English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
propagation پخش امواج یا اعلامیه
Other Matches
modulation سوار کردن امواج انرژی روی امواج الکترومغناطیسی برای ارسال
confusion reflector وسیله پخش امواج فریبنده سیستم انعکاس امواج گیج کننده
modulate مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulates مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulating مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
radiation scattering انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
manifestos اعلامیه اعلامیه دادن
manifesto اعلامیه اعلامیه دادن
manifestoes اعلامیه اعلامیه دادن
emission control کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
radiological monitoring ارسال امواج تشعشعی یا رله امواج تشعشعی هستهای
trapping اختلاف در امواج رادار ممانعت از پخش امواج رادار
manifesto اعلامیه
advice اعلامیه
acted اعلامیه
act اعلامیه
communique اعلامیه
acknowledgement اعلامیه
noticing اعلامیه
notices اعلامیه
noticed اعلامیه
notice اعلامیه
acknowledgements اعلامیه
acknowledgments اعلامیه
manifestos اعلامیه
manifestoes اعلامیه
declarations اعلامیه
pronunciamento اعلامیه
assertion اعلامیه
statements اعلامیه
declaration اعلامیه
statement اعلامیه
manifesting خبر اعلامیه
proclamation بیانیه اعلامیه
bill of rights اعلامیه حقوق
pronouncements اعلامیه رسمی
home use entry اعلامیه مصرف
credit note اعلامیه بستانکاری
proclamations بیانیه اعلامیه
plateform اعلامیه حزبی
manifest خبر اعلامیه
manifested خبر اعلامیه
notice to mariner اعلامیه دریایی
statements صورتحساب اعلامیه
manifests خبر اعلامیه
statement صورتحساب اعلامیه
pronouncement اعلامیه رسمی
credit notes اعلامیه بستانکاری
debt advice اعلامیه بدهکار
delivery notice اعلامیه تحویل
communist manifesto اعلامیه کمونیستی
declaration اعلامیه اعلام
consignment note اعلامیه حمل
credit advice اعلامیه بستانکار
declarations اعلامیه دادخواست
declarations اعلامیه اعلام
declaration اعلامیه دادخواست
receipt statement اعلامیه ورود
declaration of the rights of man اعلامیه حقوق بشر
bill of human rights اعلامیه حقوق بشر
clearing outwards اعلامیه خروج کشتی
proclamation اعلامیه پخش کردن
proclamations اعلامیه پخش کردن
plateform اعلامیه سیاست دولت
deposit slip اعلامیه پرداخت سپرده
home use entry اعلامیه مصرف شخصی
placards اعلامیه رسمی اعلان
placard اعلامیه رسمی اعلان
international bill of the right of man اعلامیه جهانی حقوق بشر
clearance inwards اعلامیه ورود کشتی به گمرک
leaflets اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
leafleting اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
universal declaration of human rights اعلامیه جهانی حقوق بشر
leafleted اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
leaflet اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
general average statement صورت یا اعلامیه خسارت کلی
leaflet bomb بمب حاوی اعلامیه یا اوراق تبلیغاتی
bill of rights اعلامیه ده مادهای حقوق اتباع امریکایی
notice اعلامیه [روی تابلو یا ستون آگهی]
ground swell امواج
interference تداخل امواج
crashing waves امواج خروشان
sky wave امواج اسمانی
spoondrift ترشح امواج
reverberations برگشت امواج
reverberation برگشت امواج
electromagnetic waves امواج الکترومغناطیسی
radio waves امواج رادیویی
electromagnetic waves امواج الکترومگنتیک
pulsed امواج ضربانی
emission انتشار امواج
pulse امواج ضربانی
brain waves امواج مغزی
gravity waves امواج ثقلی
oscilloscope اشکارسازی امواج
tidal waves امواج جزرومدی
emissions انتشار امواج
pulsing ضربان امواج
hertzian waves امواج هرتز
ground waves امواج زمینی
wander wave امواج سیار
transient wave امواج سیار
tosser دستخوش امواج
incoherent waves امواج همدوس
gravitational waves امواج گرانشی
thermal waves امواج گرمایی
gravitational waves امواج جاذبه
the waves of the sea امواج دریا
interference zone ناحیه ی تداخل امواج
interference area ناحیه ی تداخل امواج
high freqyency aerial آنتن امواج بلند
echoing برگشت امواج رادار
hertzian wave امواج هرتز hertz
echoed برگشت امواج رادار
echo برگشت امواج رادار
echoes برگشت امواج رادار
diathermy interference تداخل امواج دیاترمی
the waves beats or the shore امواج به ساحل می کوبد
airwave امواج رادیو و تلویزیون
attenuation افت قدرت امواج
bleeding باند تداخل امواج
the wares beat the shore خوردن امواج به ساحل
wave front جبهه امواج رادیویی
wave band دسته امواج رادیو
tidal wave امواج جذر و مدی
reverberations برگشت دادن امواج
reverberation برگشت دادن امواج
radio sextant گیرنده امواج کیهانی
pulsing پرتاب امواج انرژی
conical scanning انتشار مخروطی امواج
conical scanning ردیابی امواج به طورمخروطی
beach foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
ocean foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
wave period زمان تناوب امواج دریا
inductive interference voltage ولتاژ تداخل امواج القائی
spume کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
sea foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
numbered wave امواج پشت سر هم عملیات اب خاکی
radar imagery عکاسی به وسیله امواج رادار
oscilloscope دستگاه نشان دهنده امواج
oscillograph دستگاه ثبت نوسان امواج
surface reverbration امواج برگشتی سطحی رادار
sweep jamming امواج سیار پارازیت رادیویی
radio navigation ناوبری بااستفاده از امواج بی سیم
oscillator تفکیک کننده امواج اشکارساز
homing mine مین حساس به انعکاس امواج
emitter منتشر کننده پس دهنده امواج
convergence zone منطقه تقارب امواج سونارزیردریایی
altitude delay افت ارتفاع امواج رادار
coastal refraction انعکاس ساحلی امواج رادیویی
back scattering توزیع معکوس امواج رادیویی
oscillations تفکیک امواج اشکار سازی
cynometer دستگاه اندازه گیری امواج
assault waves امواج هجومی نفرات و وسایل
oscillation تفکیک امواج اشکار سازی
back scattering پخش معکوس امواج رادیویی
beam width عرض ستون امواج رادار
awash سرگردان بر روی امواج دریا
sea return امواج بازگشتی از دریا به صفحه رادار
beacon امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
beacons امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
doppler effect اثر برگشت امواج روی فرستنده
balloon reflector بالن منعکس کننده امواج الکترونیکی منعکس کننده امواج الکترونیکی بالن
angstrom واحد اندازه گیری طول امواج
sound box جعبه تبدیل امواج صوتی به صدا
carrier frequency فرکانس حامل امواج بی سیم یا رادار
repeater jammer دستگاه پخش پارازیت وفرستنده امواج
oscilloscope دستگاه نشان دهنده نوسان امواج
emission تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
emissions تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
influence mine مین حساس به تاثیر امواج رادیویی
carrier wave موج حامل امواج رادار یا بی سیم
operating signal چانل موجوددر دستگاه امواج ارسالی
junk surf امواج نامناسب برای موج سواری
omnidirectional گیرنده یا فرستنده امواج درجهت مناسب
bills اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
bill اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
reverberation index دستگاه نشان دهنده میزان امواج برگشتی
high frequency interference تداخل امواج فرکانس بالا سیگنال مزاحم
coastal refraction تغییر جهت امواج رادیویی در برخورد به ساحل
lotic زیست کننده بر روی امواج سریع السیر
warbled وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
scend در اثر حرکت امواج بالا وپایین رفتن
ground waves امواج سطحی رسیده به رادار یادستگاههای مخابراتی
equisignal zone منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
warble وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
active mine مین منفجر شونده از طریق انعکاس امواج
radar mile زمان لازم برای رسیدن امواج به هدف
warbles وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
warbling وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
terrain return انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
bang صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
sonar دستگاه کاشف زیر دریایی بوسیله امواج صوتی
banging صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
CB رادیوی موج کوتاه که میتواند این امواج را بگیرد
banged صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
microphone وسیلهای که امواج صوتی را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند
vor وسیله تعیین جهت ارسال امواج فرستنده دشمن
microphones وسیلهای که امواج صوتی را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند
influence sweep پاکسازی میدان مین بااستفاده از امواج رادار یارادیویی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com