English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
parodist کسیکه نوشته ادبی راتقلیدکرده بصورت هزل درمیاورد
Other Matches
metaphrast کسیکه در تبدیل عبارات ادبی یادرتبدیل نظم به نثریانثربه نظم دست دارد
hudibrastic نوشته شده بصورت دوبیتی هشت هجایی ومضحک
the hen incubates her eggs مرغ روی تخمهای خودخوابیده ازانهاجوجه درمیاورد
mediaevalist کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
stripper کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
strippers کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
picker دلال و واسطه فرش [بصورت جزئی از خانه ها و حراجی ها فرش را خریداری کرده و بصورت عمده می فروشد.]
orphaned خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphan خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphans خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
terrtorialize محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
saddle bag خورجین [اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
variable stroke پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
peach design نقش هلو [این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
literay ادبی
irreverence بی ادبی
belletristic ادبی
indecorousness بی ادبی
lowliness بی ادبی
misbehaciour بی ادبی
literary ادبی
impoliteness بی ادبی
clownishness بی ادبی
discourtesy بی ادبی
churlishness بی ادبی
inurbanity بی ادبی
vitrify بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
to misbehave oneself بی ادبی کردن
pirated دزد ادبی
criticism نقد ادبی
pirates دزد ادبی
pirating دزد ادبی
pirate دزد ادبی
plagiarism دزدی ادبی
locus مثال ادبی
figure of speech صنایع ادبی
apologia پوزش ادبی
anthologies گلچین ادبی
criticisms نقد ادبی
plagiarist سارق ادبی
anthology گلچین ادبی
apologias پوزش ادبی
literary property حق مالکیت ادبی
literarily بطور ادبی
literal interpretation تفسیر ادبی
piracy دزدی ادبی
garland گلچین ادبی
garlands گلچین ادبی
gobbets گلچین ادبی
gobbet گلچین ادبی
skits هجو ادبی
plagiarizer دزد ادبی
skit هجو ادبی
plagiary دزدی ادبی
misbehave بی ادبی کردن
misbehaved بی ادبی کردن
misbehaves بی ادبی کردن
misbehaving بی ادبی کردن
moral theology لاهوت ادبی
cribs دزدی ادبی
cribbing دزدی ادبی
cribbed دزدی ادبی
crib دزدی ادبی
miscellanea جنگ ادبی
imagery تشبیه ادبی
reviewers منقد ادبی
stylistic ادبی ادیبانه
analects گلچین ادبی
analecta قطعات ادبی
analecta گلچین ادبی
florilegium گلچین ادبی
reviewer منقد ادبی
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
pirates دزدی ادبی کردن
stylists از نظر سبک ادبی
stylist از نظر سبک ادبی
pirating دزدی ادبی کردن
architectonics ساختمان اثر ادبی
pirate دزدی ادبی کردن
analects قطعات ادبی منتخبات
pirated دزدی ادبی کردن
locus classicus عبارت نمونه ادبی
piece قطعه ادبی یاموسیقی
pieces قطعه ادبی یاموسیقی
He is courteous ( respectful ). آدم با ادبی است
criticises نقد ادبی کردن
criticising نقد ادبی کردن
criticize نقد ادبی کردن
chef d'oeuvre شاهکار ادبی یا هنری
chefs-d'oeuvre شاهکار ادبی یا هنری
criticizes نقد ادبی کردن
criticized نقد ادبی کردن
chef-d'oeuvre شاهکار ادبی یا هنری
dialogue مکالمات ادبی و دراماتیک
bluestocking دارای ذوق ادبی
bluestockings دارای ذوق ادبی
stylistic وابسته به انشای ادبی
textual critic نقدگر متون ادبی
textual critic ناقد ادبی منقد
criticised نقد ادبی کردن
criticizing نقد ادبی کردن
textual critic نقد ادبی متون
didactic یاد دهنده ادبی
dialogues مکالمات ادبی و دراماتیک
malthusian law of population نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
star design طرح ستاره ای شکل [این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
the desk کار دفتری یا ادبی یاروحانی
anthologize گلچین ادبی جمع کردن
epigone مقلد اثار ادبی و هنری
aliterary production فراورده یا محصول ادبی تالیف
slang واژه عامیانه وغیر ادبی
magnum opus مهمترین اثر ادبی یا هنری
morceau قطعه ادبی یاموسیقی کوتاه
pastiches تقلید ادبی یا صنعتی از اثاراستادان فن
pastiche تقلید ادبی یا صنعتی از اثاراستادان فن
plagiarised اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarize اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarized اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
architectonic مربوط به فن معماری یاساختمان اثر ادبی
plagiarizes اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizing اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarises اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
anthologist متخصص و متبحردر گلچین قطعات ادبی
plagiarising اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiary سارق اثار ادبی و هنری دیگران
academic مربوط به فرهنگستان ادبی یا انجمن علمی
set piece قطعه ادبی ویا موسیقی منفردومشخص
sketchbook کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
renaissance دوره تجدد ادبی و فرهنگی رنسانس
set pieces قطعه ادبی ویا موسیقی منفردومشخص
plagiarist اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
cool one's heels <idiom> به علت بی ادبی دیگران منتظر ماندن
classicize ازسبک ادبی باستانی پیروی کردن
sketchbooks کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
academical ادبی عضو انجمن دانش بافرهنگستان
sturm und drang نهضت ادبی رمانتیک المان پس از انقلاب فرانسه
local colour نمایش جا و زبان و عادات محلی در اثار ادبی
locus classicus مثال ادبی برای توضیح کلمه یاموضوعی
Nothing can excuse such impoliteness. هیچ عذری برای بی ادبی پذیرفته نیست
neoscholasticism نهضت ادبی ادبای کاتولیک قرن نوزدهم
ethic روش اخلاقی یک نویسنده یامکتب علمی یا ادبی و یاهنری
exegesis تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
exegeses تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
pomegrenate design طرح گل اناری [این طرح در گل های شاه عباسی فرش ایران، در فرش های چینی بصورت درخت انار و در فرش های ترکستان و قفقاز بصورت میوه انار به همراه شاخ و برگ استفاده می شود.]
peacock طرح طاووس [این طرح در فرش های ایرانی، چینی، مغولی، قفقازی و ترکیه بصورت های متفاوت بکار می رود. در فرش چین گاه در کل متن و گاه در فرش ایران و قفقاز بصورت نمادی کوچک در گوشه و کنار فرش بافت می شود.]
pot-boilers کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
pot boiler کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
pot-boiler کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
montage قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
isagogics گفتار در تاریخ ادبی کتاب مقدس و شرح گرداوری یاالهام شدن موادان
montages قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
texts نوشته
depositions نوشته
letters نوشته
inscription نوشته
deposition نوشته
scrip نوشته
text نوشته
inscriptions نوشته
opuses نوشته
manuscript نوشته
record نوشته
writs نوشته
writ نوشته
papeteries نوشته
paper work نوشته
manuscripts نوشته
letter نوشته
opus نوشته
epigraph نوشته
High Renaissance [سبک معماری دوره رنسانس تا تجدد هنری و ادبی ایتالیا در قرن شانزد میلادی]
one who کسیکه
dragman کسیکه
gospeller کسیکه
whom کسیکه
blessed is he who کسیکه
writing نوشته نوشتجات
pseudograph نوشته جعلی
hierogram نوشته قدس
callout نوشته راهنما
it is written that نوشته اندکه
petroglyph سنگ نوشته
petrograph سنگ نوشته
handwriting دست نوشته
cryptogram نوشته رمزی
written نوشته شده
writings نوشته نوشتجات
cryptograph نوشته رمزی
manuscript دست نوشته
ancient manuscript نوشته قدیمی
chirograph دست نوشته
hand writing دست نوشته
long shot کسیکه درمسابقات
minimalist کسیکه خرسنداست
constructionist کسیکه قانون
introspectionist کسیکه معتقد به
stalker کسیکه میخرامد
whomso بهر کسیکه
inscription نقش نوشته خطی
triglot به سه زبان نوشته شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com