English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 133 (8 milliseconds)
English Persian
asymmetric carbon کربن بی تقارن
Other Matches
decarburizing گرم کردن اهن یا فولاد کربن تا دمای کافی برای سوختن یا اکسید شدن کربن
polarities تقارن
symmetrization تقارن
synmetry تقارن
synchronization تقارن
parallelism تقارن
isochronism تقارن
simultaneeity تقارن
symmetry تقارن
polarity تقارن
invar کربن
carbon کربن
radiocarbon کربن 41
center of symmerty مرکز تقارن
symmetry point نقطه تقارن
symmerty center مرکز تقارن
plane of symmetry صفحه تقارن
plane of symmetry سطح تقارن
mirror symmerty تقارن ایینهای
isodimorphism تقارن دو شکلی
point of symmetry نقطه تقارن
impedance balancing تقارن امپدانس
pseudosymmetry شبه تقارن
rotational symmetry تقارن چرخشی
geometrical <adj.> تقارن در طرح
transational symmerty تقارن انتقالی
synchrony انطباق تقارن
symmetry plane صفحه تقارن
symmetry operation عمل تقارن
symmetry number عدد تقارن
symmetry lines خطوط تقارن
symmetry group گروه تقارن
symmetry element عنصر تقارن
zygomorphic دارای تقارن
skewness عدم تقارن
Symmetry تقارن [ریاضی]
asymmetric molecule مولکول بی تقارن
asymmetric substance جسم بی تقارن
asymmetric system دستگاه بی تقارن
asymmetric top فرفرهای بی تقارن
asymmetry عدم تقارن
asymmetrical conductivity برقرسانایی بی تقارن
axis of symmery محور تقارن
symmetry axis محور تقارن
axis of symmetry محور تقارن
anomeric carbon کربن انومری
primary carbon کربن 1 درجه
cabonic حاصل از کربن
recarburizer کربن دهنده
carbon dioxide دی اکسید کربن
carbon monoxide منواکسید کربن
radiocarbon کربن پرتوزا
tertiary carbon کربن 3 درجه
acetylenic carbon کربن استیلنی
active carbon کربن فعال
secondary carbon کربن 2 درجه
carbinol carbon کربن کربینول
carbon fixed کربن ثابت
decarburization کربن گیری
carbonize کربن سازی
decarburize کربن گرفتن
carbon free کربن ازاد
carbon holder پایه کربن
carbon cycle سیکل کربن
carburization ترکیب با کربن
carbon deposite لایه کربن
carbonaceous کربن دار
conservation of orbital symmerty بقای تقارن اوربیتال
axial rotation symmerty تقارن چرخشی محوری
eurythmy هم اهنگی و تقارن ساختمان
alternating axis of symmerty محور تقارن متناوب
actinomorphous دارای تقارن شعاعی
actinomorphic دارای تقارن شعاعی
plane of mirror symmetry صفحه تقارن اینهای
mirror plane of symmetry صفحه تقارن اینهای
blemish [mistake] عدم تقارن در بافت
time average symmetry تقارن میانگین زمانی
eurhythmy هم اهنگی و تقارن ساختمان
simple axis of symmetry محور ساده تقارن
positive skewness عدم تقارن مثبت
isochronism ایجاد تقارن همزمانی
carboning a lamp کربن گذاری لامپ
arc lamp carbon کربن لامپ قوسی
ultra high carbon steels فولادهای فرا- پر- کربن
activated carbon کربن فعال شده
surface decarburization کربن گیری سطحی
tertiary carbon کربن نوع سوم
CFCs مخفف کلروفلورو کربن
CFC مخفف کلروفلورو کربن
activated charcoal کربن فعال شده
carbonate بصورت کربن دراوردن
high carbon steel فولاد با کربن زیاد
hydro carbon ترکیب هیدروژن و کربن
iron carbon alloy الیاژ اهن و کربن
iron carbon diagram نمودار اهن- کربن
carbon arc welding جوشکاری با جرقه کربن
high carbon steel فولادی با میزان کربن 5/0%تا 50/1%
plain carbon steel فولاد کربن غیرالیاژی
crater in positive carbon گودی کربن مثبت
carbureted steel پولاد کربن دار
cored carbon کربن هسته دار
secondary carbon کربن نوع دوم
primary carbon کربن نوع اول
recarburize کربن گیری مجدد
axis محور تقارن مهره اسه
asymmetric local deformation تغییر شکل موضعی بی تقارن
anomalous weave بی نظمی و عدم تقارن در بافت
incommensurability عدم تقارن سنجش ناپذیری
anomal design طرح شلوغ و بدون تقارن
symmetry allowed reaction واکنش مجاز از لحاظ تقارن
parametron عنصر با عدم تقارن مغناطیسی
carbon arcwelding جوش قوسی بوسیله کربن
carbon arc lead burning جوش سرب با جرقه کربن
hypercapnia افزایش کربن اکسید در خون
ingot iron o.steel فولاد کربن گیری شده
ethylene هیدرو کربن اشباع نشده
carbide ترکیبی از کربن و چند عنصرفلزی
isodimorphism تقارن و هم شکلی بین دو چیز دوشکل
counter vailing power تقارن دو نیروی اقتصادی نیروهای متقارن
carbohydrates ترکیبات خنثی کربن واکسیژن وهیدرژن
carbohydrate ترکیبات خنثی کربن واکسیژن وهیدرژن
angle og sideship زاویه بین صفحات تقارن وجهت حرکت
gutta percha هیدرو کربن صمغ گیاهی درختان مختلف
dry ice یخی که از جامدکردن اکسید دو کربن بدست میاید
move of pattern [وجود تقارن و هماهنگی نگاره ها پس از اتمام بافت در مقایسه با نقشه]
to trap something [e.g. carbon dioxide] چیزی را گرفتن [جمع کردن] [برای مثال دی اکسید کربن ]
anthracite زغال سنگ نسبتا خالص که حاوی تاحدود 59% کربن میباشد
nitralloy قطعات نیتریده شده حاوی مقادیر جزئی کربن الومینیوم کرم منیزیوم و احتمالا گوگردو غیره
hyperventilation تنفس زیاد بطوریکه مقدار دی اکسید کربن در خون از مقدارعادی ان کمتر میشود و سبب تشنج سرگیجه و غش میگردد
carbon tracking باقیمانده بسیار ناچیز کربن که در اثر تخلیه الکتریکی درداخل دینام دلکو یا محفظه شمع باقی میماند
carbon steel فولاد کربن یا فولاد سخت
Fustat rug فرش فسطاط [فرش فسطاط پس از آزمایش کربن قدیمی ترین فرش دنیا بعد از پازیریک شناخته شده و به قرن هفدهم میلادی نسبت داده می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com