English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
sixteen factor personality questionnaire پرسشنامه شانزده عاملی شخصیت
Other Matches
personality inventory پرسشنامه شخصیت
split personality تعدد شخصیت شخصیت دو نیم
questionnaires پرسشنامه
questionarie پرسشنامه
questionnaire پرسشنامه
inventory پرسشنامه
adjustment inventory پرسشنامه سازگاری
bell adjustment inventory پرسشنامه سازگاری بل
biographical inventory پرسشنامه زندگینامهای
incorporates شخصیت حقوقی دادن دارای شخصیت حقوقی
incorporate شخصیت حقوقی دادن دارای شخصیت حقوقی
incorporating شخصیت حقوقی دادن دارای شخصیت حقوقی
eysenck personality inventory پرسشنامه شخصیتی ایسنک
mpi پرسشنامه شخصیتی مادزلی
california psychological inventory پرسشنامه روانی کالیفرنیا
interest inventory پرسشنامه رغبت سنج
vocational interest blank پرسشنامه علائق شغلی
maudsley personality inventory پرسشنامه شخصیتی مادزلی
bernreuter personality inventory پرسشنامه شخصیتی برن رویتر
woodworth personal data sheet پرسشنامه اطلاعات شخصی وودورث
factorial عاملی
dibasic دو عاملی
factor pattern طرح عاملی
factor structure ساختار عاملی
bifactor method روش دو عاملی
one factor theory نظریه یک عاملی
two way analysis تحلیل دو عاملی
two factor theory نظریه دو عاملی
functional group گروه عاملی
factorial validity اعتبار عاملی
factorial design طرح عاملی
factor matrix ماتریس عاملی
factor analysis تحلیل عاملی
factor loading وزن عاملی
sixteen شانزده
sixteens شانزده
overdetermination تعین چند عاملی
polyhydroxcy alcohol الکل چند عاملی
factorial invariance تغییر ناپذیری عاملی
bifunctional catalysis کاتالیز کردن دو عاملی
hexadecimal شانزده شانزدهی
sexadecimal شانزده شانزدهی
sixteens شماره شانزده شانزدهمین
sixteen شماره شانزده شانزدهمین
hexadecimal number عدد شانزده شانزدهی
sixteenmo کتاب شانزده برگی
hexadecimal digit رقم شانزده شانزدهی
hexadecimal point ممیز شانزده شانزدهی
sixteenmo ورق شانزده برگی
os/ او- اس- توسیستم عاملی برای کامپیوترهای 2/personalsysterm
directive effect of functional groups اثر جهت دهندگی گروههای عاملی
decimal to hexadecimal conversion تبدیل دهدهی به شانزده شانزدهی
keypad و 0 تا 9 برای اعداد 0 در مبنای شانزده
hexadecimal number system سیستم عددی شانزده شانزدهی
unix یک سیستم عاملی که براحتی قابل استفاده است
CDRTOS سیستم عاملی که سخت افزار I-CD را اجرا کند
herbicide عاملی که برای از بین بردن علف ها وگیاهان بکارمیرود
herbicides عاملی که برای از بین بردن علف ها وگیاهان بکارمیرود
carbonet hardness درجه سختی آب و عاملی جهت تعیین رنگرزی بهتر
hex نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
borstal دارالتادیب جوانان بین شانزده و بیست و یک سال
borstals دارالتادیب جوانان بین شانزده و بیست و یک سال
hexadecimal notation نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
dos سیستم عاملی که توسط ماکروسافت برای IBM PC ساخته شده
hexadecimal notation صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای مبنای شانزده باشد
hex صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای مبنای شانزده باشد
DR DOS سیستم عاملی که Digital Resaerch برای IBM PC ایجاد کرده است
vm/sp VirtualIB سیستم عاملی برای کامپیوترهای بزرگ Product System achine
paragraphs - بیتی که آدرس شانزده هایی را شروع میکند که ضریب دو باشد
paragraph - بیتی که آدرس شانزده هایی را شروع میکند که ضریب دو باشد
dos سیستم عاملی که توسط Digital Research برای IBM PC ساخته شده است
e رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده متنافر با مقداردهدهی عدد 41 است
f رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقداردهدهی عدد 51 است
fox شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
foxing شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
foxes شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
commision agent نماینده حق العمل کار نماینده یا عاملی که بصورت درصد به او پرداخت میشود
trsdos System Operating ShackDisk Radio Tandyسیستم عاملی برای ریزکامپیوتر 08shackTRS- radio
real time سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
selfdom شخصیت
intrapsychic با شخصیت
identities شخصیت
personalities شخصیت
personages شخصیت
personage شخصیت
personality شخصیت
presence شخصیت
identity شخصیت
person شخصیت
persons شخصیت
persona شخصیت ها
personae شخصیت ها
personas شخصیت ها
notability شخصیت
peronality شخصیت
individuality شخصیت
sympatric هم شخصیت
modal personality شخصیت هنجاری
schizoid personality شخصیت اسکیزوئید
personification شخصیت بخشی
multiple personality شخصیت چندگانه
inadequate personality شخصیت نابسنده
personifying شخصیت دادن به
impersonify شخصیت دادن به
paranoid personality شخصیت پارانویای
personality structure ساخت شخصیت
legal personality شخصیت حقوقی
personology شخصیت شناسی
primary personality شخصیت نخستین
personality assessment ارزیابی شخصیت
personality disorder اختلال شخصیت
personality disturbance اختلال شخصیت
personality integration یکپارچگی شخصیت
personality module واحد شخصیت
selfhood شخصیت خودپسندی
individuate شخصیت دادن
personality test ازمون شخصیت
personality trait ویژگی شخصیت
personality type سنخ شخصیت
juridical personality شخصیت حقوقی
personality disintegration تلاشی شخصیت
personification تجسم شخصیت
impersonality عدم شخصیت
hysterical personality شخصیت هیستریایی
personifies شخصیت دادن به
personified شخصیت دادن به
to create an image for oneself as somebody شخصیت دادن
self شخصیت جنبه
impersonators شخصیت دهنده
impersonator شخصیت دهنده
personify شخصیت دادن به
depersonalize بی شخصیت کردن
shut in personality شخصیت بسته
depersonalization زوال شخصیت
epileptoid personality شخصیت صرعی
cosmopolite شخصیت جهانی
characterization توصیف شخصیت
superego شخصیت اخلاقی
dual personality شخصیت دوگانه
impersonal فاقد شخصیت
ethos شخصیت ملی
syntality شخصیت گروهی
anal personality شخصیت مقعدی
hypostatize or size شخصیت دادن به
e عدد در مبنای شانزده معادل عدد دهدهی 14
premorbid personality شخصیت پیش مرضی
heart of gold <idiom> شخصیت بخشنده داشتن
to have a magnetic personality شخصیت مغناطیسی داشتن
psychopathic personality شخصیت جامعه ستیز
depersonalize فاقد شخصیت کردن
personage شخصیت بازیگران داستان
personages شخصیت بازیگران داستان
extravaganzas ازیک شخصیت خیالی
being موجود زنده شخصیت
amour propre عزت نفس شخصیت
extravaganza ازیک شخصیت خیالی
luminaries پر فروغ شخصیت تابناک
character مجسم کردن شخصیت
luminary پر فروغ شخصیت تابناک
characters مجسم کردن شخصیت
personalize دارای شخصیت کردن
corporate دارای شخصیت حقوقی
personified دارای شخصیت کردن
personify دارای شخصیت کردن
peronality انتقادات راجع به شخصیت
personifies دارای شخصیت کردن
personifying دارای شخصیت کردن
dog شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
dogs شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
dogging شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
corporations که دارای شخصیت حقوقی باشند
corporation که دارای شخصیت حقوقی باشند
ciothes do not make the man. <proverb> لباس شخصیت نمی آورد .
heart of stone <idiom> شخصیت با یک سرنوشت وخوی بی رحم
personifier مجسم کننده شخصیت دیگری
star turn ستاره یا شخصیت برجسته جماعت
intrapsychic واقع دردرون شخصیت یا روان
triune اعتقاد بوجود سه شخصیت در خدا
prepsychotic personality شخصیت پیش روان پریشی
masculinize شخصیت مردانه در زنی بوجود اوردن
personal remarks اشارات وسخنانی که به شخصیت کسی برخورد
california tests of personality ازمونهای کالیفرنیا برای سنجش شخصیت
personalize شخصیت را مجسم کردن ونشان دادن
anthropomorphism تصور شخصیت انسانی برای چیزی
individuation تک شدگی تشخیص فرد در جمع شخصیت
identify مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
incorporation جا دادن ایجاد شخصیت حقوقی برای شرکت
identified مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
identifies مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
identifying مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
corporator گروه یا شرکتی که شخصیت حقوقی داشته باشد
mmpi شخصیت سنج چند وجهی مینه سوتا
attribute [نشان قدرت شخصیت های اسطوره ای مانند آپولو و ونوس]
knot ratio نسبت تعداد گره [این کسر جهت مقایسه تراکم گره در طول و عرض بافت بکار رفته و عاملی جهت تعیین قیمت فرش می باشد.]
corporation شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
corporations شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
Imperial Silk Hunting Carpet فرش شکارگاهی ابریشمی درباری [این فرش مربوط به قرن شانزده میلادی بوده و در زمینه حاشیه از صحنه های شکار به همراه گل های شاه عباسی و اسلیمی استفاده شده است.]
c رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
binary to hexadecimal conversion تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
personate خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com