English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 168 (8 milliseconds)
English Persian
hellweed پنجه کلاغ
wild bryony پنجه کلاغ
Search result with all words
crow's foot هرچیزی بشکل پنجه کلاغ چین و چروک گوشه لب و چشم.
Other Matches
mag کلاغ جاره اروپایی کلاغ زنگی
mags کلاغ جاره اروپایی کلاغ زنگی
palmatifid دارای شکافی شبیه پنجه دست شکافته پنجه
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
squat jump کلاغ پر
corvus کلاغ
crows کلاغ
crowing کلاغ
crowed کلاغ
crow کلاغ
corvi کلاغ
king closer اجر کلاغ پر
croaking صدای کلاغ
piet کلاغ زاغی
pies کلاغ جاره
pie کلاغ جاره
croaks صدای کلاغ
pie کلاغ زنگی
croak صدای کلاغ
rooks کلاغ زاغی
rooks کلاغ سیاه
rook کلاغ زاغی
rook کلاغ سیاه
croaked صدای کلاغ
oblique bond رج چینی کلاغ پر
magpies کلاغ جاره
jackdaws کلاغ پیشه
jackdaw کلاغ پیشه
piet کلاغ جاره
ravined کلاغ مانند
croaker وزغ یا کلاغ
magpie کلاغ جاره
corvine کلاغ مانند
crake کلاغ زاغی
corbie کلاغ لاشخور
raven کلاغ سیاه
rooklet بچه کلاغ
ravens کلاغ سیاه
pies کلاغ زنگی
carrion crow کلاغ بغدادی
kae کلاغ بیشه
coracoid مانند نوک کلاغ
daw مرغی شبیه کلاغ
strobile جوز کلاغ چلغوزه
crake غراب صدای کلاغ
ravens غراب کلاغ زنگی
raven غراب کلاغ زنگی
coronoid مانند نوک کلاغ
magpie کلاغ زاغی ادم وراج
magpies کلاغ زاغی ادم وراج
The sky was black with crows. آسمان از کلاغ سیاه شده بود
nut cracker یکجور پرنده اروپایی که مانند کلاغ است
claw پنجه
adactylous بی پنجه
paw پنجه
toes پنجه
toe پنجه
forking پنجه
fork پنجه
fives پنجه
cross arm پنجه
griff پنجه
fistula پنجه
downstream toe پنجه سد
digitation پنجه
digitigrade پنجه رو
clawed پنجه
clawing پنجه
pawed پنجه
pitchforks پنجه
pitchfork پنجه
talon پنجه
pawing پنجه
paws پنجه
claws پنجه
talons پنجه
toe با پنجه پا زدن
lobster claw پنجه خرچنگی
lycopod پنجه گرگی
lycopodium پنجه گرگی
toe با پنجه پا راندن
fissiped پنجه شکافته
palmate شبیه پنجه
fissidactyl پنجه شکافته
pentadactylic پنجه دار
pentadactylous پنجه دار
kick up زدن پنجه
the mailed fist زور سر پنجه
intoed پنجه برگشته
toe cap پنجه کفش
toeless بدون پنجه
heel and toe با پنجه و پاشنه
intoed پنجه بتو
pedatifid پنجه وار
hand post پنجه راهنما
leptodactyl باریک پنجه
tiptoes نوک پنجه
paw پنجه زدن
cyclamens پنجه مریم
cat's paws پنجه گربه
sowbread پنجه مریم
swine bread پنجه مریم
tiptoeing نوک پنجه
tiptoed نوک پنجه
tiptoe نوک پنجه
paws پنجه زدن
pawing پنجه زدن
pawed پنجه زدن
cyclamen پنجه مریم
brass knuckles پنجه بوکس
knuckle duster پنجه بوکس
branch pipe پنجه اگزوز
knuckle-duster پنجه بوکس
cat's paw پنجه گربه
knuckle-dusters پنجه بوکس
hunker روی پنجه پاایستادن
pounces درحال حمله با پنجه
pouncing درحال حمله با پنجه
brass knuckles پنجه مشت زنی
winnowwing fan جام پنجه شانه
pigeon toed دارای پنجه برگشته
toeplate نعل پنجه کفش
pounce درحال حمله با پنجه
pounced درحال حمله با پنجه
square toed دارای پنجه مربع
pedate پنجه دار شبیه پا
digitation انشعاب بشکل پنجه
clevis اتصال پنجه مفصلی
ground fir پنجه گرگ سلاژین
ball of toe گوشت زیر پنجه پا
forepaw پنجه دست حیوانات
forepaw پنجه پای جلو
crow foot zinc پیل پنجه کلاغی
lumbrical ماهیچه انگشت یا پنجه
devil's claw خفت پنجه دیوی
monkey fist گره پنجه میمون
cross swords دست و پنجه نرم کردن
scooped پنجه ماشین خاک برداری
heat muff پوشش اطراف پنجه اگزوز
scooping پنجه ماشین خاک برداری
He has a delightful touch on the guitar . گیتار را با پنجه گرمی می نوازد
scoops پنجه ماشین خاک برداری
fingering پنجه گذاری انگشت کاری
toe off جدا شدن پنجه پا از زمین
pigeon toed دارای پنجه خمیده بداخل
hand to hand دسته و پنجه نرم کردن
scoop پنجه ماشین خاک برداری
syndactylism پیوستگی واتصال پنجه ها بیکدیگر
hand-to-hand دسته و پنجه نرم کردن
base thickness of buttress عرض پنجه پشت بند
Foxglove گل پنجه علی [در تهیه رنگ زرد]
palmipede پرندهای که پنجه هایش پرده دارد
pentadactylate دارای پنج زائده شبیه پنجه
Ravishingly beautiful. مثل پنجه آفتاب ( بسیار زیبا )
cats paw الت دست دیگران گره پنجه گربهای
tap dance نوعی رقص که در ان پنجه وپاشنه پا را به سرعت به زمین می زنند
jacana پرنده پا دراز و پنجه بزرگ مکزیکی که در اب راه میرود
barburetor heater جلد نصب شده دراطراف لولههای پنجه اگزوز
to sit up and beg التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
longspur انواع پرندگان پنجه بلند نواحی قطبی وشمال امریکا
to beg [of a dog holding up front paws] التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
bear's foot نوعی گیاه خریق که برگ هایی به شکل پا و پنجه ها خرس دارد.
musub duchi موسوب داچی ایستادن بگونه ایکه پاشنه پاها به هم چسبیده و پنجه ها به اندازه 54 درجه زاویه داشته باشند
parmakli لوزی پنجه ای [این طرح در گلیم های ترکیه بکار رفته و در اصطلاح محلی به معنی انگشت می باشد.]
pentadactylate پنج انگشتی دارای پنج پنجه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com