English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (32 milliseconds)
English Persian
leapfrog پیش روی مرحله به مرحله پله پله حرکت کردن
leapfrogged پیش روی مرحله به مرحله پله پله حرکت کردن
leapfrogging پیش روی مرحله به مرحله پله پله حرکت کردن
leapfrogs پیش روی مرحله به مرحله پله پله حرکت کردن
Other Matches
phased array ترتیب مرحله به مرحله جریان مرحله به مرحله بندی شده
sequenced ejection سیستم پرتاب مرحله به مرحله
creep مرحله به مرحله جلو رفتن
creeps مرحله به مرحله جلو رفتن
sophistication نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
boost phase مرحله دوم پرتاب موشک مرحله روشن شدن موتورمرحله دوم
terminal phase مرحله اخر مسیر حرکت موشک
assembler اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
inflight phase مرحله بازدید حین پرواز مرحله عملیات حین پرواز
combat phase مرحله درگیری در رزم مرحله رزم
phasing مرحله بندی مرحله بندی عملیات
pettifog از مرحله پرت کردن
phasing مرحله بندی کردن عملیات
to nip or crush in the bud در نخستین مرحله رشد کشتن یا پایمال کردن
phased attack تک مرحله بندی شده حمله مرحله بندی شده
debut نخستین مرحله دخول در بازی یا جامعه شروع بکار کردن
debuts نخستین مرحله دخول در بازی یا جامعه شروع بکار کردن
walkthrough جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
strokes مرحله
process مرحله
stroked مرحله
stage مرحله
stroke مرحله
phased attack تک مرحله به مرحله
stroking مرحله
grade مرحله
rung مرحله
grades مرحله
creeping attack تک مرحله به مرحله
processes مرحله
instar مرحله
stages مرحله
phased مرحله
scenes مرحله
phase مرحله
step مرحله
phases مرحله
scene مرحله
stepping مرحله
recovery phase مرحله رونق
buffer stage مرحله میانگیر
an anxious time مرحله پر اضطراب
driver مرحله تحریک
oedipal stage مرحله ادیپی
grades مرحله گراد
primordium مرحله نخست
differential stage مرحله تفاضلی
drivers مرحله تحریک
phased مرحله عملیات
termination stage مرحله پایانی
nth در مرحله چند
one step operation عمل تک مرحله
output stage مرحله خروجی
oral stage مرحله دهانی
grade مرحله گراد
genital phase مرحله تناسلی
induction stroke مرحله تنفس
induction stroke مرحله مکش
stage درجه مرحله
phallic stage مرحله التی
inextremis در اخرین مرحله
processes مرحله جریان
in the first instance در مرحله اول
process مرحله جریان
initiation sequence مرحله اغازی
imprimis در مرحله نخست
recovery phase مرحله شکوفائی
developmental stage مرحله پیشرفت
phase مرحله عملیات
macro stage مرحله کلان
developmental stage مرحله تکوینی
power stroke مرحله قدرت
in the egg در مرحله نخستین
intake stroke مرحله تنفس
fission process مرحله انشقاق
larval stage مرحله کرمی
step مرحله پایه
stepping مرحله پایه
period نوبت مرحله
periods نوبت مرحله
stages درجه مرحله
training cycle مرحله اموزش
speed stage مرحله سرعت
latency مرحله پنهانی
propagation sequence مرحله انتشار
step مرحله رتبه
milestone مرحله برجسته
assault phase مرحله هجوم
staping مرحله بندی
phases مرحله عملیات
anal stage مرحله مقعدی
milestones مرحله برجسته
home stretch مرحله نهایی
point جهت مرحله
speed level مرحله سرعت
intake stroke مرحله مکش
termination phase مرحله پایانی
exhaust stroke مرحله اگزوز
exhaust stroke مرحله تخلیه
fetch phase مرحله واکشی
solidifying process مرحله انجماد
execute phase مرحله اجرا
point مرحله قله
job step مرحله برنامه
modulator مرحله تحمیل گر
stepping مرحله رتبه
stage پرده گاه مرحله
qualifying رسیدن به مرحله بعد
ticks سخت ترین مرحله
cladding process مرحله روکش کاری
diastolic phase مرحله انبساطی قلب
tick سخت ترین مرحله
novitiate مرحله تازه کاری
stadiums میدان ورزش مرحله
noviciate مرحله تازه کاری
stadium میدان ورزش مرحله
stadia میدان ورزش مرحله
creeping barrage سد اتش مرحله به مرحله سد اتش خیز به خیز
karyokinesis مرحله تقسیم سلولی
stages پرده گاه مرحله
anal expulsive stage مرحله مقعدی دفعی
anal retentive stage مرحله مقعدی ضبطی
ticked سخت ترین مرحله
process جریان عمل مرحله
entelechy مرحله تشکیل وتحقق
in leading در مرحله شاگردی یا نوچگی
processes جریان عمل مرحله
incipient اولیه مرحله ابتدایی
ossification مرحله تشکیل استخوان
milestone مرحله مهمی اززندگی
preverbal phase مرحله پیش کلامی
milestones مرحله مهمی اززندگی
first audio stage مرحله صوتی نخست
fire for effect مرحله تیر موثر
assaults مرحله هجوم درعملیات اب خاکی هجوم کردن
assault مرحله هجوم درعملیات اب خاکی هجوم کردن
assaulted مرحله هجوم درعملیات اب خاکی هجوم کردن
Not to know what one is talking about. از موضوع ( مرحله )پرت بودن
monestrous دارای یک مرحله فحلیت درسال
modulated amplifier مرحله فزون ساز تحمیلی
stage مرحله دار شدن اشکوب
walk through بررسی هر مرحله از یک نرم افزار
turning point مرحله قاطع نقطه تحول
embryo گیاهک تخم مرحله بدوی
single stepping در یک مرحله انجام دادن یا شدن
declining مرحله رکود یا انحطاط اقتصادی
metoestrus مرحله بیرمقی وسیری پس از فحلیت
stages مرحله دار شدن اشکوب
metestrus مرحله بیرمقی وسیری پس از فحلیت
declines مرحله رکود یا انحطاط اقتصادی
declined مرحله رکود یا انحطاط اقتصادی
decline مرحله رکود یا انحطاط اقتصادی
turning points مرحله قاطع نقطه تحول
embryos گیاهک تخم مرحله بدوی
subcritical زیر مرحله خطرناک وبحرانی
power amplifier stage مرحله فزون ساز توان
phased conversion تبدیل مرحله بندی شده
rate determining step مرحله تعیین کننده سرعت
gastrula مرحله رویانی اولیه پس از بلاستولا
tree روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
prisere مرحله سیر تکاملی ایجادنباتات در زمین
job lots مجموعه کالاهایی که در یک مرحله تولید میگردد
prophase مرحله اولیه تقسیم سلولی پیشگاه
systole مرحله انقباضی یک دوره کار قلب
the next process is weaving عمل یا مرحله بعداز بافتن است
stretch runner تلاش زیاد اسب در اخرین مرحله
showdown مرحله نهایی مسابقات ازمایش نیرو
reentry phase مرحله دخول مجدد موشک درجو
showdowns مرحله نهایی مسابقات ازمایش نیرو
job lot مجموعه کالاهایی که در یک مرحله تولید میگردد
finallist کسی که درمسابقه به مرحله نهایی برسد
tabula rasa مرحله فرضی فکری خالی ازافکاروتخیلات
driven که هر مرحله اجرا مربوط به عمل خارجی است
idiolect طرزبیان و لحن سخن شخص در یک مرحله زندگی
cim استفاده هماهنگ از کامپیوتر در هر مرحله از طراحی و ساخت
telophase اخرین مرحله تقسیم غیر مستقیم سلولی
interrupting توقف ارسال طبق عملی در مرحله نهایی سیستم
interrupt توقف ارسال طبق عملی در مرحله نهایی سیستم
discs حلقهای که تیغههای یک مرحله از کمپرسور روی ان قرار میگیرد
disc حلقهای که تیغههای یک مرحله از کمپرسور روی ان قرار میگیرد
interlace روش ساخت تصویر روی صفحه تلویزیونی در دو مرحله
in love - engaged - married عاشق . نامزد . متاهل [مرحله هایی که تا ازدواج طی میشوند]
quick stage ان مرحله ازابستنی که زن جنبش بچه رادرزهدان خودحس میکند
generations مرحله یا تاریخ فناوری استفاده شده در طراحی یک سیستم
phylesis مرحله سیرتکامل وپیدایش نژادهای مختلف جانور وگیاه
dual صفحه LCD رنگی که تصویر را در دو مرحله بهنگام میکند
interrupts توقف ارسال طبق عملی در مرحله نهایی سیستم
generation مرحله یا تاریخ فناوری استفاده شده در طراحی یک سیستم
to turn the corner <idiom> بهبود یافتن پس از گذشت مرحله دشواری یا بحرانی [اصطلاح روزمره]
drive to maturity جهش بسوی کمال چهارمین مرحله رشد در نظریه روستو
germ layer یکی از طبقات سلول ابتدایی جنین پس از تکمیل مرحله گاسترولا
puerperium مرحله بین زایمان واعاده زهدان بحال اولیه خود
brake mean effective pressure مقدار محاسبه شده متوسط فشار در سیلندر در مرحله قدرت
teliospore جدارصخیم اخرین مرحله ایجاد قارچ موجد زنگ گیاهی
process نموداری که هر مرحله از توابع کامپیوتری مورد نیاز سیستم را نشان میدهد
event driven برنامه کامپیوتری یا فرآیند که هر مرحله اجرا مربوط به عملیات خارجی است
random access رسانه ذخیره سازی که امکان دستیابی به هر مرحله با هر ترتیبی را فراهم میکند
processes نموداری که هر مرحله از توابع کامپیوتری مورد نیاز سیستم را نشان میدهد
decentralized data processing پردازش داده و ذخیره سازی در چند مرحله ونه در یک محل مرکزی
irrationlism اصول عقایدکسانی که رسیدن به مرحله یقین را از طریق اشراق والهام ممکن می دانستند
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com