English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English Persian
bidding پیشنهاد مزایده کردن
Other Matches
bids پیشنهاد مزایده
bid پیشنهاد مزایده
tender پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
tendered پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
tendering پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
tenderest پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
tenderer پیشنهاد دهنده در مزایده یامناقصه
offered پیشنهاد کردن پیشنهاد
offers پیشنهاد کردن پیشنهاد
offer پیشنهاد کردن پیشنهاد
bid خداحافظی کردن قیمت خریدرا معلوم کردن مزایده
bids خداحافظی کردن قیمت خریدرا معلوم کردن مزایده
invite to tender دعوت به مناقصه یا مزایده کردن
they rejected his proposition پیشنهاد وی را رد کگردن پیشنهاد اورا نپذیرفتند
allotment advice پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
proposes پیشنهاد کردن
project پیشنهاد کردن
recommends پیشنهاد کردن
proposing پیشنهاد کردن
proposed پیشنهاد کردن
propose پیشنهاد کردن
offers پیشنهاد کردن
bids پیشنهاد کردن
suggest پیشنهاد کردن
suggesting پیشنهاد کردن
suggests پیشنهاد کردن
offered پیشنهاد کردن
bid پیشنهاد کردن
suggested پیشنهاد کردن
projected پیشنهاد کردن
propound پیشنهاد کردن
offer پیشنهاد کردن
to make overtures پیشنهاد کردن
propounds پیشنهاد کردن
recommending پیشنهاد کردن
recommend پیشنهاد کردن
propounding پیشنهاد کردن
advance پیشنهاد کردن
projects پیشنهاد کردن
advancing پیشنهاد کردن
to hold out the olive branch <idiom> [پیشنهاد آشتی کردن]
proffer تقدیم پیشنهاد کردن
proffered تقدیم پیشنهاد کردن
project طرح یا پیشنهاد کردن
projects طرح یا پیشنهاد کردن
tendered تقدیم کردن پیشنهاد
to pop the question پیشنهاد عروسی کردن
proffering تقدیم پیشنهاد کردن
projected طرح یا پیشنهاد کردن
proffers تقدیم پیشنهاد کردن
tendering تقدیم کردن پیشنهاد
tender تقدیم کردن پیشنهاد
to make a motion پیشنهاد کردن بر ان شدن
tenderest تقدیم کردن پیشنهاد
proposition پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
propositioned پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
propositioning پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
propositions پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
move پیشنهاد کردن تغییر مکان
propounds پیشنهاد کردن ارائه دادن
propound پیشنهاد کردن ارائه دادن
propounding پیشنهاد کردن ارائه دادن
propone پیشنهاد کردن ارائه دادن
moved پیشنهاد کردن تغییر مکان
hold forth پیشنهاد کردن انتظار داشتن
bids پیشنهاد کردن توپ زدن
put in تقاضا کردن پیشنهاد دادن
bid پیشنهاد کردن توپ زدن
moves پیشنهاد کردن تغییر مکان
[Could I] give you a lift? [colloquial] به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
to offer somebody a lift به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
tender مزایده
tendered مزایده
auction مزایده
bidding مزایده
tendering مزایده
auctioned مزایده
high tender مزایده
public sale مزایده
high bids مزایده
tenderest مزایده
auctions مزایده
auctioning مزایده
tendered مناقصه مزایده
bid مناقصه مزایده
tender مناقصه مزایده
bids مناقصه مزایده
sell by auction به مزایده فروختن
tenderest مناقصه مزایده
put up to auction به مزایده گذاشتن
tendering مناقصه مزایده
appeal for tenders درخواست مزایده
auction sale مزایده فروش
outcry حراج مزایده
outcries حراج مزایده
auctioneer متصدی مزایده
biddability مزایده شدنی
auctioneers متصدی مزایده
invitation to tender دعوت به مزایده
high tender به مزایده گذاشتن
highest bidder برنده مزایده
bids به مناقصه یا مزایده گذاشتن
to advertise for bids چیزی را به مزایده گذاشتن
to invite tenders for something چیزی را به مزایده گذاشتن
licit فروش ازطریق مزایده
bid به مناقصه یا مزایده گذاشتن
auction of rug حراج و مزایده فرش
by tender از طریق مزایده یا مناقصه
tender guarantee ضمانت شرکت در مزایده یامناقصه
call for tender برای مزایده یا مناقصه فراخواندن
bid bond ضمانتنامه شرکت در مناقصه یا مزایده
tenderer شرکت کننده در مزایده یامناقصه
tender bond ضمانتنامه شرکت در مناقصه یا مزایده
bid bond ضمانت شرکت در مناقصه یا مزایده
tender پیشنهاد
proffering پیشنهاد
plea پیشنهاد
purposes پیشنهاد
bid پیشنهاد
proffers پیشنهاد
tenderest پیشنهاد
purpose پیشنهاد
offered پیشنهاد
motion [politic] پیشنهاد
proposal پیشنهاد
offer پیشنهاد
tendered پیشنهاد
offer پیشنهاد
motion پیشنهاد
motions پیشنهاد
application پیشنهاد
motioning پیشنهاد
overtures پیشنهاد ها
motioned پیشنهاد
proposals پیشنهاد ها
offers پیشنهاد ها
applications پیشنهاد ها
tendering پیشنهاد
overtures پیشنهاد
overture پیشنهاد
proposals پیشنهاد
suggestion پیشنهاد
proffer پیشنهاد
proffered پیشنهاد
recommendation پیشنهاد
bidders پیشنهاد
proposal پیشنهاد
recommendations پیشنهاد
bidder پیشنهاد
bids پیشنهاد
suggestions پیشنهاد
pleas پیشنهاد
overture پیشنهاد
offers پیشنهاد
propositioned پیشنهاد
proposition پیشنهاد
propositioning پیشنهاد
propositions پیشنهاد
selling race مسابقه اسب دوانی که در ان اسب برنده بمعرض مزایده گذارده میشود
tendered پیشنهاد دادن
projected پیشنهاد پلان
tendering پیشنهاد دادن
bid پیشنهاد خرید
bid پیشنهاد حراج
projects پیشنهاد پلان
counter offer پیشنهاد متقابل
tendering form ورقه پیشنهاد
bid پیشنهاد مناقصه
tenderest پیشنهاد دادن
suggestible پیشنهاد کردنی
peace offerings پیشنهاد صلح
suggester پیشنهاد دهنده
counterbid پیشنهاد متقابل
peace offering پیشنهاد صلح
bids پیشنهاد دادن
bids پیشنهاد خرید
bids پیشنهاد حراج
tenderer پیشنهاد دهنده
project پیشنهاد پلان
recommendation نامه پیشنهاد
bid پیشنهاد دادن
recommendations نامه پیشنهاد
bids پیشنهاد مناقصه
proposer پیشنهاد کننده
overbid پیشنهاد زیادتر
bidders پیشنهاد کننده
suggestions پیشنهاد القاء
bidder پیشنهاد دهنده
acceptance of offer قبولی پیشنهاد
propositioned گزاره پیشنهاد
tender پیشنهاد دادن
bidder پیشنهاد کننده
propositioning گزاره پیشنهاد
firm offer پیشنهاد ثابت
propositions گزاره پیشنهاد
proposal form فرم پیشنهاد
proposal of marriage پیشنهاد عروسی
offerer پیشنهاد دهنده
offeror پیشنهاد دهنده
propounder پیشنهاد دهنده
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com