Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English
Persian
catenate
چون دانههای زنجیر مسلسل کردن
Other Matches
catenary
چون دانههای زنجیر
catenary
شکم دادگی زنجیر یا سیم انحنای زنجیر
serialises
مسلسل کردن
serializing
مسلسل کردن
serializes
مسلسل کردن
serialized
مسلسل کردن
serialised
مسلسل کردن
serialize
مسلسل کردن
serialising
مسلسل کردن
machine guns
به مسلسل بستن مسلسل
machine gun
به مسلسل بستن مسلسل
sprocket
قاب زنجیر یاچرخ زنجیر
twitter
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitters
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittered
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittering
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
interlinks
مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlinked
مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlink
مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlinking
مسلسل کردن بهم جفت کردن
enfetter
زنجیر کردن
enchain
زنجیر کردن
keckle
زنجیر پیچ کردن
unchain
از زنجیر و بندرها کردن
heave short
کوتاه کردن زنجیر
shorten in cable
کوتاه کردن زنجیر
enfetter
گرفتارغل و زنجیر کردن
unshackle
از زنجیر ازاد کردن
concatenate
مسلسل کردن الحاق کردن
cable
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cabled
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
oaten
مرکب از دانههای جو
measles
دانههای سرخک
storage granules
دانههای اندوزش
nissl granules
دانههای نیسل
rice
دانههای برنج
prayer beads
دانههای تسبیح
granular
دارای دانههای ریز
moniliform
مثل دانههای تسبیح
pruinose
پوشیده از دانههای سفیدمانندژاله
bead
دانههای حاصل ازجوشکاری
beads
دانههای حاصل ازجوشکاری
globular seeds
دانههای گوی سان
to pulp coffee beans
دانههای قهوه را مغز کن
chromogen
دانههای رنگی گیاهان
granular snow
برف سفت با دانههای درشت
beadings
آراستن لباس با دانههای مروارید
beading
آراستن لباس با دانههای مروارید
superfine
دارای دانههای خیلی ریز
coffee mills
دستگاهی که با آن دانههای قهوه را آرد میکنند
haricots
دانههای رسیده یانارس لوبیای سبز
haricot
دانههای رسیده یانارس لوبیای سبز
hominy grits
ذرت پوست کنده با دانههای متحد الشکل
pulper
اسبابی که دانههای قهوه رابان مغز می کنند
needle bath
شستشو در زیر ابی که با دانههای خیلی ریز بر تن میریزد
granulation
شکل و اندازه دانههای خرج نوع حبه باروت
blizzard
باد تند و سردی که همراه ان دانههای برف باشد
blizzards
باد تند و سردی که همراه ان دانههای برف باشد
pebrine
یکجور ناخوشی درکرم ابریشم که نشان ان دانههای فلفلی سیاه است
wed thickness
حداقل ضخامت یا فاصله بین سطح خارجی و داخلی دانههای خرج
uninterrupted
مسلسل
serial
مسلسل
reeling
مسلسل
unceasing
مسلسل
reel
مسلسل
reeled
مسلسل
mitrailleuse
مسلسل
sorites
مسلسل
reels
مسلسل
catenulate
مسلسل
catenation
مسلسل
machine guns
مسلسل
machine gun
مسلسل
catenary
مسلسل
serials
مسلسل
running hand
خط مسلسل
machine gunner
مسلسل چی
regression rate
سرعت خطی سوختن دانههای سوخت جامد در امتداد عمودبر سطح در نقطه موردنظر
cyclic
مسلسل رگبار
unbroken
مسلسل ناشکسته
serially
بطور مسلسل
successive
متوالی مسلسل
seriatim
بطور مسلسل
sub-machine guns
مسلسل دستی
rafale
رگبار مسلسل
lewis gun
یکجور مسلسل
sub-machine gun
مسلسل دستی
tommy gun
مسلسل دستی
machine guns
به مسلسل بستن
continued propotion
تناسب مسلسل
in series
بطور مسلسل
unbroke
مسلسل ناشکسته
submachinegun
مسلسل دستی
machine gun
به مسلسل بستن
pealing
صدای مسلسل غوغا
skate mount
رینگ و پایه مسلسل
pom-poms
مسلسل خودکار دورزن
soritical
مبنی برقیام مسلسل
peal
صدای مسلسل غوغا
pealed
صدای مسلسل غوغا
peals
صدای مسلسل غوغا
continuum
رشته مسلسل تسلسل
suites
رشته مسلسل اپارتمان
race ring
رینگ و پایه مسلسل
suite
رشته مسلسل اپارتمان
pom-pom
مسلسل خودکار دورزن
pom pom
مسلسل خود کار02 تا 04میلیمتری
pill box
خانه کوچک اشیان مسلسل
sten
مسلسل سبک 9 میلمتری انگلیسی
tract
داستان یانمایشنامه ویاحوادث مسلسل
In chronological order.
بترتیب تاریخ ( بطور مسلسل )
tracts
داستان یانمایشنامه ویاحوادث مسلسل
seriate
دارای تسلسل یاشماره ترتیب مسلسل
chain react
دچار واکنشهای مسلسل وزنجیری شدن
unilinear
دارای تغییرات مسلسل از اغاز تا پایان
skate mount
پایه دوار مسلسل روی خودرو
panoramically
بشکل دورنمای مسلسل بطوروسیع و پیوسته
strafe
با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
nordenfelt
یکجور مسلسل که سوئدی اختراع کرده است
strafing
به مسلسل بستن هدفهای زمینی به وسیله هواپیما
strafes
با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
strafed
با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
slivers
دانههای خرج نیم سوخته بقایای باروت خرج
accession number
نمره مسلسل کتابی که به کتب کتابخانه افزوده میشود
pantoscope
دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردوازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
manacled
زنجیر
manacle
زنجیر
bond
زنجیر
fetters
زنجیر
fettering
زنجیر
chains
زنجیر
fettered
زنجیر
chains
:زنجیر
manacles
زنجیر
curbing
زنجیر
manacling
زنجیر
curbs
زنجیر
curb
زنجیر
curbed
زنجیر
fetter
زنجیر
barrel
زنجیر
gyve
غل و زنجیر پا
barrels
زنجیر
chain gang
هم زنجیر
toll bar
زنجیر
chain
زنجیر
chain
زنجیر
sling
زنجیر
catena
زنجیر
linkwork
زنجیر
slinging
زنجیر
chainless
بی زنجیر
slings
زنجیر
line of skirmishers
خط زنجیر
panoramic camera
دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردو ازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
granulary
دان دان دارای دانههای ریز
linkages
حلقههای زنجیر
sprocket
دنده زنجیر
skid chain
زنجیر چرخ
tier
زنجیر لنگر
block and tackle
قرقره و زنجیر
funiculars
زنجیر نیروها
crane chain
زنجیر جرثقیل
funicular
زنجیر نیروها
creeper track
زنجیر خزشی
chain
زنجیر مساحی
daughter chain
زنجیر فرعی
linkage
حلقههای زنجیر
tiers
زنجیر لنگر
daughter chain
زنجیر نوزاد
side chain
زنجیر جانبی
chains
زنجیر مساحی
chain sprocket
چرخ زنجیر
chain pulley
قرقره زنجیر
chain pipe
لوله زنجیر
bridle
زنجیر مهار
band chain
زنجیر مساحی
chain locker
چاله زنجیر
chain locker
انبار زنجیر
tire chain
زنجیر چرخ
cable holder
دوار زنجیر
windlasses
دوار زنجیر
tire chain
زنجیر یخ شکن
cable locker
چاه زنجیر
chain grab
زنجیر گیر
chain case
جعبه زنجیر
chain cable
زنجیر لنگر
grows
راه زنجیر
carrick bend
گره زنجیر
chain wheel
چرخ زنجیر
chain track
مسیر زنجیر
bridles
زنجیر مهار
band
بند و زنجیر
bands
بند و زنجیر
sprocket
چرخ زنجیر
sprocket
تاج زنجیر
sprocket wheel
چرخ زنجیر
chain hook
هوک زنجیر
surveyor's chain
زنجیر مساحی
closed chain
زنجیر حلقهای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com