrel, only fools believe.
<proverb>
برادران جنگ کنند ابلهان باور کنند.
mode
حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
modes
حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
collision detection
پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
cylindrically
استوانهای
cylindrical
استوانهای
cylindric
استوانهای
cylinderical
استوانهای
CSMA CD
پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
MMU
مدارهای منط قی الکترونیکی که سیگنالهای تنظیم حافظه تولید می کنند و تط بیق آدرس حافظه مجازی به محلهای حافظه فیزیکی را کنترل می کنند. MMU در قطعه پردازنده مجتمع شده است
drum controller
نافم استوانهای
drum armature
ارمیچر استوانهای
cylindrical armature
ارمیچر استوانهای
induction cylinder
اهنربای استوانهای
cylinderical fit
رابط استوانهای
shaft
میله استوانهای
shafts
محور استوانهای
can buoy
بویه استوانهای
shafts
میله استوانهای
core sample
نمونه استوانهای
crown saw
اره استوانهای
drum magazine
مخزن استوانهای
drum plotter
رسام استوانهای
shaft
محور استوانهای
drum switch
جابجاگر استوانهای
drum turret
سر رولور استوانهای
cylindrical lens
عدسی استوانهای
drum pump
پمپ استوانهای شکل
single barrel culvert
ابگذر استوانهای ساده
mercator's projection
تصویر مرکاتوریا استوانهای
circular type gates
دریچههای نوع استوانهای
shaft furnace
کوره استوانهای شکل
concrete core
نمونه استوانهای بتن
top hats
کلاه مردانه استوانهای
prill
قرص استوانهای شکل
cylindrical faceplate
صفحه استوانهای تلویزیون
drum barrel
پوسته یا روکش استوانهای
top hat
کلاه مردانه استوانهای
base width
عرض پایه پهنای پایه
hatch beam
پایه دریچه پایه دهلیز
manholes
محل دخول استوانهای شکل
drum type boring machine
دستگاه مته نوع استوانهای
multiple drum winding
سیم پیچ استوانهای چندگانه
manhole
محل دخول استوانهای شکل
terete
استوانهای شکل در برش عرضی
torose
استوانهای شکل ودارای برجستگیهای متناوب
concertinas
سیم خاردار استوانهای شکل تا شونده
concertina
سیم خاردار استوانهای شکل تا شونده
cylinder
فشنگ خور استوانهای هفت تیر
cylinders
فشنگ خور استوانهای هفت تیر
concertinaed
سیم خاردار استوانهای شکل تا شونده
spools
قرقره استوانهای برای پیچیدن نخ ماهیگیری
manubrium
سلولهای استوانهای میان جدار داخلی
spool
قرقره استوانهای برای پیچیدن نخ ماهیگیری
bicylindrical
دارای دو سطح استوانهای بامحورهای موازی
cylinderical limit gage
دستگاه اندازه گیر رابط استوانهای
concertinaing
سیم خاردار استوانهای شکل تا شونده
drum sorting
مرتب کردن با حافظه کمکی استوانهای مغناطیسی
pin wheel
درساعت سازی چرخی که دندانههای استوانهای دارد
companding
دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند
semirigid
دارای مخزن گاز استوانهای شکل وقابل انحناء
dummies
کیسه استوانهای پرازپشم برای تمرین گرفتن حریف
dummy
کیسه استوانهای پرازپشم برای تمرین گرفتن حریف
decimals
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimal
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
crankpin
قسمت استوانهای دسته میل لنگ که میلههای رابط بدان متصل میشود
hollow ware
چینی یاشیشهای که بصورت استوانهای شکل ویا نظیر ان قالب گیری شده است
base piece
پایه پایه استقرار
socle
پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
long bone
که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
sleeve target
هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
jack ring
حلقهای استوانهای که جهت نصب لوله جداریا بیرون کشیدن لوله از خاک به صورت طوق محافظ از ان استفاده میشود
he is well spoken of
از او تعریف می کنند
PRI
پشتیبانی کنند
he warned them to obey
اطاعت کنند
they mingle their tears
با هم گریه می کنند
they dispute about nothing
درسرهیچ نزاع می کنند
Murray code
- بیت استفاده می کنند
they make much noise
خیلی صدا می کنند
compatible
با هم درست کار می کنند
the trumpets blows
شیپورها صدا می کنند
they make much noise
زیاد شلوق می کنند
had it trans ted
بدهید ترجمه کنند
My feet hurt.
پاهایم درد می کنند.
daisy chain
سومین را و... فراخوانی می کنند
charnel house
مردگان راتوده می کنند
i hear him complain
میشنوم که شکایت می کنند
fillister
رندهای که با ان کنش کاودرست کنند
knife board
میزی که روی ان کاردهاراپاک می کنند
fire support coordinator
هماهنگ کنند پشتیبانی اتش
they went to r. themselves
رفتند که نامه نویسی کنند
the iron interest
کسانی که در اهن کار می کنند
They act after their kind.
جنس خود رفتار می کنند.
Those who agree,raise their hands.
موافقین دستهایشان رابلند کنند
screen coordinator
هماهنگ کنند پوشش دریایی
watch pocket
جا ساعتی که به رختخواب اویزان کنند
they are in full retreat
سخت عقب نشینی می کنند
back berm
سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
They fight like cat and dog .
باهم مثل سگ وگربه دعوا می کنند
tandems
وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
tandem
وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
pontoon
کرجی ته پهن که ازروی ان عبور کنند
mountain dew
ویسکی اسکاتلندی که بطورقاچاق در کوهستانهادرست می کنند
who are your reference?
چه اشخاصی را دارید که شمارا معرفی کنند
tightropes
طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
Providence watches over him.
از عالم غیب اورا حفا ظت می کنند
oast
کورهای که رازک را دران خشک می کنند
She is the talk of the town .
همه راجع به او ( پشت او ) صحبت می کنند
oleomargarine
کره تقلیدی که از گوشت گاودرست می کنند
Birds of a feather flock together .
<proverb>
پرندگان مشابه با یکدیگر پرواز مى کنند .
collaret
یقه زنانه که ازتوریاخزیاچیزهای دیگردرست می کنند
tightrope
طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
human machine interface
حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
fleas i. doges and cats
کیک هاسگ و گربه را اذیت می کنند
pontoons
کرجی ته پهن که ازروی ان عبور کنند
meat safe
قفسه گوشت که باتورسیمی درست می کنند
mouse
که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
mouses
که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
numerical
داده ذخیره شده کار می کنند
company grade
پرسنلی که در رده گروهان کار می کنند
the police are on his track
مامورین شهربانی اورا دنبال می کنند
mealing table
صفحهای که باروت را روی ان نرم می کنند
musette
اهنگی که برای نی انبان درست می کنند
koumiss
قومیس نوشابهای که تاتارهاازشیرمادیان درست می کنند
combination
مجموعهای از اعداد که یک قفل را باز می کنند
saw doctor
ماشینی که با ان دندانههای اره رادرست می کنند
nogging
اجری که بان فواصلی را پرمی کنند
ccd
که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند
The story goes that …
آورده اند که (چنین روایت کنند )…
combatable
قابل اینکه باان نبردیاضدیت کنند
mutton chop
دنده و نیمی از مهره که باهم سرخ کنند
oatcake
کلوچه ور نیامده که ازارذجودوسردرست می کنند قرص جودوسر
carriages
کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
Can you get it repaired?
آیا ممکن است آن را بدهید تعمیر کنند؟
In a quarrel they do not distribute sweetmeat.
<proverb>
توى دعوا یلوا پخش نمى کنند.
corporal oath
سوگندی که بادست زدن بکتاب یاد کنند
process
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
qualifying shares
سهامی که مدیران الزاما"باید خریداری کنند
timed
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
generations
کامپیوترهایی که از مدارهای مجتمع و نه ترانزیستور استفاده می کنند
generation
کامپیوترهایی که از مدارهای مجتمع و نه ترانزیستور استفاده می کنند
hydrotherapeutic
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
processes
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
This car is assembled in Iran.
این اتوموبیل رادرایران سوار می کنند (مونتاژ )
boat people
پناهندگانی که با قایق از کشور خود فرار کنند
huck aback
حولهای پارچه نخ وکتان که گاهی گلداردرست می کنند
carriage
کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
The surely clean you out in this nightclub .
دراین کارباره آدم را لخت می کنند ( می چاپند )
These trees deprive the house of light .
این درختها منز ؟ را نور محروم می کنند
hydropath establishment
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
columns
ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
database
که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
column
ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
time
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
rissoles
کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
rissole
کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
pentarch
یکی از پنج تن مردمی که در جایی حکومت کنند
manil hemp
کنف مانیلایی که از ان طناب وبوریا درست می کنند
pulper
اسبابی که دانههای قهوه رابان مغز می کنند
live lining
ماهیگیری در رودخانه که نخ و قلاب با جریان اب حرکت می کنند
lachryma christi
باده سرخ و شیرینی که درجنوب درست می کنند
kirmess
جشن وعیدسالیانهای که ........وفریادهای شادی برپامی کنند
kago
تخت روان سبدی که از تیری اویزان کنند
databases
که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
The squirrels are storing up nuts for the winter.
سنجاب ها فندقی برای زمستان ذخیره می کنند .
priestcraft
دکانی که کشیش هاو ملاهادران بازی می کنند
message
اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
times
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
departmental LAN
چاپگرها و سایر منابع اشتراکی استفاده کنند
pond life
جانوران بی مهره
[که دراستخرها و حوض ها زیست می کنند.]
functional
مشخصاتی که نتایجی که تولید یک برنامه را معرفی می کنند
water bed
تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
messages
اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
Refugees believe Germany is a land of milk and honey.
پناهندگان فکر می کنند در آلمان حلوا می دهند.
gate
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
initial
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
wysiwyg
You What Is See WhatYou کلمه پردازهایی که تصاویر صفحهای تولید می کنند
symmetry ink
مرکبی که اثران در روی کاغذتنهاوقتی نمودارمیشودکه ان کاغذراگرم کنند
pneumatic
بافشار گاز وسایلی که با فشارگاز یا هوا کار می کنند
initialed
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
resurection pie
کلوچهای که از ریزههای خوراک مانده از پیش درست کنند
transceiver
گیرنده و فرستنده که می توانند سیگنال را ارسال و دریافت کنند
initials
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
accross the slope system
شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
guild hall
عمارت شهرداری که اصناف یارسته هادران انجمن می کنند
protonotary apostoloc
یکی از 21 تن متران هایی که فرمان پاپ را ثبت می کنند
train headway
فاصله زمانی حرکت دو ترن که یک یکان را حمل می کنند
initialling
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initialled
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initialing
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
gates
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
Olympic Games
مسابقههای قهرمانی که یونانیهای باستان هرچهارسال یک باربرپامی کنند
candle ends
باقی مانده هرچیزکه مردم لئیم جمع می کنند
jacamar
پرندگان منقار درازبرزیلی و مکزیکی که ازحشرات تغذیه می کنند
They live abroad for the greater part of the year.
آنها بخش بیشتری از سال را در خارج زندگی می کنند.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com