English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (43 milliseconds)
English Persian
pigenhole کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
Other Matches
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
honeycombs ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycomb ارایش شش گوش خانه خانه کردن
tray جعبه دو خانه
trays جعبه دو خانه
lady help زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
it is but a step to my house تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
pantry شربت خانه مخصوص لوازم سفره
pantries شربت خانه مخصوص لوازم سفره
mansion house خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
our neighbour door کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
toft عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
homebody ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
tricotine پارچه زبر لباسی خانه خانه
envelopes وسیله جانبی مخصوص به چاپگربرای چاپ یک پاکت نامه ونه یک ورق کاغذ
envelope وسیله جانبی مخصوص به چاپگربرای چاپ یک پاکت نامه ونه یک ورق کاغذ
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
honey comb خانه خانه کردن
cells ثباتی که حاوی محل مرجع یک خانه مخصوص برای انجام عمل است
cell ثباتی که حاوی محل مرجع یک خانه مخصوص برای انجام عمل است
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
garde manger سرد خانه اشپز خانه
cellular لانه زنبوری خانه خانه
weigh house قپاندار خانه ترازودار خانه
i do not know your house خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
ranged یک خانه یا تعدادی خانه
range یک خانه یا تعدادی خانه
ranges یک خانه یا تعدادی خانه
the house is in my possession خانه در تصرف من است خانه در دست من است
dishouse بی خانه کردن
to do up خانه خراب کردن
housekeep خانه داری کردن
graticule چهار خانه کردن
to keep house خانه داری کردن
houseclean خانه تکانی کردن
houseclean خانه راتمیز کردن
keep house خانه داری کردن
to bring to ruin خانه خراب کردن
upholster مبلمان کردن خانه
To rent(lease) a house. خانه ای رااجاره کردن
page خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
paged خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
to repair the roof بام [خانه] را تعمیر کردن
pages خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
To collect (pack)the household goods. اسباب خانه را جمع کردن
move in به خانه تازه اسباب کشی کردن
have over <idiom> شخصی را به خانه خود دعوت کردن
To vacate a house. خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
to go to ترک کردن [خانه یا شهر] برای چند مدتی
to go away ترک کردن [خانه یا شهر] برای چند مدتی
notepaper کاغذ نامه نگاری
airdrop container جعبه مخصوص بارریزی هوایی
tractor feed روش وارد کردن کاغذ در چاپگر که سوراخهای لبه کاغذ در دندانههای چاپگر قرار می گیرند تا کاغذ به جلو برود
sandbox [British] جعبه شن و ماسه [مخصوص بازی بچه ها]
sand box جعبه شن و ماسه [مخصوص بازی بچه ها]
flu box جعبه مخصوص طعمههای خشک ماهیگیری
sandpit جعبه شن و ماسه [مخصوص بازی بچه ها]
lares خانه
socket خانه
lar خانه
unsheltered <adj.> بی خانه
materfamilias زن خانه
houseroom جا در خانه
furnace house خانه
quarterage خانه
shack خانه
cellular خانه خانه
dwelling خانه
sockets خانه
shacks خانه
door to door خانه به خانه
pieds-a-terre خانه
pigeon-holes خانه
dwellings خانه
pigeon-hole خانه
cells خانه
pigeon hole خانه
roommate هم خانه
tersellated خانه خانه
cellulated خانه خانه
pied-a-terre خانه
cell خانه
houses خانه
roommates هم خانه
alveolate خانه خانه
within doors در خانه
lodges خانه
honeycomb خانه خانه
checkered خانه خانه
lodged خانه
rooms خانه
domicile خانه
domiciles خانه
her house خانه ان زن
her house خانه اش
door-to-door خانه به خانه
houseless بی خانه
i was under his roof در خانه
housing خانه ها
honeycombs خانه خانه
homes خانه
lodge خانه
house خانه
room خانه
home خانه
cloisonne خانه خانه
housed خانه
double-fronted خانه دو در
shook روکش چوب مخصوص جعبه یا مبل وغیره
workbag کیف مخصوص وسایل کار جعبه خیاطی
opposite the house روبروی خانه
steading خانه رعیتی
farm house خانه رعیتی
closet صندوق خانه
landlouper خانه بدوش
manor خانه بزرگ
landloper خانه بدوش
statehouses خانه ملت
keep house در خانه ماندن
statehouse خانه ملت
keep in در خانه ماندن
maisonettes خانه کوچک
manses خانه مسکونی
chequer خانه شطرنج
camera obscura تاریک خانه
onstead خانه با متعلقات
the house over the way خانه روبرو
mobile homes خانه متحرک
mobile home خانه متحرک
chop house خوراک خانه
lupanar فاحشه خانه
loony bin دیوانه خانه
systems house خانه سیستم ها
loony bins دیوانه خانه
manors خانه بزرگ
socket [سرپیچ خانه]
farmhouse خانه رعیتی
granges خانه ابرومندرعیتی
presbyteries خانه کشیش
housekeeping خانه داری
granges خانه ییلاقی
caserne سرباز خانه
teahouse قهوه خانه
chancery دفتر خانه
summer house خانه تابستانی
presbytery خانه کشیش
manse خانه مسکونی
tea house قهوه خانه
tan yard دباغ خانه
tannage دباغ خانه
opposite to the house روبروی خانه
grange خانه ییلاقی
grange خانه ابرومندرعیتی
farmhouses خانه رعیتی
kibitka خانه تاتار
sockets سرپیچ خانه
telephone station تلفن خانه
lake0dwelling خانه دریاچهای
coffeehouse قهوه خانه
opposite the house مقابل خانه
coffee shop قهوه خانه
reading room قرائت خانه
lupanar جنده خانه
luft خانه فرار
reading rooms قرائت خانه
teahouse چای خانه
coffee room خوارک خانه
coffee house قهوه خانه
coach house درشکه خانه
cell خانه جدول
town house خانه شهری
town houses خانه شهری
toft خانه یا ملحقات ان
menage خانه داری
housekeepers خانه دار
canteens سفره خانه
bordello [American E] فاحشه خانه
house of ill repute فاحشه خانه
house of ill repute جنده خانه
observatories رصد خانه
bordello [American E] جنده خانه
observatory رصد خانه
quitting تخلیه خانه
quit تخلیه خانه
departments وزارت خانه
department وزارت خانه
villa خانه ییلاقی
villas خانه ییلاقی
roof بام خانه
roofs بام خانه
homes بطرف خانه
homes خانه دادن
home بطرف خانه
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com