English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 133 (7 milliseconds)
English Persian
keratome چاقوی قرینه شکافی
Other Matches
keratotome چاقوی قرنیه شکافی
scalpels چاقوی کالبد شکافی
scalpel چاقوی کالبد شکافی
presumption hominis قرینه ضعیفه که به فرض وجود ان طرف مجبور به ابراز ادله معارض نیست چون این قرینه به تنهایی ولو با نبودن دلیل معارض قدرت اثباتی ندارد
reciprocal border حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
trifid سه شکافی
micrology مو شکافی
quadrifid چهار شکافی
enterotomy روده شکافی
autopsies کالبد شکافی
forging crack اهنگری شکافی
ovariotomy تخمدان شکافی
zootomy جانور شکافی
autopsy کالبد شکافی
butt welding جوشکاری شکافی
dissection کالبد شکافی
butt seam weld جوشکاری شکافی
vulvar دارای شکافی شبیه فرج
vulvate دارای شکافی شبیه فرج
vulval دارای شکافی شبیه فرج
pocket knife چاقوی جیبی
pocket knives چاقوی جیبی
pocketknife چاقوی جیبی
circular cutter head چاقوی گرد
drawknife چاقوی دو دسته
case knife چاقوی بزرگ
dissecting knife چاقوی تشریح
moon knife چاقوی هلالی
three bladed knife چاقوی سه تیغه
spud چاقوی کوتاه
spuds چاقوی کوتاه
flick-knives چاقوی ضامندار
flick-knife چاقوی ضامندار
the knife چاقوی جراحی
pigsticker چاقوی بزرگ
postmortem مرده رامعاینه وکالبد شکافی کردن
To spilt hair . To make a fine distinction . مورااز ماست کشیدن ( مو شکافی کردن )
circumstantial evidence قرینه
dissymmetrical بی قرینه
indication قرینه
asummetric بی قرینه
lop sided بی قرینه
conpanion قرینه
pendant to each other قرینه هم
proportions قرینه
proportion قرینه
asymmetrical بی قرینه
symmetrically با قرینه
proprotionable با قرینه
symmetry قرینه
switchblade knife چاقوی ضامن دار
bistoury چاقوی کوچک جراحی
drawingknife چاقوی دوسردسته دار
drawshave چاقوی دوسردسته دار
grapefruit knife چاقوی گریپ فروت
jackknife چاقوی بزرگ جیبی
pruning knife چاقوی شاخه زنی
moon knife چاقوی پوست تراشی
clasp knife چاقوی ضامن دار
catling چاقوی تشریح یاجراحی
jack-knife چاقوی بزرگ جیبی
penknife چاقوی کوچک جیبی
penknives چاقوی کوچک جیبی
scalpels چاقوی کوچک جراحی
scalpel چاقوی کوچک جراحی
jack-knifing چاقوی بزرگ جیبی
jack-knives چاقوی بزرگ جیبی
jack-knifes چاقوی بزرگ جیبی
jack-knifed چاقوی بزرگ جیبی
case knife چاقوی جلد دار
sheath knives چاقوی غلاف دار
sheath knife چاقوی غلاف دار
hack شکافی که بر اثربیل زدن یا شخم زده ایجادمیشود
hacked شکافی که بر اثربیل زدن یا شخم زده ایجادمیشود
hacks شکافی که بر اثربیل زدن یا شخم زده ایجادمیشود
balacava پوشش ضد اتش سر و گردن با شکافی جلو صورت
presumption juris tantum قرینه کافیه
asymmetric نامتقارن بی قرینه
presumption juris et de jure قرینه قویه
parallelled همگام قرینه
parallelling همگام قرینه
parallels همگام قرینه
reflection response پاسخ قرینه
skew polygon چندضلعی بی قرینه
symmetrical exchange تعویض قرینه
symmetry قرینه تناسب
paralleled همگام قرینه
presumption فن قوی قرینه
indirect evidence قرینه و اماره
double تصویر قرینه
homolographic دارای قرینه
presumptions فن قوی قرینه
mirror images تصویر قرینه
mirror image تصویر قرینه
paralleling همگام قرینه
parallel همگام قرینه
cultrated بشکل چاقوی شاخه زنی
cultrate بشکل چاقوی شاخه زنی
carving knives چاقوی حکاکی یا گوشت بری
bolo چاقوی بلند یک لبه قداره
carving knife چاقوی حکاکی یا گوشت بری
hack knife چاقوی مخصوص برش کامل
embrasure مزغل یا شکافی که ازانجا توپ و تفنگ رااتش میکنند
embrasures مزغل یا شکافی که ازانجا توپ و تفنگ رااتش میکنند
context sensitive help کمک حساس به قرینه
symmetrize باهم قرینه کردن
proportionably بطور متناسب یا با قرینه
halogeton علف قلیاب قرینه
context switching راه گزینی قرینه
symmetry قرینه سازی همسنجی
trench knitfe چاقوی مخصوص مبارزه دست بیقه
match قرینه سازی در طرح یا بافت
homocercal دارای دم قرینه متقارن الذنب
lopsided متمایل بیک طرف بی قرینه
drop repeat واگیره [تکرار یک نقش بصورت قرینه و در طول فرش]
hook knife چاقوی قلاب شکل [جهت گره زدن خامه ها در روش ترکی بافت]
palmatifid دارای شکافی شبیه پنجه دست شکافته پنجه
keeping house در خانه ماندن تاجرورشکسته و عدم حضورش در محل کسب خود که قرینه ورشکستگی او محسوب میشود
vivisection زنده شکافی تشریح جانور زنده
vivisectional زنده شکافی تشریح جانور زنده
divan cover [قالیچه رومبلی که معمولا دو تکه قرینه بوده و در یک طرف بدون ریشه می باشد تا در کنار هم بصورت یک قطعه به نظر آید.]
Family prayer rug فرش محرابی صف گونه [اینگونه بافت ها دارای چندین محراب قرینه بوده و بیشتر بصورت گلیم بافته می شود.]
propor tionably بطور متناسب یا با قرینه چنانکه بتوان متناسب نمود
Jangle Arjuk طرح جنگلی ارجوک [این گل در طرح فرش های افغانی بصورت قرینه بافی بکار می رود.]
quatrefoil چهار وجهی [این اصطلاح موقعی که یک نگاره و یا کل فرش از چهار قسمت کاملا قرینه بوجود آمده باشد، بکار می رود.]
lattice design طرح شبکه ای [این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
Miri design طرح بته میری [طرح بته جقه] [این طرح که جلوه ای از درخت سرو را نشان می دهد بصورت ردیف های تکراری و قرینه کل فرش را در بر می گیرد.]
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
kikalak design طرح قوچ [در ترکی این واژه به معنای شاخ قوچ می باشد. این طرح در فرش های ترکیه بکار رفته و بصورت قرینه در چهار طرف نقطه مرکزی بافته می شود.]
saddle bag خورجین [اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
Mina-khani design طرح میناخانی [این طرح منسوب به شخصی به همین نام و اهل تبریز است. گل های بزرگ بکار رفته بصورت قرینه و بندی کل متن را در بر گرفته و بوسیله شبکه های لوزی شکل یا الماسی شکل به یکدیگر متصل می شوند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com